کد خبر: ۱۵۰۹۹
۰۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۳
دکتر ناصر رضا ارقامی

دکتر ناصر رضا ارقامی، کاشف نظم ناپیدا

دکتر ناصررضا ارقامی،  استاد دانشگاه فردوسی مشهد که عمرش را صرف فهمیدن جهان نامطمئن اعداد کرد، چهارم مرداد ۱۳۹۶، بر اثر سکته ناگهانی در مشهد چشم از جهان فروبست.

مریم شیعه| زندگی برخلاف چیزی که دوست داریم باورش کنیم، با قطعیت‌ها پیش نمی‌رود. هر صبح که در را پشت سرمان می‌بندیم، نمی‌دانیم عصر دوباره همان کلید را در همان قفل خواهیم چرخاند یا نه. هیچ مادری با قطعیت نمی‌داند فرزندش از مدرسه با چه خبری برمی‌گردد، هیچ کشاورزی مطمئن نیست باران می‌بارد یا نه و هیچ پزشکی پیش از دیدن نتیجه آزمایش، حکم قطعی صادر نمی‌کند. جهان، بیشتر از آنکه بر قطعیت‌ها استوار باشد، بر احتمال بنا شده است. بر رخداد‌هایی که ممکن‌اند، نه حتمی و آمار، پیش از آنکه علم اعداد باشد، علم فهمیدن زندگی است. آدم‌ها سال‌ها تلاش کرده‌اند برای این بی‌ثباتی زبان پیدا کنند. برای ترس‌ها، پیش‌بینی‌ها، تصمیم‌ها و شانس‌ها دایره‌ای از لغات را گردآوری کنند. از دل همین تلاش، احتمال متولد شد. دانشی که نمی‌تواند آینده را پیشگویی کند، اما می‌تواند به ما بیاموزد چگونه در دل ناشناخته‌ها تصمیم بگیریم.

او عمرش را صرف همین کار کرد. برای فهمیدن آشفتگی زیر پوست جهان، جنگید. زندگی خودش هم، درست مثل همان فرمول‌هایی که سال‌ها تدریس کرد، پر از انتخاب‌هایی بود که هیچ‌کدام از پیش قطعی به نظر نمی‌رسید. جوانی از نیشابور، در روزگاری که ماندن در دانشگاه‌های معتبر جهان، رؤیای بسیاری از هم‌نسلانش بود، راهی لندن شد. اقتصاد خواند، بعد در مدرسه اقتصاد لندن، یکی از معتبرترین مراکز علمی جهان، ادامه تحصیل داد. مسیر حرفه‌ای‌اش می‌توانست همان‌جا شکل بگیرد، اما او چمدانش را دوباره بست.

در فرودگاه، شاید هیچ‌کس نمی‌توانست با قطعیت بگوید بازگشت به ایران، آن هم در سال‌هایی که بسیاری مسیر عکسش را انتخاب می‌کردند، بهترین تصمیم زندگی او خواهد بود یا نه. هیچ نموداری آینده را نشان نمی‌داد. تنها چیزی که وجود داشت، انتخاب بود. انتخابی که بعد‌ها ده‌ها سال تدریس، پژوهش و پرورش نسل‌های مختلف دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد را رقم زد.

 

فراتر از اعداد

ناصررضا ارقامی سال ۱۳۲۸ در نیشابور به دنیا آمد. شهری که نامش بیش از هر چیز با خیام گره خورده است. شاعری که خود نیز میان ریاضیات، فلسفه و پرسش از جهان رفت‌وآمد می‌کرد. شاید همین هم‌جواری تاریخی، او را به سمت اعداد کشاند. ابتدا در رشته مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف پذیرفته شد، اما خیلی زود دریافت که علاقه‌اش جای دیگری است. تغییر مسیر داد و راهی انگلستان شد تا اقتصاد بخواند. تحصیل در دانشگاه لندن و سپس دریافت کارشناسی ارشد از مدرسه اقتصاد لندن، نگاه او را به تحلیل داده‌ها و تصمیم‌سازی علمی عمیق‌تر کرد.

پس از مدتی فعالیت در بانک مرکزی ایران، بار دیگر مسیرش تغییر کرد. این بار به سراغ رشته‌ای رفت که نام او را با آن می‌شناسند، آمار. برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت. دکترای آمار خود را از دانشگاه ایالتی فلوریدا دریافت کرد، اما برخلاف بسیاری از هم‌دوره‌ای‌هایش، مقصد نهایی‌اش همان‌جا نماند. به ایران بازگشت و دانشگاه فردوسی مشهد را برای ادامه زندگی علمی خود برگزید. بیش از سه دهه، کلاس‌های آمار این دانشگاه با نام او شناخته می‌شد. در این سال‌ها فقط تدریس نکرد. گروه آمار را مدیریت کرد، ریاست دانشکده علوم ریاضی را برعهده گرفت، معاون آموزشی دانشگاه شد، در انجمن آمار ایران نقش‌آفرینی کرد و به‌عنوان استاد نمونه و چهره برجسته آمار شناخته شد.

مهم‌ترین میراث او هیچ‌یک از اینها نیست. دانشگاه‌ها را در نهایت، نه ساختمان‌ها می‌سازند و نه عنوان‌های اداری. آنچه باقی می‌ماند، شاگردانی هستند که شیوه اندیشیدن را از استادشان آموخته‌اند. ده‌ها و شاید صد‌ها دانشجوی او امروز خود استاد، پژوهشگر، تحلیلگر و تصمیم‌سازند. زنجیره‌ای از آموزش که فراتر از عمر یک آدم ادامه پیدا می‌کند.

دکترای آمار خود را از دانشگاه ایالتی فلوریدا دریافت کرد، اما برخلاف بسیاری از هم‌دوره‌ای‌هایش، به ایران بازگشت

 

به زبان آمار

بسیاری تصور می‌کنند آمار، علمی خشک و محصور در جدول‌ها و فرمول‌هاست. دانشی که فقط به کار پژوهشگران یا استادان دانشگاه می‌آید. کافی است یک روز معمولی زندگی‌مان را مرور کنیم تا ببینیم تقریبا هیچ تصمیمی بیرون از قلمرو آمار گرفته نمی‌شود. پزشکی که احتمال موفقیت یک درمان را می‌سنجد، هواشناسی که از بارش فردا خبر می‌دهد، اقتصاددانی که تورم را تحلیل می‌کند، مهندسی که ایمنی یک پل را محاسبه می‌کند، مسئولی که برای واکسیناسیون برنامه‌ریزی می‌کند یا حتی خانواده‌ای که میان چند انتخاب، کم‌ریسک‌ترین را برمی‌گزیند؛ همه، آگاهانه یا ناآگاهانه، با زبان احتمال و داده سخن می‌گویند. جهان امروز، بیش از هر زمان دیگری، بر پایه داده اداره می‌شود.

از هوش مصنوعی تا پزشکی شخصی، از مدیریت بحران تا برنامه‌ریزی شهری، آمار دیگر یک رشته دانشگاهی صرف نیست. زیرساخت فهم واقعیت است که در تمام ساحت‌های زندگی ما جریان دارد. او سال‌ها برای بسط این فهم، تلاش کرد و سرانجام چهارم مرداد ۱۳۹۶، خود زندگی، بی‌خبر از هر پیش‌بینی، آخرین تصمیمش را گرفت. ناصررضا ارقامی بر اثر سکته ناگهانی در مشهد چشم از جهان فروبست و او که عمرش را صرف فهمیدن عدم‌قطعیت‌ها کرده بود، خود نیز به یکی از همان رخداد‌های پیش‌بینی‌ناپذیر زندگی بدل شد و نام نیک او و روایت خدمتش به علم، به یادگار باقی‌ماند.

 

* این گزارش یکشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۵ در صفحه آخر شماره ۴۸۱۷ روزنامه شهرآرا منتشر شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام