کاراتهکاری که آرزوهایش را مینویسد
لباس سفید بر تن دارد و در دستش مدالهای رنگارنگ و لوحهای جورواجور. نازنینفاطمه مجدپورتوپکانلو، یک نوجوان کلاس پنجمی، پرانگیزه و پرانرژی است که انگار هیچچیز در مسیر پیشرفت جلودارش نخواهد بود.
این نوجوان محله مهدیآباد میخواهد به سکوی قهرمانی جهان برسد. او چندسال پیش، کاراته را حرفهای آغاز کرده و با وجود محدودیتهایی که سر راهش بوده است، در مسیر موفقیت به پیش میرود.
-از چندسالگی ورزش را شروع کردی؟
از ششسالگی با رشته تکواندو شروع کردم و تا گرفتن کمربند زرد آن را ادامه دادم.
-چه شد که تکواندو را کنار گذاشتی؟
اول اینکه همباشگاهیها از من بزرگتر بودند. دوم اینکه تکنیکهایش برایم خیلی سخت بود و روی بدنم فشار میآمد.
-از کی سراغ کاراته رفتی؟
دقیقا بعداز کنارگذاشتن تکواندو به کاراته علاقهمند شدم، آن هم بهدلیل اینکه فیلمهای رزمی زیاد میدیدم.
-کاراته چه کمکی به تو کرده است؟
اعتمادبهنفسم بیشتر شده است و خانوادهام مطمئن هستند که وقتی بیرون میروم، میتوانم از خودم دفاع کنم.
-چه افتخاراتی در این رشته کسب کردهای؟
چندین قهرمانی دارم که مهمترینشان مدال طلای کیوکوشین کشوری است که سال ۱۴۰۳ در رده سنی نونهالان به دست آوردم. مقام دوم مسابقات پرشینکیوکوشین کاراته را هم در همین سال و در همین رده سنی کسب کردم. امسال هم دو مدال نقره استانی در بخش کاتا به دست آوردهام.
-در محله امکانات ورزشی داری؟
در محله خودمان که هیچ. اینجا کمبود سالن ورزشی داریم. کلاسهایم در محله پورسینا بود؛ اما متأسفانه هنرآموزان دیگر رفتند و من تنها ماندم. بعداز مدتی استادم مجبور شد برود؛ چون نمیتوانست برای یک هنرآموز بیاید. کلاسی که در حال حاضر میروم، در ابتدای بولوار حر است و همان هم بهخاطر جنگ تعطیل شد.
-آیا دوستانت را به ورزش تشویق کردی؟
زینب، ریحانه و عارفه دوستانم هستند که بهخاطر ورزش من به کاراته علاقهمند شدند. در حال حاضر فقط عارفه بهصورت حرفهای این رشته را دنبال میکند.
-چه برنامهای برای آینده داری؟
آرزو دارم در آینده مربی بچهها بشوم. پدرم گفته است اگر قهرمان جهان بشوم، پول جور میکنم و برایت سالن بزرگی راه اندازی میکنم تا مربیگری کنی. دفترچه آرزوهایی دارم که روزدرمیان در آن مینویسم که «من باید قهرمان جهان شوم».
-به جز ورزش فعالیت دیگری هم داری؟
در مدرسه و در مراسمهای مختلف، نقالی شاهنامه میکنم.
-شاهنامهخوانی را از کجا یاد گرفتهای؟
به شعر حماسی علاقه زیادی دارم و با دیدن کلیپهای فضای مجازی توانستم شاهنامه را بهخوبی بخوانم.
-میگویند که در تجمعات شبانه هم رجزخوانی میکنی؟
از شعر و شعاردادن محکم خوشم میآید. رجزخوانی هم مثل شاهنامهخوانی است؛ مثلا میخوانم «عشق بر سرزمین دل غالب شد/ معشوق، علی بنابیطالب (ع) شد...».
* این گزارش دوشنبه ۱۴ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۶۸ شهرآرامحله منطقه ۵ و ۶ چاپ شده است.