شروع سینما شهر قصه با فیلم «ضربه آخر» بود
نوجوانها کمتر داخل سینما را دیدهاند و فقط خاطرههایی از فضای بیرونی آن دارند، خاطرههایی که به شکل سینما از بیرون و بسته بودن همیشگی درهایش میرسد. جوانترهای منطقه، اما کمی دورتر را میبینند و به خاطر میآورند روزهایی را که سینما و فیلمهایش مردم اینجا را جمع میکرد.
یکی از آنها که سی ساله میزند، میگوید «بچههای اینجا علاقه خاصی به ورزشهای رزمی دارند و شهر قصه فیلمهای رزمی زیادی میگذاشت برای همین ما جوانها که آن روزها بچه بودیم خیلی سینما را دوست داشتیم و از مشتریهای همیشگی اش بودیم. یادش بخیر، شما نمیدانید فیلم «اژدها وارد میشود» بروسلی را که اینجا نشان دادند چندتا از بچه های گلشهر پایشان به باشگاههای رزمی باز شد و ورزشکار شدند، یکی اش خود من که تا امروز هم از صدقهسری آن فیلم ورزش میکنم.»
پیرمردی که از روی چهارپایه بلند شده است به خوبی روز افتتاح سینما را میبیند؛ «۲۳ شهریور ۱۳۷۳ و فیلم ضربه آخر»
او میگوید: «شاید به قیافه خیلی از مردم گلشهر نخورد اهل فیلم و سینما باشند، اما راستش را بخواهید، وسط این مردم، «عشق سینما» زیاد هست. خیلی از هم سن و سالهای من با سینما بزرگ شدهاند.»
پیرمرد که حالا برگشته به تاریکی سالن ۲۲۰ صندلی «شهر قصه» یادش از فیلمی میآید که خیلیها را به دیدنش آمدند؛ خاطرش هست که دو خواهر بودند که بر اثر جدایی پدر و مادرشان از هم جدا افتاده بودند و همدیگر را در مدرسه پیدا میکردند و...

فیلم «خواهران غریب» را میگوید که بیش از یک ماه در اینجا اکران داشته و اتفاقا فروش خیلی خوبی هم داشته است. پیرمرد ادامه میدهد «خودم چهاربار دیدمش، همه خانوادههای گلشهر فکر کنم آن فیلم را دیدند و خیلیهایشان با آن اشک ریختند.»
پیرمرد گم شده توی خاطراتش؛ رفته به دورهای دیروز گلشهر با «مردمان عشق سینما» یش، اما قبل از سکوتش گفته «حیف شد که «شهر قصه» تعطیل شد، حیف.»
زن میانسالی از هم محلهایهای سینما هم با سرتکانی پیرمرد خطوط قبل همراه میشود و میگوید: «الان جوانها را نگاه کنید، ببینید چندتای آنها جایی هستند که نباید باشند. نه اینکه نبود سینما دلیل خراب شدن جوانهای ماست، اما وقتی سینما بود خیلی از جوانها و نوجوانان اینجا را از کوچهها و قهوهخانهها جمع میکرد»
این خانم حرفش را با این جمله رو به مسئولان شهر پایان میبرد؛ «انگار ما را یادشان رفته، مگر مردم اینجا تفریح نمیخواهند!»

خیلیها دلیل تعطیلی سینما را به درستی نمیدانند و سالهاست که خبری از آن ندارند، عدهای میگویند تعطیلش کردند، عدهای میگویند آتشسوزی شد و از آن به بعد دیگر باز نشد، عدهای عدم استقبال مردم و هرکسی چیزی میگوید. میدانم که تعطیلی سینمای «شهر قصه» گلشهر -یکی از دو سینمای مناطق محروم مشهد- کمکم دارد به یک دهه نزدیک میشود و خبرهایی هم مبنی بر تغییر کاربریاش به گوش میرسد.
سینما یکبار در فروردین ۷۹ تعطیل شده بود و سال ۸۰ دوباره باز شده بود، اما به دلیل برخی تخلفات صنفی سینمایی و بعد از آنکه در سال ۸۱ به موسسه سینماشهر واگذار شد در سال ۸۲ دوباره درهایش بسته شد و تا امروز هنوز باز نشده است؛ همین است که این سینما و گذشتهاش بیشتر حکم خاطرهای در ذهن گلشهر را پیدا کرده است.
بعد از آنکه در سال ۸۱ به موسسه سینماشهر واگذار شد در سال ۸۲ دوباره درهایش بسته شد و تا امروز هنوز باز نشده است
در روزهای تعطیلی سینما که جستوجو میکنم میبینم که بارها قول بازسازی و راهاندازی مجدد سینما داده شده است، اما هیچگاه این قولها رنگ عمل نگرفتهاند.
سال ۸۸ محمدکاظم دبیری، رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی مشهد بعد از آنکه سینما به «انجمن سینمای جوانان کشور» واگذار شد، گفته بود «سینما شهرقصه در گذشته به دلیل مشکلات مالی مالکین آن تعطیل شد، در حال حاضر انجمن سینمای جوان کشور صاحب امتیاز سینماست، و سینما که به علت تعمیرات برای مدتی تعطیل بوده با کمک این نهاد مورد بهرهبرداری قرار خواهد گرفت.»
دبیری آنجا گفته بود که مکاتبات زیادی با انجمن سینمای جوان کشور مبنی بر گشایش سینما شده، اما تاکنون پاسخی به صورت کتبی دریافت نشده است. پیرو مذاکره تلفنی دبیری با عبدالله باکیده، رئیس انجمن سینمای جوان کشور، وی قول مساعدت برای بازسازی و تعمیر سینمای شهر قصه داده بود و باز همین ابتدای سال جاری به نقل از دبیری عنوان شد که «با همت انجمن سینمای جوان در آیندهای نزدیک تجهیز و بازگشایی میشود.»
این اتفاق نیافتاد تا اینکه همین دوماه گذشته «انجمن سینمای جوانان کشور» به دلیل «نداشتن گردش اقتصادی» و «نبود اقبال مردم» فروش سینما «شهر قصه» و «بهمن» مشهد را در دستور کار خود قرار داد.
مدیرعامل انجمن سینمای جوان کشور در جلسه هیئت امنای انجمن پیشنهاد داده بود که تعدادی از سینماهای انجمن در سطح کشور تغییر کاربری داده یا در قالب مزایده واگذار شود. دلیل این کار هم «نداشتن گردش اقتصادی» و «نبود اقبال مردمی» عنوان شده بود که آرینمنش نماینده مشهد که اتفاقا عضو این هیئت امنا نیز بوده مخالفت خودش را با این طرح اعلام میکند.
علیرغم همه نیاز مردم گلشهر به این فضای فرهنگی و مخالفتهای مسئولان مشهدی انجمن سینمای جوانان کشور تصمیم به فروش این ۲ سینما میگیرد و حتی آگهی مزایده ۲ سینمای مشهد را هم منتشرکردهاند.
به قول رفیقی همکار «بدون شک مهمتر از اینکه مالک این سینماها چه فرد یا نهادی باشد، برای جامعه فرهنگی هنری مشهد و اهالی مناطق گلشهر نوع کاربری سینما «شهر قصه» مهم است.»
برای همین با مسئول انجمن سینمای جوان مشهد همکلام میشوم، سیدهنسرین شاهمحمدی خبرهای خوبی دارد و در خصوص آخرین وضعیت «شهر قصه» میگوید: «از حدود دو ماه پیش تعمیرات سالن سینما را شروع کردیم و به لحاظ ساختمانی سینما را برای بهرهبرداری آماده کردهایم، اما راهاندازی و بهرهبرداری از سینما منوط به تصمیمگیری انجمن سینمای جوان در تهران دارد. «شهر قصه» شرایط اکران سینمایی را دارد و اگر بازگشایی شود به خاطر موقعیت خاصش تلاش میکنیم همزمان با سینماهای سطح شهر اکرانهای بهروزی داشته باشیم»
شاهمحمدی به دلیل شرایط انتخاباتی کشور احتمال بازگشایی این سینما را به سال آینده موکول میکند و مثل همه اهالی گلشهر ابراز امیدواری میکند که شهرقصه دوباره از خانوادههای این منطقه پذیرایی کند.
* این گزارش در شهرآرا محله منطقه ۵ مورخ بهمن ماه سال ۱۳۹۰ منتشر شده است.