تلاش بیبیجانِ کنهبیست برای رونق فعالیتهای فرهنگی محله
میتوان رد حضورش را در بیشتر فعالیتهای فرهنگی محله پیدا کرد، از تشکیل جلسات قرآنخوانی برای بانوان گرفته تا برگزاری جشن در مناسبتهای مذهبی مختلف. درواقع طی ۳۷ سال سکونتش در محله کنهبیست، هرکاری که از دستش برآمده است، برای پیشرفت و بهبود زندگی اهالی بهویژه بانوان انجام دادهاست.
آدم یکجانشستن نیست و باید هردقیقه سرش به کاری گرم باشد. یک روز صبح که مهمان خانه ساده و کوچکش میشوم، بین گفتوگوها هرچند دقیقه یکبار تماسی را جواب میدهد یا کاری را هماهنگ میکند.
هاجرسادات هاشمیان که اینجا به «بیبیجان» معروف است بیش از هفتادسال دارد. میگوید که حالا پادرد امانش را بریده و مثل قبل فعالیت ندارد، بااینحال اشتیاق انجام فعالیتهای مختلف فرهنگی هنوز هم در وجودش زنده است.
راهاندازی جلسات قرآن
بیبیجان متولد کنهبیست نیست. اصالتش به روستای گرماب، حوالی فریمان برمیگردد. پدرش کشاورز بود و بعد از اجرای قانون تقسیم اراضی، حاضر نشد در زمینی که به گفته خودش شاه از ارباب گرفته بود، کشت کند. همین تصمیم باعث شد خانواده، همراه او و دو خواهر و برادرش، راهی مشهد شوند.
مدتی در محله مصلی زندگی کردند و بعداز فوت پدر، به خیابان مطهریشمالی رفتند. خودش میگوید از همان سالها روحیه کارهای فرهنگی و اجتماعی همراهش بود و باعث میشد در پایگاههای بسیج این محلهها فعال باشد.
بااینحال معتقد است دوره اصلی فعالیتهایش از سال۱۳۶۸ آغاز شد؛ زمانیکه بعد ازدواج به کنهبیست آمد؛ «اینجا عضو پایگاه بسیج خواهران مسجد امامحسین (ع) شدم. همان روزهای اول سکونت، اما یک نکته توجهم را جلب کرد. دیدم خانمها اینجا فقط سیروز ماه رمضان جلسه قرآن دارند و بعد از آن، جلسات تعطیل میشود تا سال بعد! پیشنهاد دادم این جلسات همیشگی باشد و خوشبختانه همه استقبال کردند.»
ازآنجاکه خودش پیشتر دورههای قرآن را گذرانده بود، مسئولیت برگزاری جلسات را به عهده گرفت. ابتدا جلسات هفتگی را در محله راه انداخت و این جلسات در روزهای یکشنبه و سهشنبه و بیشتر در خانه خودش برگزار میشد؛ «آن زمان که همسرم هنوز در قید حیات بود، یک خانه ۱۲۰متری داشتیم که شده بود محل برگزاری جلسات قرآن بانوان. تقریبا همه خانمهای محله میآمدند. یکشنبهها زیارت حضرت رسول (ص) و سوره انعام میخواندیم و سهشنبهها هم زیارت عاشورا، دعای توسل و یک جزء قرآن. سعی میکردیم اگر کسی هم در روخوانی یا تجوید اشکالی داشت، همانجا برطرفش کنیم.»
جلسهها فقط به خانه بیبیجان محدود نماند. کمکم استقبال بانوان محله باعث شد میزبانی جلسات به خانههای دیگر هم کشیده و بهصورت دورهای برگزار شود؛ رسمی که بعداز سالها هنوز هم ادامه دارد. البته حالا دیگر جلسات فقط روزهای یکشنبه برگزار میشود.
پیشرفت در روخوانی و تجوید
جلسههای قرآن بهمرور شکل منسجمتری به خودشان گرفتند. حدود ۱۰سال پیش، کارشناسان سازمان تبلیغات اسلامی درقالب یک طرح محلهمحور به کنهبیست آمدند. بعداز بررسی فعالیتهای انجامشده، بیبیجان را بهعنوان مسئول رسمی جلسات قرآن بانوان محله معرفی کردند. پساز آن هم چنددوره آموزشی تخصصی برایش برگزار شد تا بتواند این جلسات را حرفهایتر اداره کند.
فعالیتهای قرآنی او، اما فقط به محله محدود نمیشود. بیبیجان سالهاست خادم افتخاری حرم مطهر رضوی است. میگوید سال۱۳۶۴ ازطریق بسیج برای این خدمت داوطلب شده است و از همان زمان، هفتهای یک روز به حرم میرود و در صحنها کشیک میدهد.
همین حضور مستمر در حرم، فرصت آشنایی او با چهرههای قرآنی را هم فراهم کردهاست. او تعریف میکند که توانسته بود با یکی از قاریان مطرح قرآن هماهنگ کند تا به مدت دو سال در جلسات محله حضور پیدا کند. به گفته خودش، حضور این استاد باعث شد بانوان شرکتکننده در آن سالها پیشرفت چشمگیری در روخوانی و تجوید قرآن داشته باشند.

مراسمی پرشور با همکاری همسایهها
برگزاری جشنهای مذهبی، اعیاد و مراسم گوناگون، بخش دیگری از کارهایی است که او سالهاست برای اهالی محله انجام میدهد. به واسطه ارتباطی که با سازمان تبلیغات اسلامی و آستان قدس رضوی دارد، تلاش میکند هر مراسم را با کیفیت بهتر و برنامههای متنوعتر برگزار کند.
بیبیجان در حق همه اهالی مادری کرده است، برای همین همه، از پیر و جوان، دوستش دارند و احترام ویژه برایش قائل هستند
میگوید برگزاری هر مراسم از هفتهها قبل آغاز میشود. اهالی در خانهاش دور هم جمع میشوند، برای بخشهای مختلف برنامهریزی میکنند و هرکس مسئولیتی را بر عهده میگیرد. بخشی از وسایل و امکانات موردنیاز هم از قبل تهیه میشود تا برنامهها با نظم بیشتری برگزار شود. به گفته خودش، هیچوقت این برنامهها را سرسری برگزار نکردهاند.
یکی از خاطرههایی که هنوز با شوق تعریفش میکند، به روزهای همهگیری کرونا برمیگردد؛ زمانیکه با وجود محدودیتها موفق شدند مراسم عزاداری محرم را با رعایت ضوابط برگزار کنند؛ «آن زمان یکی از همسایهها مشغول ساختوساز بود و فقط دیوارهای ملکش را بالا آورده بود. سازمان تبلیغات گفته بود مراسم باید در فضای باز برگزار شود.
با صاحب زمین صحبت کردم و قبول کرد. بعد همه اهالی دست به دست هم دادیم، زمین را پاکسازی کردیم؛ از آستان قدس فرش گرفتیم و آنجا را برای مراسم آماده کردیم. آن همسایه هم دو هفته کار ساختوساز را تعطیل کرد تا مراسم محرم برگزار شود.»
قدمی برای وصلت جوانان محله
بیبیجان در محله با یک اقدام خیر دیگر هم شناخته میشود؛ واسطهگری برای ازدواج جوانها. خودش آمار دقیقی ندارد، اما میگوید تا امروز زمینه آشنایی و ازدواج حدود سیزوج را فراهم کرده است. تعریف میکند از همان سالهای اولی که به کنهبیست آمد، هروقت احساس میکرد دختر و پسر دو خانواده از نظر اخلاق، فرهنگ و شرایط زندگی به هم میخورند، آنها را به یکدیگر معرفی میکرد. میگوید همیشه دوست داشته است جوانهای محله زودتر سروسامان بگیرند و زندگی مشترکشان را آغاز کنند.
این فعالیت خودجوش آنقدر ادامه پیدا کرد که توجه سازمان تبلیغات اسلامی را هم جلب کرد. بعد از آن، او را به دورههای آموزشی دعوت کردند تا با اصول مشاوره اولیه، شناخت بهتر خانوادهها و شیوه درست معرفی افراد آشنا شود.
بیبیجان میگوید این آموزشها کمک کرد مسئولیت سنگینتری را که سالها بهصورت تجربی انجام میداد، با آگاهی بیشتری ادامه دهد؛ مسئولیتی که به گفته خودش، نتیجه آن شکلگرفتن دهها زندگی مشترک در همین محله بوده است.
مادربزرگ محله
طاهره کاتب، یکی از همسایههای قدیمی بیبیجان که نزدیک به چهلسال سن دارد، از او با عنوان مادربزرگ محله یاد میکند. میگوید: برای من فقط یک همسایه نیست؛ او را مثل مادربزرگ خودم دوست دارم.
به گفته طاهرهخانم، بیشتر اهالی محله چنین نگاهی به هاجرسادات هاشمیان دارند؛ به همین دلیل هم همه او را «بیبیجان» صدا میزنند.
او میگوید: بیبیجان در حق همه اهالی مادری کرده است. هروقت مشکلی پیش بیاید یا کسی به کمک نیاز داشته باشد، تا جاییکه از دستش بربیاید، کنار مردم میایستد. برای همین هم همه، از پیر و جوان، دوستش دارند و احترام ویژهای برایش قائل هستند.
* این گزارش دوشنبه ۱۵ تیرماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۷۷ شهرآرامحله منطقه ۵ و ۶ چاپ شده است.