کد خبر: ۱۵۷۵۱
۱۰ آبان ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
محمد عطف ناوخی

شیوه خاص پاکبان محله شهیدقربانی برای تمیزی کوچه‌ها

محمد عطف ناوخی گفتن چند بند فرهنگ شهروندی برای داشتن شهری زیبا و تمیز به اهالی را یکی از تکالیف روزانه اش کرده است. همین خوش رویی محمدآقا درکنار دغدغه اش برای تمیزی محله است که در کمتر از یک سال حضورش، نمونه شدن بین پاکبان‌ها را برایش رقم زده است.

هرروز صبح در محله شهید قربانی، صدای خش خش جاروی مردی آغازگر صبح است که نه تنها با جارو بلکه با لبخند و مهربانی اش روح این محله را جلا می‌دهد. او بیشتر از آنکه پاکبان باشد، رفیقی برای اهالی است که حواسش به همه چیز در کوچه و خیابان است، از درختچه کوچه‌ها گرفته تا حال اهالی قدیمی و پیرمرد‌های محله. اصلا همین خوش رویی محمدآقا درکنار دغدغه اش برای تمیزی محله است که در کمتر از یک سال حضور در این محله، نمونه شدن بین پاکبان‌ها را برایش رقم زده است.

محمد عطف ناوخی گفتن چند بند فرهنگ شهروندی برای داشتن شهری زیبا و تمیز به اهالی را یکی از تکالیف روزانه اش کرده است. او نظم و نظافت و زیبایی را به کوچه‌های محله شهیدقربانی آورده و امیدوار است با همین روحیه بتواند تصاویر ناخوشایند در این محله را که بیشتر در زباله گذاری خارج از ساعت خلاصه می‌شود، محو کند.

 

لذت تمیزی پاکبانم کرد

چهارده سالی است که جارو از دستش نیفتاده و همچنان با همان انگیزه روز‌های اول، کوچه‌ها را جارو می‌کشد. آن طورکه می‌گوید ۲۹ سالش بود که سر از این کار درآورد، نه برای اینکه روز‌های بیکاری اش را پرکند، بلکه لذت تمیزی وارد این راهش کرد. حالا بعد از سیزده سال خدمت در محله‌ای دیگر، چندماهی است که محمد عطف ناوخی در محله شهیدقربانی، پاکبان شده و آن چنان سروروی محله را دگرگون کرده که با رضایت مردمی، پاکبان نمونه شده است.

طبق گفته‌های خودش هرجا می‌رود دعای خیر مردم را می‌خرد؛ «روزی که درخواست کار در شهرداری به عنوان پاکبان را دادم، با خودم گفتم قرار نیست همه دکتر و مهندس و مغازه دار و... شوند؛ باید کسی هم باشد که شهر را تمیز نگه دارد. آن زمان عِرق تمیزی کوچه و خیابان را داشتم. البته که این حس بعداز این همه سال همچنان به قوت خودش باقی است. به همین دلیل در هر محله‌ای پاکبان می‌شوم، همه فکر و ذهنم این است که هیچ جایی از قلم نیفتد. حتی پیش آمده که از مرز‌های تعیین شده محدوده کاری‌ام هم فراتر رفته‌ام؛ چون نمی‌توانم ببینم حتی اطراف محدوده من تمیزنباشد.»

 

همیشه آدم به آدم می‌رسد

تمیزی محله شهیدقربانی با آمدن محمدآقا خیلی ملموس شده است، اما آنچه او را متمایز کرده فراتر از مهارت دستان اوست. او هر روز صبح چشم به چشم همسایه‌ها می‌دوزد، با یک صبح به خیر گرم و پرسیدن از سلامتی شان خوش وبشی با اهالی می‌کند. اگر حال پیر‌های کوچه خوش نباشد به آن همسایه دیگر می‌گوید که حواسش باشد. اگر خاک درختی خشک شده باشد در همین احوالپرسی‌ها آبیاری را گوشزد می‌کند، یا بوته و گلی کج شده باشد، دوباره سر جایش محکم می‌کند و به اهالی از نگهداری درستشان می‌گوید. اگر هم زباله‌ای خارج از ساعتش بیرون گذاشته شده باشد، بدون منت جمع می‌کند و با مهربانی به همان همسایه از مزیت‌های نظم در زباله گذاری می‌گوید.

به خودش که از این حسن اخلاقش می‌گوییم، چنین تعریف می‌کند: وقتی کوچه و خیابان را کثیف می‌بینم، یا زباله رها شده جلو خانه‌ها به چشمم می‌خورد، هیچ وقت با عصبانیت دامن کسی را نمی‌گیرم. حتی به کنایه هم چیزی نمی‌گویم که طرف شرمنده شود؛ چون معتقدم باید چنین رفتار‌هایی از ریشه درست شود. به خاطر همین بعد از خوش و بشی با آن‌ها نشان می‌دهم چطور گذاشتن زباله خارج از ساعت باعث تجمع جانوران موذی از موش گرفته تا گربه می‌شود.

این جانوران برای خود مردم مزاحمت ایجاد می‌کند. حتی گاهی نشان می‌دهم چطور مردم زباله هایشان را ببندند که دیگر زمین نریزد. یا گاهی پلاستیک پاره شده توسط زباله گرد‌ها را نشان می‌دهم و درباره تفکیک درست، چند نکته‌ای با مهربانی یادآوری می‌کنم. بالاخره من با این اهالی هر روز رودررو می‌شوم و به قولی به هم می‌رسیم و همین یک بار، دوبار و سه بار گفتن من، کم کم این خرده رفتار‌ها را از پند به عمل تبدیل می‌کند.

 

محمد عطف ناوخی

 

پشت ۱۴ سال کار، فقط یک آرزوست

ما فقط نتیجه کار پاکبانی را می‌بینیم، کمتر پیش می‌آید سراغ بگیریم که این تمیزی، پشت خودش چه کمری را خم کرده است. البته که محمدآقا هم هیچ وقت از سختی کارش گلایه نمی‌کند. نه از زمستان‌های سخت می‌گوید و نه از تابستان‌های گرم. تمام حرفش این است که باید با علاقه کار کرد؛ چون این جارو چرخ زندگی را می‌گرداند.

وقتی کوچه و خیابان را کثیف می‌بینم، یا زباله رها شده جلو خانه‌ها به چشمم می‌خورد، هیچ وقت با عصبانیت دامن کسی را نمی‌گیرم

همه حرف محمدآقا این است که به جای گفتن از گلایه و سختی ها، دوست دارد آرزویی را به زبان آورد که پشت چهارده سال کار او همچنان در قالب رؤیاست؛ «چهارده سال است همیشه خانه به دوش بوده‌ام. الان هم در خانه‌ای پنجاه متری مستأجر هستم، با سه بچه‌ای که هرکدام یک دنیا دغدغه هستند. البته خداراشکر سرپناه دارم. اما هرشب موقع خواب تا چشمم به سقفش می‌افتد به خودم می‌گویم، خدایا کی پول زحمت کشی، برای خانواده‌ام خانه می‌شود. همین یک آرزو را دارم یعنی کلید خانه‌ای که از آن خودم باشد و وقتی داخل دری چرخاندم، مطمئن باشم در این گرانی‌ها دیگر کسی نمی‌تواند بگوید تا آخر ماه تخلیه کن.»

 

عصمت حسین زاده، شهروند

مسئولیت پذیری پاکبان، محله را تمیز کرده است

از وقتی آقای ناوخی در محدوده ما مشغول به کار شده است، معنی نظافت و تمیزی را بهتر درک کرده‌ایم. وقتی کوچه را تمیز و مرتب می‌بینیم، خودمان هم دلمان نمی‌آید آن را کثیف کنیم. رفتار خوب و دلسوزی او باعث شده است اهالی بیشتر به پاکیزگی محله اهمیت بدهند. قبلا بعضی از همسایه‌ها زباله‌ها را در ساعت نامناسب بیرون می‌گذاشتند، اما با تذکر‌های محترمانه و راهنمایی‌های ایشان، این موضوع خیلی کمتر شده است. به نظرم اگر همه مثل آقای ناوخی با مسئولیت پذیری کار کنند و مردم هم همکاری داشته باشند، محله‌ای تمیزتر و زیباتر خواهیم داشت.

 

مجید عبدی، کارشناس ناظر اداره خدمات شهری

سفیر فرهنگ شهروندی

در اداره خدمات شهری منطقه ۴، روزانه با حدود دویست پاکبان همکاری دارم و محمد عطف ناوخی از بهترین نیرو‌های ماست. در بازدید‌های سرزده از محدوده کاری او در طبرسی شمالی ۳۳ تا ۴۳ و کوچه‌های محصل شمالی ۱۶ تا ۲۶، همیشه شاهد نظافت دقیق و مطلوب هستیم.

آنچه محمدآقا را متمایز می‌کند، ارتباط صمیمانه با اهالی و تلاش برای فرهنگ سازی و ترویج رعایت نظافت است؛ او را نه تنها یک پاکبان پرتلاش، بلکه سفیر فرهنگ شهروندی در محله می‌دانم.

 

* این گزارش یکشنبه ۱۰ آبان‌ماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۷۱ شهرآرامحله منطقه ۳ و ۴ چاپ شده است.

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
05:00
03:04
اینستاگرام