کار همسایه کار من است!
وقتی صحبت از همسایههای خوب میشود، پیداکردن آدمهایی از این جنس در بولوار شاهنامه کار سختی نیست؛ آدمهایی که محبتشان به ساکنان خانههای اطراف میرسد؛ مثل اهالی شاهنامه ۴۱. خیلی از همسایهها با یکدیگر در همین کوچه بزرگ شدهاند و از بازی در زمینهای خاکی گرفته تا ساخت خانه برای زندگی و... در کنار هم بودهاند. اینجا وقتی در میان همسایههای خوب سراغ افراد را میگیریم، نام قاسم تشکری بهدلیل کسوتش بیشتر تکرار میشود.
محبتی ماندگار در ذهن همسایهها
ریشه همسایهداری اصیل اهالی شاهنامه ۴۱ را باید در قدیمیبودنشان یافت؛ مانند اسماعیل تشکری که همه ۶۵ بهار عمرش را در این گوشه از شهر گذرانده و در خاطر همه همسایههایش، مهربانی و محبتهای او ثبت شده است.
همسایههای آقااسماعیل که برخی با او قوم و خویش هستند، او را یاریگر همیشگی دیگران میدانند؛ دوست و قوم و خویش و همسایه هم فرقی نمیکند. آقااسماعیل سالها بهواسطه اینکه وسیله نقلیهای داشته، بردن بچههای همسایه به مدرسه و آوردنشان از آنجا را عهدهدار بوده و این در ذهن همسایهها ماندگار است.
آقااسماعیل میگوید: اینجا محدودهای کوچک است و بیشتر ما با هم قوم و خویش هستیم. در همه این سالها صبح تا شب هم را دیدهایم و این باعث شده است صمیمیت ما با یکدیگر بیشتر شود. حتی کسانی که از من قدیمیتر هستند، ریشه این محبتها را در طولانیبودن روابط میبینند.
کار با کیفیت برای همسایهها
حالا که در گفتوگو با اسماعیل تشکری، حسن رفتار او با همسایهها را مرور کردهایم، میرسیم به اینکه یک همسایه خوب را به ما معرفی کند و او بیدرنگ نام برات باقری را میآورد. آقااسماعیل درباره این همسایه مهربان میگوید: آقابرات از انجام کار فنی و کمکرساندن به همسایهها دریغ نمیکند.
او ادامه میدهد: ایشان بهواسطه شغلش که گچکاری بود، برای همه اهالی کوچه کار کرده است و همه اتفاق نظر داشتند که ایشان با همه همسایهها به طریقی تعامل میکند.
صمیمیت این محله و کوچه سبب شده است نسل بعدی هم آن پیوند دلی را با بزرگترها و همسنهای خود داشته باشند
آقابرات میگوید: کار من در این سالها گچکاری بوده است. از همان شروع کارم همیشه به این فکر کردهام که کار باکیفیت انجام دهم. میگوید: در کنار گچکاری، هر گیر و گرفت و مشکل ساختمانی در ساختوسازشان بوده است، بدون مزد و اجرت کمکشان کردهام که برطرف شود.
همه با هم رشد کردیم
محمدرضا جاوید، دیگرهمسایه ساکن این کوچه که کمسنوسالتر از دو همسایه دیگر است، بهترین خاطرات خود را در همراهی با همین همسایههای شاهنامه ۴۱ میداند.
آقابرات درباره همسایه جوانش میگوید: صمیمیت این محله و کوچه سبب شده است نسل بعدی هم آن پیوند دلی را با بزرگترها و همسنهای خود داشته باشند.
او ادامه میدهد: آقامحمدرضا جزو آدمهایی است که در برگزاری مراسمها خیرش به بقیه همسایهها میرسد. بهجز او تعدادی جوان دیگر در این کوچه هستند که در برپایی عزاداری محرم و صفر برای امور اجرایی بار یک محله را به دوش میکشند.
محمدرضا جاوید در این گفتوگو از دوستیهای ارزشمندی یاد میکند که بهواسطه همسایهداری شکل گرفته است و میگوید: اولین رفاقتهای ما در مدرسه و محله با همین بچههای همسایه بوده است. زندگی صمیمی بزرگترهای ما در کنار یکدیگر باعث شد در کنار هم پیشرفت کنیم و برای هم مثل برادر باشیم و کار کوچه و محله را کار خودمان بدانیم.
* این گزارش پنجشنبه ۱۵ مردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۴۷ شهرآرامحله منطقه ۱۱ و ۱۲ چاپ شده است.