تربیت عکاسان طلاب برای دیدن سوژههای بومی
جواد خالقی، متولد ۱۳۴۸ است. عکاسی پرتکاپوست که همه انواع عکاسی را تجربه کرده است؛ از طبیعت و سوژههای اجتماعی گرفته تا عکاسی آتلیهای و خبری! تا به حال چندین نمایشگاه از آثارش برگزار شده است.
البته هیچکدام از اینها نکته تازهای در گفتگو با یک عکاس نیست، اما تلاش او برای تشویق هنرمندان عکاس برای پرداختن به سوژههای بومی و راه اندازی گروهی مجازی با نام «کافه هنر» بهانهای برای همراهی با این هنرمند شد.
خالقی در پی آن است که این گروه مجازی را واقعی کند. ماجرایی که با تمام کوششها تا این لحظه به سرانجام نرسیده است. میگوید: دست از کار نمیکشم تا خدمتی به هنر عکاسی در منطقه طلاب کرده باشم.
از آنالوگ تا دیجیتال!
اولین شاتِ عکاسیام را ۳۰ سال قبل با دوربینی آنالوگ ثبت کردم و بعد از آن هم دوربین را کنار نگذاشتم. رفته رفته تجربیاتم بیشتر شد و به سمت عکاسی مستند اجتماعی با نگاه هنری کشیده شدم. کاری که بیشتر عکاسان تازهکار انجام میدهند و البته تا آخر هم در همین بخش باقی میمانند.
حدود ۱۰ سال قبل پس از طی دورههای تکمیلی و شرکت در اردوهای مکرر کانون عکس به سمت عکاسی آتلیهای رفتم و عضو اتحادیه صنفی آنها شدم. با تجربیاتی که در بخش آتلیه و به واسطه درسهای دانشگاهی پیدا کرده بودم شروع به آسیبشناسی رشته عکاسی آتلیه کردم. همین هدف باعث شد ۳ سال قبل گروه آموزشی فرهنگی «کافه هنر» را در فضای مجازی راهاندازی کنم.
هنر در فضای مجازی
قدیم هر صنف برای خودش کافهای داشت و اگر شما مثلاً برای خانهتان بنا یا نقاش میخواستید به آنجا میرفتید و کارتان راه میافتاد. چرا نباید با تکیه بر همین پیشینه، کافهای برای عکاسان باشد که هم جنبه پاتوقی داشته و هم مکانی برای آموزش و ارتقای هنر باشد؟
هرچند شروع کار در فضای مجازی بود، اما این دورهمی مجازی گاهی در بیرون هم اتفاق میافتاد و جلسات در عمل در آتلیه شخصی آن زمانم در محدوده کوهسنگی برگزار میشد. کافه هنر هنوز در فضای مجازی است و گاهی جلسات حضوری هم به همین نام برپا میشود.
هنوز بعد از ۳ سال و نشستهای متعدد عکاسی، نتوانستیم مجوز رسمی کافه هنر را دریافت کنم. چرا که اصولاً راهکاری مناسب برای آن در قانون دیده نشده است. برخی تصور میکنند که این کار جنبه تجاری و صنفی دارد و گاهی ما را جزو مؤسسات چندمنظوره میدانند درحالیکه نه این هستیم و نه آن و هم این هستیم و هم آن.
کشف استعدادهای عکاسی
گفتم در نقاط مختلف شهر، آتلیه داشتم، اما به خاطر اینکه ۳۰ سال است ساکن منطقه طلاب هستم در همین محدوده خیابان علیمردانی کارم را ادامه میدهم به این شکل که دوستان و هنرمندانی که در بخش گرافیک و پویانمایی کار میکنند، شناسایی کرده و کلاسهای تکمیلی این ۲ رشته و رشتههای مرتبط با عکاسی را برگزار میکنم.
در ادامه برنامههای آموزشی، جلسهای با موضوع چگونگی دریافت مجوز برای تشکیل آتلیه و شناخت بهتر ابزار حرفهای عکاسی برگزار کردم که علاقهمندان زیادی از طلاب و نواحی اطراف در آن شرکت کردند. همزمان به آموزش هنر عکاسی در گروههای مجازی پرداختم.
واقعیت این است طلاب منطقه مستعدی است و در رشتههای قرآنی افراد ممتاز و شناختهشدهای دارد و در ورزش هم همینطور. تیمهای خوب فوتبال، فوتسال و رزمیکار متعددی داریم، اما چندان اقبالی تا به حال به هنر نشده است. اگر هم شده موردی بوده و تبدیل به جریانی تأثیرگذار نبوده است و من دوست دارم این روند پرقوت ادامه یابد.
گردهمایی خودمانی عکاسان
شاید جریان «فتو واک» را شنیده باشید. فتو واک یا گردهمایی خودمانی عکاسی به این صورت است که مسیری در شهر مشخص میشود تا عکاسان بهدلخواه از فضای اطراف عکاسی کنند! این ماجرا را برای هنرمندان طلابی معرفی کردم و تعدادی به این جریان پیوستند. کافه هنر بخشی از این ماجرا را در دست گرفت و واک شماره ۱ و ۲ کافه هنر در منطقه نوغان و خیابان نواب صفوی برگزار شد.

عکاسی مردمی در طلاب
منطقه طلاب بافت جمعیتی شلوغی دارد و همین شلوغی میتواند جذابیت موضوعی برای عکاسان داشته باشد. انواع متعدد مشاغل قدیمی در کنار صنایعدستی موضوع خوبی برای عکاسی است علاوه بر این، در این منطقه جارو و حصیربافی، نگین تراشی، فیروزهتراشی و انگشتر سازی داریم که شاید در هیچ جای مشهد وجود نداشته باشد. همین مشاغل خاص برای عکاسان شوق برانگیز است و میتواند این نقطه را بهعنوان شاخص عکاسی مشهد مطرح کند.
عکاسی خیابانی را شروع کنیم
چون در این منطقه تا به حال عکاسان خیابانی کمتر بودهاند که بخواهند زندگی مردم را به تصویر بکشند میتوان پیشبینی کرد که واکنش مردم به حضور آنها در منطقه تدافعی خواهد بود. باید فرهنگسازی شود تا رابطهای دو طرفه و صمیمانه داشته باشند. نکته جالب اینجاست که در منطقه همجوار ما یعنی گلشهر کاملاً ماجرا برعکس است.
گروهی از دوستان مهاجران افغانستانی (گروه everyday گلشهر با مدیریت آقای شاه بیدک) که در همان محدوده زندگی میکنند بهصورت جدی تشکلی راه انداختند و از محیط زندگی خود عکاسی میکنند. حضور مکرر این گروه در منطقه سبب آشنایی مردم شده است. این روند میتواند در محدوده زندگی ما هم دنبال شود.
قوت هنر عکاسی
متأسفانه خدمات انجمنهای هنری مشهد تنها در همان محل کارشان باقی مانده است و خدمات آموزشی در این مناطق کمتر است. چطور میشود توقع داشت خانوادهای هر روز دختر نوجوانش را از این سمت شهر به آن سمت شهر ببرد تا فقط در کلاس عکاسی شرکت کند؟
چرا چنین کلاسهایی نباید در منطقه خودمان باشد؟ به نظرم با حمایت نهادهای مرتبط نظیر بخش فرهنگی شهرداری و اداره فرهنگ و ارشاد با حرکتهایی مانند کافه هنر میتوان هنرعکاسی را هم قوت داد. رشد فرهنگی شاخ و دم ندارد و با همین شیوهها انجام میشود! اما قبل ازهرکار باید به فکر مکان و محل ثابت برای رشتههای هنری بود تا بعد بتوانیم کنارش عکاسی را هم ادامه دهیم.
کمرنگ کردن مشکلات عکاسی
هر هنرمندی به فضای کار نیاز دارد. مثلاً نقاش طبیعت باید بتواند در گوشهای بنشیند و فارغ از محدودیتها دل به بوم نقاشیاش بدهد، چون فضایی آرام را میطلبد، اما فضای کار عکاس مستند اجتماعی سطح جامعه است. نمیتوان از عکاس اجتماعی توقع داشت بنشیند در خانهاش از در و دیوار عکس بگیرد و اسمش را بگذارد عکس اجتماعی!

فریم خاطرهساز
عکسها خاطرهساز هستند. این را به خاطر نقل ماجرایی میگویم. فتو واک ۲۰۱۷ در خیابان نواب صفوی عکاسی کرده بودم. امسال هم برای عکاسی به همان محدوده رفتم و میخواستم همان سوژه سال قبل که پیرمردی فرتوت و نگهبان کاروانسرایی قدیمی بود، ببینم. عکس سال قبل آن مرد را نشان دادم. همسایهها گفتند فوت شده است. کلی خدابیامرزی دادند. برایم جالب بود که یک فریم من باعث شد از آن پیرمرد، ذکر خیری شود.
حمایت فقط همین
جا دارد از طریق همین رسانه از نهادهای مرتبط از جمله اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، بخش فرهنگی و هنری شهرداری منطقه بخواهم ایده کافه هنر را حمایت کنند و با در اختیار قرار دادن مکانی تحت عنوان پاتوق هنری به ما فرصت دهند استعدادهای هنری در زمینههای مختلف را کشف و ساماندهی کنیم. این کار به نفع اقتصاد و کاهش آسیبها و ناهنجاریهای منطقه و شهر خواهد بود.
* این گزارش یکشنبه ۱۳ آبان سال ۱۳۹۷ در شماره ۳۱۶ شهرآرامحله منطقه ۴ چاپ شده است.