کد خبر: ۸۳۸۳
۲۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۷:۰۰
قاری نوجوان مشهد طرحی برای قرآن‌آموزی به دانش‌آموزان دارد

قاری نوجوان مشهد طرحی برای قرآن‌آموزی به دانش‌آموزان دارد

محمدمهدی عزتی جزء مدرسان کم سن و سال است که در کلاس‌های آموزشی قرآن برای دانش‌آموزان، شاگردان زیادی را آموزش داده است.

هشت ساله، بوده است که در کنار تفریحات و سرگرمی‌های کودکانه با همراهی پدر و مادرش در کلاس‌های آموزش قرآن شرکت می‌کند و از آن به بعد علاقه‌مند به قرآن می‌شود و در جلسات صوت و لحن قرآن شرکت می‌کند.  

محمدمهدی عزتی، متولد ۱۳۷۹ دانش‌آموز کلاس دهم مدرسه تیزهوشان است. او در کلاس هفتم طرحی قرآنی را اعلام و با تلاش خود و دوستانش به صورت خودجوش در مدرسه برگزار می‌کند که مورد استقبال قرار می‌گیرد و قرار می‌شود این طرح در تمام مدارس «سمپاد» اجرا شود که متاسفانه به خاطر حمایت نکردن مسئولان آموزش و پرورش این طرح خاموش می‌ماند.

او در حال حاضر جزء مدرسان کم سن و سال است که در کلاس‌های آموزشی قرآن برای دانش‌آموزان، شاگردان زیادی را آموزش داده است. از این رو سراغش رفتیم و دقایقی در کنار او و مادرش بودیم و گپ و گفتی دوستانه با آن‌ها داشتیم.

 

مشوق اصلی، پدر و مادرم بودند

با خجالتی که دارد می‌نشیند و از او در مورد شروع آموزش قرآن و علاقه‌اش می‌پرسم. همان‌طور که سرش پایین است به آرامی این طور پاسخ می‌دهد: من از کلاس دوم دبستان یادگیری قرآن را در دارالقرآن امام حسین (ع) شروع کردم، البته مشوق اصلی من پدر و مادرم بودند.

آن‌ها روز‌هایی که کلاس داشتم مرا همراهی می‌کردند و در حین یادگیری و آموزش خیلی تشویقم می‌کردند، بعد از دو سال با استاد «خلوصی» آشنا شدم که با ایشان کلاس صوت و لحن داشتم و بعد از آشنایی با ایشان در جلسات قرآن شهید عاصمی شرکت کردم. این قاری نوجوان در ادامه صحبت‌هایش می‌گوید: من چهار سال دانش آموز قرآن بودم و در حال حاضر سه سال است مدرس قرآن هستم.

 

دوست داشتم روزی قرآن را تدریس کنم

وقتی از او در مورد اینکه چطور شد در این سن کم مدرس قرآن شده می‌پرسم، خاطرنشان می‌کند: من دوست داشتم روزی تدریس قرآن را انجام دهم که خدا را شکر با کمک پدر و مادرم و استادم و پشتکار خودم توانستم موفقیت‌هایی در این راه کسب کنم. از این رو استاد خلوصی که خودشان یکی از داورن برجسته کشوری هستند و مدارک قرآنی می‌دهند، با توجه به پیشرفتی که داشتم از من خواستند که تدریس قرآن داشته باشم و من هم با کمال میل پذیرفتم.

این مدرس نوجوان از حس خوبی که با تدریس قرآن دارد می‌گوید: خیلی خوشحالم از اینکه می‌توانم تدریس کنم و با علاقه چیز‌هایی راکه یاد گرفتم را در اختیار دیگران بگذارم. عزتی، دو سال مربی قرآن وتواشیح در مسجد صاحب الزمان (عج) واقع در خیابان ستاری ۱۷ بوده است.

او دوباره به نقش پدر و مادرش اشاره می‌کند و می‌افزاید: اوایل خیلی علاقه‌مند به رفتن به جلسات قرآن نبودم، ولی پدر و مادرم خیلی تشویقم می‌کردند و در کنارم بودند. بعد از آنکه کم کم پیشرفت خودم را دیدم دیگر خودم مشتاق شدم که در جلسات شرکت کنم.

 

طرحی قرآنی در حرکتی خودجوش

عزتی سال هفتم طرحی قرآنی را به همراه دوستش ارائه می‌دهد که از او می‌خواهم درباره آن بیشتر توضیح دهد: سال هفتم بودم که طرحی را به همراه یکی از بچه‌ها ارائه دادم که با آن موافقت شد. به این صورت که هر روز دو زنگ تفریح را اختصاص داده بودیم به آموزش قرآن و صحبت در مورد مسائل دینی و قرآنی با توجه به مطالعاتی که انجام می‌دادیم.

او ادامه می‌دهد: ما برای اینکه بچه‌ها بیشتر جذب جلسات شوند، هدایایی را در آخر هر دوره به بچه‌ها اهداء می‌کردیم؛ به این صورت که مبلغی توسط من و بچه‌هایی که دوست داشتند و گاهی خانواده‌ها جمع آوری می‌شد و هدایایی خریداری می‌شد. اما متاسفانه مدرسه هیچ حمایت مالی از ما نکرد و همه چیز به صورت خودجوش انجام می‌شد.

وقتی از او می‌پرسم تعداد دانش‌آموزانی که در جلسات شرکت می‌کردند چند نفر بودند و استقبال چطور بوده، می‌گوید: اولش با ۶ نفر جلسات را شروع کردیم، ولی بعد به تعداد بچه‌ها اضافه شد و مورد استقبال قرار گرفت. طوری که اواخر حدود ۲۰۰ نفر در جلسات شرکت می‌کردند.

سال هفتم بودم هر روز دو زنگ تفریح را اختصاص داده بودیم به آموزش قرآن و صحبت در مورد مسائل دینی 

 

تواشیح خوانی در مقابل رئیس جمهور

این مربی و قاری نوجوان در بخشی از صحبت‌هایش به مقام‌ها و موفقیت‌هایی که کسب کرده است اشاره می‌کند: درجلسات قرآنی که شرکت می‌کردم مقام‌هایی به دست آوردم. در مسابقات آموزش و پرورش سال ششم، مقام سوم ناحیه و در مسابقات قطبی کشور بین مدارس استعداد‌های درخشان هم مقام چهارم را به دست آوردم و اخیرا هم در مسابقاتی که بین فرزندان دانشگاه علوم پزشکی برگزار شد، مقامی را به دست آوردم.

او علاوه بر صوت و لحن قرآن، تواشیح را هم یاد گرفته، مقام‌هایی به دست آورده و در حضور رئیس جمهور سابق نیز برنامه تواشیح خوانی اجرا کرده است و در حال حاضر مشغول تمرین برای شرکت در مسابقات کشوری اذان است.

 

با قرآن اطمینان قلبی گرفتم

عزتی در حال حاضر دانش‌آموز مدرسه تیزهوشان است. او در مورد ارتباط قرآن و موفقیت در درس‌هایش این‌طور توضیح می‌دهد: قرآن باعث ایجاد آرامش در وجودم شده است و قدرت تمرکزم را بالا برده است و همین امر باعث موفقیت در درس‌هایم نیز شده است.

در ادامه عنوان می‌کند: قرآن و تاثیرات آن باعث می‌شود اطمینان در قلب انسان ایجاد شود و همین باعث می‌شود در بخش‌های دیگر زندگی نیز موفق باشی. او رتبه سوم تیزهوشان سال ششم را کسب کرده است و در سال ۱۳۹۴ در المپیاد ریاضی، علوم و ادبیات در مرحله اول قبول و به مرحله دوم راه پیدا کرده است.

 

از هیچ خط قرمزی عبور نکرده است

راضیه ضیاءالحق، مادر محمد مهدی است که خود نیز دبیر آموزش و پرورش است. او در کنار ما حضور پیدا می‌کند و از تاثیرات مثبت قرآن در زندگی خود و فرزندش می‌گوید: انس و الفتی که محمد با قرآن پیدا کرده است تقریبا نگرانی‌های دوران نوجوانیش را برای من و پدرش به صفر رسانده است.

او آنقدر اصول تربیتی و قرآنی که یاد گرفته است را خوب در زندگی‌اش اجرا می‌کند که جایی برای نگرانی ما باقی نگذاشته است. با خوشحالی می‌گوید: او خیلی خوب کارهایش را برنامه‌ریزی می‌کند و تقریبا همه وظایفش، از جمله احترام به من و پدرش و برادرش تا فعالیت‌های تحصیلی و قرآنی و... را به خوبی انجام می‌دهد.

با رضایت تمام می‌گوید: محمد مهدی فقط روخوانی قرآن را یاد نگرفته است؛ بلکه یاد گرفته است که مصداق آن آیه که می‌فرماید: «به پدر و مادر خود نیکی کنید» عمل می‌کند و رفتار بسیار خوبی با من و پدرش دارد.

او یادآور می‌شود: خوشبختانه به بن بستی که بعضی از خانواده‌ها با نوجوانان‌شان رسیدند را ما تاکنون با محمد مهدی نداشته‌ایم. چون او از هیچ خط قرمزی عبور نکرده است.

علاوه بر صوت و لحن قرآن، تواشیع را هم یاد گرفته، مقام هایی به دست آوردم

 

حق انتخاب دارد

این مادر ادامه می‌دهد: اطمینانی که بین من و محمد مهدی از اینکه فعل حرامی را به جا نمی‌آورد باعث شده است که به راحتی از تکنولوژی به بهترین نحو استفاده کند و همین امر باعث شده است که اطرافیان هم متوجه این امر شوند و از او کسب اطلاعات داشته باشند.

او معمولا از اینترنت برای اطلاعات علمی، فقهی و تبادل اطلاعات با دوستان و همکلاسی‌هایش استفاده می‌کند و همیشه قرار داد‌هایی که برای استفاده از گوشی و اینترنت بین من و او گذاشته شده است را رعایت می‌کند.

وقتی از او می‌پرسم این حس اطمینان چطور حاصل شده است خاطرنشان می‌کند: من و پدرش با او دوست بوده‌ایم. من از کودکی‌اش همیشه سعی می‌کردم مطالب آموزنده را در قالب قصه و داستان بگویم و راه درست از نادرست را نشانش دهم و حرف‌های او را گوش کنم و این حق و آزادی انتخاب را در امور مختلف به او بدهم.

 

اطمینان به خدا 

ضیاءالحق می‌گوید: محمد مهدی به خدا خیلی اطمینان دارد از این رو هر چه اطلاعات علمی داشته باشد در اختیار دیگران می‌گذارد.  به اینجای کلامش که می‌رسد اضافه می‌کند: او و دوستانش در یک گروه در فضای مجازی با هم تبادل اطلاعات دارند و از آنجایی که محمدمهدی در فیزیک و ریاضی قوی است همیشه سئوالات را حل می‌کند و در گروه برای بچه‌ها می‌گذارد و هیچ‌گونه نگرانی ندارد که جایگاهش به خطر بیفتد، چون مطمئن است هیچ کس نمی‌تواند سد پیشرفتش باشد و هیچ گونه حسادت و خودبینی ندارد.

 

به قولهای‌شان عمل نمی‌کنند

او با لحنی گلایه آمیز می‌گوید: ما باید قرآن را در مدارس به عینیت برسانیم،  اینکه دانش‌آموزان بدانند قرآن لازمه زندگی است نیازمند تشویق و حمایت از دانش‌آموزان مشتاق است، ولی متاسفانه تشویق که نمی‌کنند هیچ، به قول‌هایی که می‌دهند هم عمل نمی‌کنند.

او در مورد طرح محمد مهدی می‌گوید: با وجود استقبالی که از طرف بچه‌ها شد و یک سالی هم از برگزاری جلسات گذشت مدیر مدرسه اعلام کرد که این طرح  به مسئولان مدارس سمپاد اعلام شده است و آن‌ها هم استقبال کردند تا در کل مدارس سمپاد اجرا شود و جوائزی در نظر گرفته شود، ولی متاسفانه همه چیز در همان مقدار سخنرانی در حضور اولیاء و مربیان باقی ماند.

او از رفت و آمد‌های چند باره‌اش به آموزش و پرورش برای این طرح قرآنی می‌گوید: من چندین بار به بخش آموزش قرآنی سر زدم، آن هم نه برای آنکه این طرح مال پسرم بود، بلکه برای حمایت از این امر مهم و تشویق دیگر دانش آموزان، ولی هر بار فقط گفته می‌شد رسیدگی می‌شود، ولی هیچ اتفاقی تا به امروز نیفتاده است.  

او با لحنی متاثر می‌گوید: به نظر شما پسری نوجوان چنین طرحی را با همکاری دوستانش اجرا کند، آیا واقعا نیازی به هیچ توجه از طرف دست اندرکارن آموزش و پرورش  نیست! در پایان دوباره سراغ محمد مهدی برمی‌گردیم و او در مورد خانواده‌اش می‌گوید: مادر و پدر و برادرم اولین دوست‌های زندگی من هستند و از آن‌ها خیلی ممنونم.

او در ادامه می‌گوید: مادرم همیشه معنی یک آیه قرآن را برایم می‌خواند که همیشه در خاطرم مانده است: «هرکس تقوا پیشه کند خداوند راه آسانی را برایش پیدا می‌کند» و من خوشحالم از اینکه با قرآن مانوس شده‌ام؛ و صحبت پایانیش این است: دوست دارم از طرحم در مدرسه حمایت شود تا شاید راه گشا برای دیگران هم باشد.  

* این گزارش پنج شنبه، ۲۷ آبان ۹۵ در شماره ۲۱۵ شهرآرامحله منطقه ۱۱ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام