جواد عباسیاول چهار اختراع به نام خود ثبت کرده است
جواد عباسیاول متولد سال ۵۲ و ساکن محله دانشجو مشهد است. او که ۲۵سال سابقه کار در آموزش و پرورش دارد از مدیران و کارشناسان پژوهشسرا و آزمایشگاههای مرکزی این سازمان است. او چهار اختراع را به نام خود ثبت کرده و علاوه بر اینکه چندین دوره در مسابقات آزمایشگاهی شرکت داشته، داور جشنوارههای استانی هم بوده است.
عباسی چندین دوره به عنوان مربی نمونه و دو دوره به عنوان پژوهشگر نمونه ناحیه ۷و پژوهشگر منتخب استان معرفی شده، همچنین دو دوره در جایگاه مسئول کمیته داوری جشنوارههای پژوهشی و همایشهای ملی دانشجویان دانشکدههای فنی کشور قرار گرفته است. گفتوگویی با این پژوهشگر نمونه داشتیم تا از خاطرات دوران کودکیاش بپرسیم و با دیدگاههایش در مورد وضعیت پژوهش در آموزش و پرورش بیشتر آشنا شویم.
از کنجکاویهای کودکی تا اختراعات بزرگسالی
عباسی از کودکی فردی کنجکاو بوده است. در دوران خردسالی به بازیهای الک دولک، فوتبال و هفت سنگ تمایل داشته است، اما کمی که بزرگتر میشود علاقه زیادی به آشنایی با جریان برق پیدا میکند طوریکه خانوادهاش همیشه مراقب او بودهاند تا دچار برقگرفتگی نشود.
رادیو ضبط یکی از وسایلی بوده که خیلی توجه او را به خودش جلب میکرده است، تا اینکه یک روز از پدرش میخواهد به او اجازه دهد آن را باز کند و با نحوه کارش آشنا شود. پدر وسایل لازم مانند پیچگوشتی را در اختیارش میگذارد و خودش هم در کنار او قرار میگیرد تا مراقب پسرش در برابر خطر جریان برق باشد.
عباسی رادیو را باز و وسایل مختلف آن را بررسی میکند، اما هنگام بستن با مشکل مواجه میشود و از پدر کمک میخواهد. همچنین روزی از مادرش اجازه میگیرد که پنکه را باز کند و نحوه کار کلیدهای آن را ببیند. مادرش یک پارچه پهن میکند و به او اجازه میدهد تا حس کنجکاویاش را ارضا کند.
وقتی وارد مدرسه میشود علاقه زیادی به ساخت وسایل داشته، البته به گفته خودش از معلمان بسیار توانا و دلسوزی برخوردار بوده است که تأثیر زیادی در پرورش استعدادهایش داشتهاند. در دوران راهنمایی، کارگاههای حرفه و فن فضای بیشتری برای بروز استعدادهایش فراهم میکند و همراهی معلمانش با او موجب علاقهمندی بیشترش به کارهای دستی میشود.
او توضیح میدهد: در این مقطع با استفاده از سنگ، دستههای درهای ورودی منازل، میلگرد و پارچههای پردهای رنگارنگ، یک آباژور درست کردم که خیلی مورد توجه مدیرمان قرار گرفت و از من خواست که آن را به مدرسه هدیه کنم.
عباسی چند سال پیش که به مدرسه قبلی خود رفته، آباژورش را در آنجا دیده است. او همچنین یک موتورالکتریکی میسازد که خیلی بهتر از دستسازههای دیگر دوستان هم سن و سالش کار میکردهاست.
در دوران دبیرستان وارد مدرسه نمونه آیندهسازان میشود. در آن زمان، مدرسه تیزهوشان نبوده است ولی دانشآموزان مستعد و برتر، از طریق آزمون میتوانستند وارد مدرسه آیندهسازان شوند. عباسی هم جزو اولین دورههای پذیرش این مدرسه بوده است. او رشته ریاضی را انتخاب میکند. علاقه زیادی به فیزیک داشته است. سال ۷۱ آزمون کنکور را میدهد و در رشته مورد علاقهاش که همان فیزیک بوده است قبول میشود.
مشاور دانشآموزان جشنواره خوارزمی
او از سال ۷۵ وارد آموزش و پرورش میشود و در آنجا هم به جای تدریس، علاقهمند به انجام کارهای عملی و آزمایشگاهی با دانشآموزان بوده است بنابراین کارش را در آزمایشگاه و پژوهشسرای مرکزی آموزش و پرورش دنبال میکند.
عباسی سالها به عنوان کارشناس آزمایشگاه فیزیک در کنار دانشآموزان قرار داشته، همچنین دو سال مسئولیت مدیریت پژوهشسرا و آزمایشگاه مرکزی ناحیه ۲و به مدت سه سال مسئولیت مدیریت پژوهشسرا و آزمایشگاه مرکزی ناحیه ۷را بر عهده داشته است. درحال حاضر نیز به تدریس فیزیک میپردازد.
عباسی چهار اختراع را به ثبت رسانده، که شامل سیستم هوشمندسازی روغن، آب، باد لاستیک و بنزین ماشین است
وی بارها مشاور دانشآموزان جشنواره خوارزمی بوده است و چندین دوره سابقه داوری در جشنوارههای استانی را دارد. او از کار عملی و آزمایشگاهی با دانشآموزان بسیار لذت میبرد و فرآیند طرح ایده و اختراع و عملیکردن آن را بسیار جذاب میداند. البته خودش هم چهار اختراع را به ثبت رسانده، که شامل سیستم هوشمندسازی روغن، آب، باد لاستیک و بنزین ماشین است.
سیستم هوشمند رادیاتور چنانچه بر روی ماشینی نصب شود، هنگامی که آب ماشین به جوش آید، به راننده آلارام میدهد و اگر راننده متوجه آلارم نشود، سیستم سخنگو، خطر را اعلام میکند. در سیستم هوشمند روغن، بنزین و باد ماشین هم به محض اینکه باد لاستیکها کم شود یا میزان بنزین، روغن و فشار آن کاهش یابد، به راننده اخطار میدهد.
فراری دادن مغزها
او معتقد است که در ایران افراد مخترع زیادی داریم، اما چون به آنها بها داده نمیشود و بستر آموزش و امکانات مورد نیازشان فراهم نیست، جذب سایر کشورها میشوند. عباسی با بیان اینکه ماهی به غیر از آب چیز دیگری نمیخواهد، میافزاید: ما فرار مغزها نداریم بلکه مغزهایمان را فراری میدهیم، در واقع نه تنها کاری برای افراد مخترع و کارآفرین نمیکنیم بلکه وقتی حتی جواب نامههایشان را نمیدهیم و بستر آموزش و مواد اولیه برایشان فراهم نمیکنیم طبیعی است که با اولین پیشنهاد از خارج کشور، جذب آنها میشوند.
او از اینکه در ایران به کارهای پژوهشی بها داده نمیشود، گلایه میکند و میگوید: در نهادهای مختلف، بودجههای پژوهشی صرف پژوهش واقعی نمیشود بلکه به نوشتن مقاله و پایاننامه اختصاص مییابد و نهایتا در قفسه کتابخانهها خاک میخورد همچنین تیمهای مختلف پژوهشی از تجربههای تیمهای قبلی استفاده نمیکنند.
به گفته او در آموزش و پرورش از طرحهای پژوهشی دانشآموزان استقبال خیلی کمی میشود و بچهها از هزینههای سنگین طرح ترس دارند، همچنین درفرآیند ثبت اختراع، ممکن است که ایدهای از دانشآموزی گرفته شود ولی به نام فرد دیگری ثبت شود.
این پژوهشگر نمونه، اعتقاد دارد که امروزه پژوهشسراها غریب ماندهاند. یکی از دلایل او برای این دیدگاه، یک شیفت شدن آزمایشگاه مرکزی و پژوهشسرای آموزش و پرورش است.
قضیه از این قرار است که در گذشته، آزمایشگاه مرکزی و پژوهشسرای آموزش و پرورش در دو شیفت صبح و عصر فعالیت داشتند به گونهای که صبحها آزمایشگاه در اختیار مدارس بود و عصرها دانشآموزان کارهای پژوهشی انجام میدادند، اما از دو سال پیش به خاطر فشارهای اقتصادی، اکنون آنها فقط در شیفت صبح فعالیت دارند و آزمایشگاه در اختیار مدارس است بنابراین عملا دانشآموز نمیتواند کار پژوهشی انجام دهد.
*این گزارش پنجشنبه، ۳ خرداد ۹۷ در شماره ۲۸۴ شهرآرامحله منطقه ۱۱ چاپ شده است.