کد خبر: ۱۴۳۵۷
۱۵ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۷:۰۰
احمد حائری قدیمی‌ترین سردفتردار مشهد است

احمد حائری قدیمی‌ترین سردفتردار مشهد است

دفتر ثبتش را باز می‌کند، با خطی بسیار ریز مشخصات ازدواج را در آن وارد کرده است. اولین ازدواج ثبت‌شده در دفتر حاج‌آقا حائری برمی‌گردد به تاریخ هفتم فروردین ۱۳۴۲؛ «یک جلد قرآن، آینه و شمعدان و ۹ هزار تومان مهر».

دفتر ثبتش را باز می‌کند، با خطی بسیار ریز مشخصات ازدواج را در آن وارد کرده است. اولین ازدواج ثبت‌شده در دفتر حاج‌آقا حائری برمی‌گردد به تاریخ هفتم فروردین ۱۳۴۲؛ «یک جلد قرآن، آینه و شمعدان و ۹ هزار تومان مهر» یادگار دهه چهل و نخستین خطبه عقدی است که جاری کرده است.

کمی بلندتر از قد حاج‌آقا روی سینه دیوار تابلویی مزین به جمله‌ای از حضرت محمد (ص) نشسته است: «ازدواج سنت من است هرکه از سنتم اعراض کند، از من نیست.» دفتر را ورق می‌زند و همراه هر صفحه خاطراتش را از سال ۱۳۳۱ مرور می‌کند و من هر از گاهی آن هنگام که ورق‌ها در هوا معلق می‌مانند به چهره مهربان و پیر حاج‌آقا نگاه می‌کنم و رضایت شصت سال تلاش را بین خطوط چهره‌اش می‌بینم.

مهمان حاج احمد حائری

امروز مهمان حاج‌آقا احمد حائری، سردفتردار محضر ازدواج و طلاق ۵/۱۵ مشهد در خیابان دکتر بهشتی و محله بهشتی مشهد هستم و او از خودش برایم می‌گوید: «متولد ۱۳۰۷ هستم و حدود ۱۰ سال در بیرجند زندگی می‌کردم، اما از سال ۱۳۴۱ به مشهد آمدم و در خیابان دکتر بهشتی ساکن شدم.»

او که دوست داشت بهترین شغل را برای خدمت‌رساندن به مردم انتخاب کند، در سال ۱۳۳۱ این دفتر ازدواج و طلاق را دایر می‌کند. حاج‌آقا حائری تلخی‌ها و شیرینی‌های زیادی را در همین محضر ازدواج و طلاق پشت سر گذاشته است.

حاج آقا حائری که دوست داشت بهترین شغل را برای خدمت‌رساندن به مردم انتخاب کند، در سال ۱۳۳۱ دفتر ازدواج و طلاق را دایر می‌کند

 

وقتی خاطرات نفس می‌کشند...

دفتر ورق می‌خورد و همراه با آن خاطرات نیز هوایی تازه می‌کنند. از حاجی می‌خواهم خاطره اولین ازدواجی را که به ثبت رسانده است برایم تعریف کند، اما حافظه‌اش رفیق نیمه‌راه است و یاریش نمی‌کند؛ با این وجود خاطره دومین ازدواجی را که در تاریخ ۱۸‌فروردین ۱۳۴۲ ثبت کرده، به خوبی به یاد دارد: «سید‌حامد که حالا استاد دانشگاه تهران است، خواستگار دختر عمویش بود، اما پدر دختر با این وصلت مخالفت می‌کرد... خلاصه کلی ماجرا را پشت سر گذاشته بودند تا پای دفتر ثبت ازدواج رسیده بودند.»

 

معجزه امام رضا (ع) ...

آن گونه که حاجی تعریف می‌کند داماد این داستان شبی که دلش خیلی شکسته و ناامید از این وصلت شده بود، به حرم امام‌رضا (ع) می‌رود: «او از آقا کمک می‌خواهد تا راهی جلوی پایش بگذارد و وقتی به خانه برمی‌گردد دایی‌اش تماس می‌گیرد و می‌گوید یکی از بستگانشان که سه دختر دارد، از تهران برای زیارت به مشهد آمده‌اند و اگر بخواهد می‌تواند با این خانواده وصلت کند.»

گویا پدر این دختر‌ها از تجار معروف تهران بوده است؛ خلاصه اینکه وصلت بین این دو خانواده برقرار شد و داماد را نیز برای ادامه تحصیلات به خارج از کشور فرستادند! حاجی ادامه می‌دهد: «این ازدواج از معجزات امام رضا (ع) بود که به فاصله اذان صبح تا ظهر وصلت بین تهران و مشهد را رقم زد.»

 

مهریه‌هایی سهم صندوق جبهه و امور خیریه...

حاجی خاطرات شیرین بسیاری از ازدواج‌هایی که به ثبت رسانده، دارد: «در زمان جنگ ازدواج‌هایی داشتیم که در آن عروس مهریه خود را به صندوق کمک به جبهه و یا خیریه‌ها می-بخشید!»

در زمان جنگ ازدواج‌هایی داشتیم که در آن عروس مهریه خود را به صندوق کمک به جبهه و یا خیریه‌ها می-بخشید

او یک نمونه از این گذشت‌ها را برایم این گونه تعریف می‌کند: «موردی را یادم می‌آید که مربوط به سال‌های ۶۱-۶۲ می‌شود که مهریه عروس ۱۲ میلیون تومان بود و یک میلیون تومان نیز بابت خرج مهمانی در هتل هما تعیین کرده بودند.»

حاج احمد حائری خاطره اش را این طور ادامه می‌دهد: «قبل از اینکه ازدواجشان را ثبت کنم، عروس تقاضای دریافت نقدی یک میلیون تومان از مهریه اش را کرد و پدر داماد نیز یک چک به این مبلغ نوشت و به او داد.»

 

بنوسید یک سکه طلا...

موضوع برایم جالب شده بود. به ویژه لبخندی که روی چهره حاج آقا شیطنت می‌کرد، کنجکاوی‌ام را برای شنیدن ادامه ماجرا بیشتر کرد؛ اما سکوت کردم تا رشته کلام از دستش خارج نشود: «در این لحظه عروس و داماد اجازه خواستند تا ۱۰ دقیقه بیرون بروند و وقتی برگشتند عروس گفت: حاج آقا مبلغ به دستم رسید و مهرم را هم فقط یک سکه طلا بنویسید.»

حاج حائری نیز که در آن زمان گمان می‌کنم حس اکنون من را داشت دلیل را از عروس خانم جویا می‌شود؛ «عروس‌خانم رسید صندوق خیریه را نشانم داد و گفت که یک میلیون تومان را به خیریه داده است و من هر کاری کردم که مهر بیشتری بگیرد، قبول نکرد و گفت: ما به مهر رسیده‌ایم.» گویا آنها سفارش کرده بودند چهار منزل خریداری کنند و به چهار سید فقیر که تازه ازدواج کرده‌اند و آن گونه که حاجی از احوالشان باخبر است، زندگی خوبی دارند.

 

امروز مردم تجملاتی شده‌اند!

اما حاج‌آقا از ازدواج‌های امروز نیز گلایه‌ها دارد، به ویژه وقتی آنها را با سال‌های نه چندان دور مقایسه می‌کند: «چند‌سال قبل مجالس ساده و مهریه‌ها نیز کم بود؛ ماه‌عسل را نیز به قم یا کنار دریا می‌رفتند، اما امروز انواع و اقسام مجلس‌های تجملاتی و اسراف گونه برگزار می‌شود.»

 

حاج‌آقا احمد حائری قدیمی‌ترین سردفتردار مشهد است

 

شگرد‌های حاجی...

حاج آقا گذشته را به یاد می‌آورد که دادگاهی نبود و زوج‌ها برای طلاق به محضر‌ها مراجعه می‌کردند: «آن وقت‌ها برای اینکه زوجی فرصت آشتی کردن و برگشتن سر زندگی‌شان را داشته باشند، امروز و فردا می‌کردیم و آن‌ها را سر می‌دواندیم وزوج‌های بسیاری به خاطر این دیر و زود کردن‌هایمان آشتی می‌کردند!» او درباره طلاق‌های امروزی می‌گوید: «امروز زوج‌ها به دادگاه ارجاع داده می‌شوند و بعد از رسیدگی، طلاق را در صورتی که اشکال شرعی و قانونی نداشته باشد، اجرا می‌کنیم.»

حاجی باتجربه ما دلخور است از برخورد زوج‌های جوانی که دیگر برای کسب تجربه و مشورت بزرگتر‌ها تره هم خرد نمی‌کنند: «وقتی نصیحت می‌کنیم توهین می‌کنند که به شما ربطی ندارد و کارتان را بکنید. من وظیفه شرعی و عرفی دارم که باید به آن توجه کنم و در این راستا وقتی مسائل شرعی را می‌پرسم می‌گویند قاضی سؤال کرده شما دیگر چرا می‌پرسید؟!» وی که سخت‌ترین کار برایش خواندن خطبه طلاق است، می‌گوید: «طلاق کسانی که فرزند دارند، بدترین و تلخ‌ترین کار است.»

 

والدین دخالت نکنند!

دوست دارم قبل از اینکه از موضوع طلاق دور شویم درباره بیشترین دلیل طلاق زوج‌ها به ویژه آن‌هایی که مدت زیادی از ازدواجشان نگذشته است بپرسم که این گونه پاسخ می‌د هد: «بزرگ‌ترین مشکل در مسئله طلاق جوانان موضوع دخالت‌های پدر و مادرهاست که نمونه‌های آن بسیار است! حتی بار‌ها به خاطر این موضوع با والدین درگیری لفظی داشته‌ام.»

 

مهریه؛ از یک سکه تا تاریخ تولد...

از حاج احمد حائری درباره مهریه‌های غیرمعمول سؤال می‌کنم، می‌گوید: «مهریه‌های غیرمتعارف در شرع قبول نیست و مهر باید قابل وصول باشد.» این بار می‌خواهم تا میزان مهریه‌هایی را که در دفترش به ثبت رسیده است برایم بگوید؛ «انواع مهریه‌ها را داریم به عنوان مثال خانمی وکیل با مردی مهندس ازدواج کرد که مهریه اش را فقط یک سکه تعیین کرد، اما در مقابل مهریه به اندازه سال تولد نیز داشته‌ایم.»

او به افزایش طلاق نیز اشاره می‌کند و می‌گوید: «اینکه افزایش طلاق جنجال ایجاد کرده، بخشی از آن به طلاق‌های صوری باز می‌گردد که برای فرار از سربازی، گرفتن حقوق از کمیته امداد امام خمینی (ره) و مسائل این چنینی انجام می‌گیرد. من این کار‌ها را انجام نمی‌دهم، چون به نظرم اشکال دارد.»

اگر متوجه شوم طلاق صوری و مثلا برای فرار از سربازی است کار را انجام نمی‌دهم، چون به نظرم اشکال دارد

 

طلاق ندادم، ساواک شکنجه‌ام کرد!

این بار می‌خواهم خاطره‌ای از یک نمونه طلاق که ثبت کرده است، برایم تعریف کند. خاطره‌ای از طلاق خواهر یک ساواکی را به یاد می‌آورد: «این زن برای گرفتن طلاق، مشکل شرعی و قانونی داشت وقتی این مسئله را گفتم ناراحت شد و برادرش که ساواکی بود من را تحت فشار قرار داد.»

وی ادامه می‌دهد: «رئیس ثبت نیز مرا احضار کرد، اما در پاسخ به او نیز گفتم هیچ قدرتی نمی‌تواند این طلاق را جاری کند! وقتی دیدند زیر بار نمی‌روم مرا به ساواک بردند و شکنجه کردند تا راضی شوم، اما رئیس کلانتری کوهسنگی که با من آشنا بود نجاتم داد.»

 

توصیه حاجی...

دوست دارم بدانم توصیه حاج آقا به عروس و داماد‌های جوان چیست؟ پاسخ می‌دهد: «وظیفه شرعی خودم می‌دانم که زن و شوهر را نصیحت کنم بنابراین در حد آگاهی‌ام آیه و روایات قرآنی برایشان می‌خوانم و آن‌ها را به عفو، گذشت و اتکا به خدا و اجتناب از اسراف و خلاف شرع سفارش می‌کنم.»

 

*این گزارش سه شنبه، ۲۳ خرداد ۹۱ در شماره ۸ شهرآرامحله منطقه ۸ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام