همسایه خوب برکت کوچه صدف۱۱ است
آنقدر با هم صمیمیاند که کافی است یکیشان از مشکلی بگوید؛ آنوقت همه یکدل میشوند تا باری از دوش همسایهشان بردارند. وقتی در کوچه صدف ۱۱ با چنین همسایههای همدلی همراه میشویم متوجه میشویم که چهاردهه است با همین روحیه در محله دانشجو همسایهداری کردهاند.
در گفتوگو با آنها به نامی میرسیم که به عنوان همسایه قدیمیتر مطرح میشود، لیلا زارعی که نهتنها پای کار همسایهها که پای کار محله هم بوده است.
رساندن جهیزیه به نوعروسان
خانه لیلازارعی دقیقا روبهروی مسجد چهاردهمعصوم (ع) قرار گرفته است. همین موضوع کافی است تا در این سالها او هم بانی کارهای خیر در مسجد باشد و هم همراه اهالیای که به این مجموعه میآیند.
فاطمه موسوی یکی از بانوان محله تعریف میکند: وقتی هنوز از جاروبرقی خبری نبود، لیلا خانم همسایهها را جمع میکرد تا با جارودستی تمام مسجد را جارو بزنند. نزدیک نوروز هم فرشها را برای شستن به روی پشتبام مسجد میبردند. همین کارهایش باعث شده بود همیشه خیال همسایهها از امورات مسجد راحت باشد.
از دیگر محاسنی که اهالی درباره لیلا زارعی مطرح میکنند، دست خیری است که برای نوعروسان و نیازمندان دارد و برای آنها جهیزیه جمع میکند. این قدیمی محله میگوید: ما وقتی به این محله آمدیم، دوروبرمان کسی نبود؛ برای همین با آمدن هر همسایه جدید، آن را به چشم برکت کوچه نگاه میکردیم و با مرحوم همسرم به خوشامدگوییشان میرفتیم تا احساس غربت نکنند.
همراهی که علاج درد است
همراهی ما با لیلاخانم در کوچه صدف ۱۱ ما را به مهناز صدر میرساند. لیلا خانم درباره همسایه قدیمیاش میگوید: خانه ما و خانم صدر به هم نزدیک است؛ طبق رسم، وقتی به محله ما آمدند من و همسرم به خوشامدگوییشان رفتیم. همین موضوع، باب دوستی چندینوچندساله خانوادهها و بچههایمان را باز کرد.
همسایهای خوب است که هوای اطرافیانش را داشته باشد؛ از دردشان باخبر باشد
او از خوبی و مهربانی مهنازخانم میگوید و شبی که به سبب بیماری راهی بیمارستان شد و مهناز خانم، دوشبانهروز و تا زمان مرخصی او، خواهرانه بالای سرش ماند و پرستاریاش کرد. او این روحیه را برای همسایههای دیگر هم دارد و در ایام بیماری اطرافیان، رفتاری دارد که خودش علاج درد است.
مهناز صدر هم درباره خصلتهای خوب یک همسایه میگوید: ما از خانم زراعی خوبی دیدیم و سعی میکنیم به وقتش جبران کنیم. من به معنای واقعی روابط خواهرانه را در این همسایهداری حس میکنم.
بانی آشنایی همسایهها
معصومه پارسا، سومین همسایه خوب این معبر است که مهناز خانم او را به ما معرفی میکند و از روی خوش و مهربانیاش اینطور میگوید: آشنایی ما اولین بار در مسجد محله و در نماز جماعت بود که من را دعوت کردند به مجلس روضهشان. چون تازهعروس بودم زیاد از خانه بیرون نمیآمدم؛ همان روضه که ماهی یکبار در منزل این همسایه خوب برپا میشود، بهانهای شد برای آشنایی بیشتر با همسایهها.
او از امانتدار بودن معصومه خانم هم میگوید: اگر برای تحقیق درباره دختر و پسری در محله میآمدند یکی از معتمدان محله که معرفی میشد، خانم معصومه پارسا بود. ما در این سالها هر وقت خانه نبودیم خیالمان راحت بود که خانه را به او سپردهایم.
معصومه خانم میگوید: همسایهای خوب است که هوای اطرافیانش را داشته باشد؛ از دردشان باخبر باشد. رفتار و کردارش طوری باشد که اگر یک روز از آن محله رفت، دعای خیر پشت سرش باشد.
* این گزارش پنجشنبه ۲۶ شهریورماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۵۲ شهرآرامحله منطقه ۱۱ و ۱۲ چاپ شده است.