فعال اجتماعی کوچک محله فرهنگیان ۱۲۰ جلد کتاب خوانده است
فرزاد امیری فعال اجتماعی یازدهسالهای است که یکی از ویژگیهای مهم او، علاقه زیادش به مطالعه کتاب است؛ به طوری که در یک سالونیم گذشته بیش از ۱۲۰ جلد کتاب خوانده است، اما این تنها یک بعد از شخصیت فرزاد است.
او که در گروه «محیطزیست نیما» نیز فعالیت میکند، حالا سمت حسابدار را در این گروه بهعهده گرفته و همراه با دیگر اعضا در برنامههای زیستمحیطی شرکت میکند. او خلاق است و از این خلاقیت خود در کارهای دستی استفاده میکند و یادش نمیرود که برای داشتن سلامتی، ورزش کردن نیز لازم است.
فرزاد که همراه خانوادهاش ساکن محله فرهنگیان است، یک شهروند نمونه کوچک بهحساب میآید که اگر امیدوار باشیم کودکان زیادی همانند او در اطرافمان رشد کنند، میتوانیم به آینده محله و شهرمان خوشبین باشیم.
- چطور آمار ۱۱۸ جلد کتاب را نگه داشتهای؟
کتابفروشی نیما که عضو آن هستم، نام و تعداد تمام کتابهایی را که تابهحال برای مطالعه امانت گرفتهام، در دفتری نوشته است.
- همه ۱۱۸ جلد کتابی را که در سال گذشته خواندهای، از کتابفروشی نیما قرض گرفتهای؟
بله، البته به جز آن ۱۱۸ جلد، ۱۰۰ تا کتاب هم در کتابخانه خودم دارم.
- همه آنها را هم خواندهای؟
تعدادی را خواندهام و بقیه را قرار است بهمرور بخوانم.
- چطور شد که با کتابفروشی نیما آشنا شدی؟
یک روز با مامانم از جلوی کتابفروشی نیما که نزدیک خانه ماست، رد میشدیم. بعد توجهمان جلب شد و داخل کتابفروشی که رفتیم، فهمیدیم خانم مجد، به جز قفسه فروش کتاب، قفسه امانت کتاب هم دارد. من هم همانجا عضو کتابخانه شدم.

- کتابهایی که خواندهای، بیشتر در چه زمینهای بوده؟
محیطزیست.
- چطور شد که این موضوع را برای مطالعه انتخاب کردی؟
بعد از اینکه عضو کتابخانه نیما شدم، با کمک خانم مجد و بقیه اعضای کتابخانه، گروه محیطزیست را تشکیل دادیم و بیشتر در این زمینه، کتاب مطالعه کردیم.
-بهترین کتابهایی که خواندهای، چه بوده؟
بهترین کتاب داستانی که خواندهام، بابا لنگدراز بوده و بهترین کتاب غیرداستانی، جنگل حلبی که درباره محیطزیست است.
- پول خرید کتابهای کتابخانهات را از کجا میآوری؟
از پولتوجیبیام کنار میگذارم.
- چقدر؟
مثلا اگر هفتهای ۵ هزار تومان پولتوجیبی بگیرم، هزار و ۵۰۰ یا ۲ هزار تومان آن را خرج خرید خوراکی و چیزهای دیگر میکنم و بقیهاش را برای خرید کتاب کنار میگذارم.
- به کسی هم کتاب هدیه دادهای؟
برای تولد دوستانم یا بچههای فامیل، کتاب میبرم.
- خودت چی؟ تابهحال کتاب هدیه گرفتهای؟
همین کتاب جنگل حلبی را خانم مجد برای روز تولدم به من هدیه داد.
- مطالعه این همه کتاب، چه فایده و تاثیری برایت داشته؟
درس ادبیات و انشا نوشتنم بهتر شده و کلمات زیادی یاد گرفتهام که در صحبت کردن از آنها استفاده میکنم. در زمینه تمیز نگاه داشتن محیطزیست هم احساس مسئولیت پیدا کردهام. شبها من زبالهها را جلوی در حیاط میگذارم. در مصرف آب و برق هم صرفهجویی میکنم؛ مثلا برای مسواک زدن فقط یک لیوان آب مصرف میکنم.
- اگر کسی را ببینی که پاکیزگی محیطزیست را رعایت نمیکند، چهکار میکنی؟
به او تذکر میدهم؛ مثلا همین هفته پیش استخر رفته بودم که یکی از دوستانم آشغال خوراکیاش را روی زمین انداخت. به او گفتم اینجا مثل خانه ماست، چرا آشغال میریزی؟ او توجهی نکرد و حتی بیمحلی کرد.
- بعد تو چهکار کردی؟
خودم آشغال خوراکی او را برداشتم و داخل سطل زباله انداختم.
- وقتی به تو کممحلی کرد، ناراحت نشدی؟
نه، اصلا برایم مهم نیست. من کار خودم را میکنم.
- در محله خودتان هم کار زیستمحیطی انجام دادهای؟
یکبار با بچههای گروه محیطزیست نیما، کیسه زباله خریدیم، دستکش هم به دست کردیم و بوستان و محله را پاکسازی کردیم.
- واکنش مردم چه بود؟
چند تا پیرمرد تشویقمان کردند، اما بعضیها هم از ما دوری میکردند. اولش ناراحت شدیم، اما بعد کار خودمان را کردیم.
- پدر و مادرت هم اهل مطالعه هستند؟
پدرم، چون سر کار میرود و وقت ندارد، کمتر کتاب میخواند، اما مادرم اهل مطالعه است. هم کتاب میخواند و هم روزنامه.
- مادرت چه نقشی در روند مطالعه کردن تو دارد؟
بعضی کتابها را او برای مطالعه به من پیشنهاد میدهد. معنی لغتهایی را هم که نمیفهمم، از مادرم میپرسیدم.
- خواهر و برادرت چطور؟ اهل مطالعه هستند؟
فقط یک برادر دارم که هجدهساله است و برای خودش کتابخانه دارد.
- تو هم کتابخانه شخصی داری؟
وقتی کتابهایم زیاد شد، ۸ تا قفسه برای خودم زدم و کتابهایم را آنجا گذاشتم.
- دوست داری در آینده چهکاره شوی؟
پلیس. در کنار این شغل میخواهم فعالیتهای زیستمحیطی هم انجام دهم.
- شنیدم اریگامی هم بلدی؟ از کجا یاد گرفتی؟
دیده بودم که برادرم با کاغذ، پرنده و قایق و هواپیما درست میکند. از او پرسیدم چطور یاد گرفتهای؟ گفت از روی کتاب اریگامی. من هم کتابش را تهیه کردم و این کار را یاد گرفتم. حالا بلدم بعضی چیزها را بدون نگاه کردن به کتاب درست کنم. کاغذی هم که برای کار اریگامی استفاده میکنم، باطله است. از مواد دورریختنی هم کاردستی درست میکنم.
- مثلا چی؟
مثلا با بطری نوشابه، هواپیما ساختم یا با کاغذ و خلال دندان، صندلی.
- دوچرخهسوار هم که هستی؟
دوچرخهام معمولی است، اما زیاد از آن استفاده میکنم. برای خریدهای خانه در مسیرهای نزدیک، دوچرخه سوار میشوم.

- چه آرزویی داری؟
اینکه پدرم زمان بیشتری در خانه باشد.
- برای خودت یک آرزو بکن.
آرزو دارم دوچرخه دندهای بخرم.
- فعالیت اجتماعی دیگری هم انجام میدهی؟
با بچههای گروه محیطزیست نیما، هرچند وقت یکبار به مدرسه طبیعت میرویم. آنجا بازی و رفتار با حیوانات و کاشت بعضی گیاهان مثل سیبزمینی و آفتابگردان را یاد گرفتهایم.
- در خانه خودتان هم گل و گیاه داری؟
گلدان شمعدانی و کاکتوس دارم که خودم خریدهام. یکی از کاکتوسهایم اوایل، چون آفتاب زیاد خورده بود، خشک شد و من خیلی ناراحت شدم.
- اهل ورزش هم هستی؟
الان که مدرسهها تعطیل است، به کلاس استخر میروم و ترم ۲ هستم و به پینگپنگ هم خیلی علاقه دارم. هر روز از ساعت ۶ تا ۸ بعدازظهر به پارک فروغ میروم و با بچهها پینگپنگ بازی میکنم.
- دوست صمیمیات کیست؟
سهند محقق. از بچگی با هم همسایه و خیلی دوست بودیم. حالا خانواده سهند، منزلشان را به بولوار دانشجو بردهاند، اما گاهی قرار میگذاریم و هم را میبینیم.
* این گزارش چهارشنبه، ۲۸ مرداد ۹۴ در شماره ۱۶۰ شهرآرامحله منطقه ۱۰ چاپ شده است.