قاری قرآن و عاشق فیزیک هستهای
رفتن به شهرک شهیدرجایی، واردشدن به خیابان مهریز، ورود به کوچهای باریک، ورود به کوچهای باریکتر به باریکی شانههای یک نفر، گذشتن از دری کوچک و واردشدن به حیاطی کوچکتر و نشستن در آن تک اتاق نقلی، سفری کوتاه بود برای دیدن نخبه علمی که شاید بیراه نباشد او را دانشمند نیز خطاب کرد.
جوانی از منطقه ما که تحصیلاتش در رشته فیزیک هستهای و ذرات بنیادی است و البته قرآنشناسی موفق. این گزارش را پیش چشمتان قرار میدهیم تا شما هم مثل ما ببینید دنیایی از انرژی و توانمندی و نبوغ را که در فضای آن اتاق کوچک جمع شده است به انتظار انفجاری بزرگ. این انفجار شاید نزدیک باشد.
اگر خوب گوش بخوابانیم، شاید صدایش را در روزهای آینده از جشنواره خوارزمی بشنویم. ملاقاتمان به بهانه موفقیت "حسن شهفر" در مسابقات قرآن نیروهای مسلح بود، اما جنبههای قدرتمند علمی شخصیت این جوان آیندهدار منطقهمان هم خودبهخود تحمیل شد و آمیخت به سراسر این گفتگوی متفاوت. تفاوتی ناشی از جمع شدن علوم الهی و تجربی در یک ذهن و چالشهای ناشی از چنین برخوردی در پیش پای اندیشه و نگاه نسبت به زندگی.
از قرائت تا ترجمه
متولد سال ۱۳۶۴ است و تنها چند روز است که خدمت نظاموظیفه را به پایان رسانده. لیسانس فیزیک هستهای دارد و فوقلیسانسش را در رشته فیزیک ذرات بنیادی گرفته است. خردکردن تنگ چنین دروسی مشکل، بر گرده یک زندگی پر از تنگناهای مالی ناشی از دستدادن پدر در همان کودکی و ذهنی سرشار از هزار مشغله، هیچگاه مانعی نبوده برای او برای پرداختن به دیگر علاقه قلبیاش یعنی قرآن. با قرائت شروع کرد و خیلی زود عنوانهای متعددی را کسب کرد در روزهای دانشآموزی. اما ماجرایش با قرآن بالاخره به ترجمه کشید. از خودش بشنوید.
فکرم به صدایم چربید
میپرسم: چرا ترجمه؟ بذلهگو است و خوشمشرب. میگوید: در قرائت پیشرفتهای خوبی داشتم. اما بعد از مدتی احساس کردم دیگر از صرف خواندن قرآن لذت نمیبرم و کار به خواندن معانی کشید. بعد هم به این رسیدم که برای خواندن و درک صحیح قرآن بهتر است قرآن را بی واسطه ترجمه دیگران بخوانم.
شهفر با خنده ادامه میدهد: البته چرا دروغ؟ احساس کردم قدرت استدلال و فکرم بیشتر از صدایم است.

ترجمه؛ ریشه تفسیر
میگویم: آخر جاده ترجمه به تفسیر میرسد؟ میگوید: لزوما نه، ترجمه ریشه و بنیان تفسیر است، هر مفسری در ابتدا باید مترجم خوبی باشد، اما لزوما هر مترجم خوبی یک مفسر خوب نخواهد شد. ترجمه کاری فنی و علمی است و برای آن تسلط به ادبیات عرب کافی است، اما در تفسیر بحث قدرت تحلیل و احاطه به بسیاری از علوم پیش میآید.
میپرسم: ترجمه برای شما چیست؟ هدف یا مقدمهای برای تفسیر؟ میگوید: البته رسیدن تفسیرهای مختلف به ذهن بهعنوان برداشت شخصی، غیرارادی است، اما بدم نمیآید از اینکه بخواهی برداشتت را بهعنوان تفسیر منتشر کنی، گام اول فهمیدن قرآن، ترجمه است و فعلا روی این بخش تمرکز کردهام.
مو را از ماست میکشیدم
شهفر در مورد علت تسلطش به ادبیات عرب با توجه به رشته تحصیلی بیربطش چنین میگوید: خدا را شکر تسلطم روی ادبیات مکتوب عربی و انگلیسی خوب است. اینها را مدیون کتابهای دبیرستان هستم.
میگویم: یعنی به نظر شما آموزش این دروس در مدارس کاربردی هستند؟ شهفر جواب میدهد: نه؛ پیشرفتم را در این زمینه بیشتر مدیون علاقه شدیدم به این دروس میدانم و اینکه عادت داشتم مو را از ماست قوائد دستوری این دروس بکشم و ریشه هر گرامری را دقیق دربیاورم.
معنای دو آیه سوره انبیا منشا پیدایش هستی و پایان آن را درست منطبق بر دو نظریه بسیار نوین علمی است
مقام دوم نزاجا و مقام سوم اجا
شهفر در مورد موفقیتش در مسابقات قرآنی اخیر چنین توضیح میدهد: در مسابقات نزاجا (نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی) که اخیرا در مقر لشکر ۱۶ زرهی قزوین برگزار شد، در رشته ترجمه به مقام دوم رسیدم. بعد نوبت به مسابقات آجا (ارتش جمهوری اسلامی) رسید که در محل ستاد کل ارتش برگزار شد و در آنجا هم به لطف خدا در رشته ترجمه به مقام سوم رسیدم.
دو بُعد از ذهن
میگویم: در بحث علومقرآنی شاید به امور و مسائلی برخورد کنیم که لااقل در حال حاضر علم جوابی برای آنها ندارد، برخورد علوم قرآنی در ذهن شما با علوم تجربی و دقیقی مثل فیزیک که صرفا بر اساس مشاهدات و تجربیات دقیق و عینی بنیان گذاشته شدهاند چگونه بوده است؟ منظورم این است که از دل این تناقض به تضاد و کشمشهای آزاردهنده ذهنی رسیدهاید یا هر دوی اینها در ذهن شما به صلح و شاید هم توافق رسیدهاند؟
میگوید: اول اینکه خواندن فیزیک ذهن انسان را تحلیلی بار میآورد و این ذهن فیزیکی خیلی جاها دست آدم را میگیرد. در مورد تجربه شخصیام در برخورد ذهن فیزیکیام با مفاهیم قرآنی خوشبختانه تا به حال مشکلی نداشتهام. اگر بگویم قرآن هر اطلاعاتی را که شما از گذشته و حال و آینده به دنبالش هستید را به شما عرضه خواهد کرد، سخنی به گزافه نگفتهام.
من در اینجا فقط یک دریچه از علوم قرآنی را برای شما باز میکنم. این دریچه همان کاسمالوژی یا کیهانشناسی و به زبان سادهتر علم بررسی کل عالم و هستی است. این علم با ستارهشناسی و فضاشناسی متفاوت است و برخلاف این علوم که تنها به ستارهها و سیارات میپردازند، به منشا کل هستی، سیر تکاملی آن تا اکنون و پیشبینی آینده کل هستی میپردازد.
شهفر ادامه میدهد: میدانیم که طبق نظریه "بیگبنگ" یا همان انفجار بزرگ، تمام آسمانها و سیارات و ستارهها در فضایی کمتر از اتم محصور بودهاند. بعد با انفجاری بزرگ تمام آنچه به عنوان عالم میشناسیم به وجود آمده است. نظریه دیگری هم وجود دارد که میگوید طی روندی معکوس دنیا در حال انقباض است و از طریق ایجاد سیاه چالههای فضایی در نهایت تمام هستی در همان فضای یک اتم محصور خواهد شد.
شهفر با آوردن قرآن و خواندن دو آیه و ترجمهکردن آنها ادامه میدهد: معنای این دو آیه دقیقا منشا پیدایش هستی و پایان آن را (اشاره به آیات ۳۰ و ۱۰۴ سوره انبیا) درست منطبق بر این دو نظریه بسیار نوین علمی توضیح میدهد، حالا سوال این است که قرآن چگونه در آن دوران ابتدایی از نظر علوم چنین پیشبینیهایی کرده است. از این موارد در قرآن بسیار است و میشود ساعتها در موردشان حرف زد.

خیزبراشتن برای جشنواره خوارزمی
میگویم: تازه از سربازی برگشتهاید. برنامههای آیندهتان چیست؟ میگوید: برنامههایی برای تدریس در دانشگاه دارم که با توجه به بعضی شرایط که گاه در کنترل من هم نیستند باید ببینم بالاخره چه پیش میآید. البته بیشتر تمرکزم این روزها روی طرحی است که به همراه یکی از دوستانم به نام حامد دمساز مشغول آن هستیم و سعی داریم آن را برای جشنواره بینالمللی خوارزمی آماده کنیم.
شهفر در مورد طرحشان چنین توضیح میدهد: طرح ما ساخت یک نانوفیلتر میانگذر است که امواج فرابنفش و مادونقرمز را از خود عبور نمیدهد و فقط امواج نور مرئی میتوانند از آن بگذرند. این فناوری در صنایع و علوم مختلفی مانند پزشکی و خودروسازی کاربرد بسیار دارند؛ بهعنوانمثال شما تصور کنید ورقه نازکی از این ماده روی شیشههای اتومبیلها کشیده شود آنوقت در تابستانها به علت وارد نشدن امواج ماورایبنفش و مادونقرمز، فضای داخل اتومبیل بدون استفاده از کولر سرد خواهد ماند.
بچههای محله
میگویم: بچههای محله و منطقهتان چی؟ برای آنها برنامهای ندارید؟ اصلا آنها سهمی از پرداخت زکات علوم قرآنی و آکادمیک شما خواهند داشت؟ شهفر که قبلا ساکن شهرک رضوی بوده و چند سالی است همراه مادرش به شهرک شهیدرجایی آمدهاند برای زندگی، میگوید: بهعنوان مدرس دارالقرآن امامرضا (ع)، مدرس قرآن کانون فرهنگیوتربیتی فجر منطقه رضوی، استاد جلسه قرآن مسجد امامخمینی (ره) شهرک رضوی و همچنین مدرس کلاس اوقات فراغت مراکز فرهنگی شهرک شهیدرجایی تا حد امکان برای این منظور تلاش کردهام. حالا هم علاوه بر آموزش قرآن، اگر در محلهمان کسانی باشند که نیاز به کلاس خصوصی و تقویت درسی داشته باشند، حتما با کمال میل کمک خواهم کرد.
حرف آخر
شهفر با دلی پر، حرف آخرش را میزند: متاسفانه استعدادهای علمی ما بعد از دانشگاه رها میشوند یا هرز میروند یا توسط کشورهای دیگر جذب میشوند. معدودی به واسطه شانس و ارتباط میتوانند در مشاغل مناسب و مرتبط مشغول بهکار شوند و بقیه خودشان باید به فکر خودشان باشند. همه تلاش مسئولان ما صرف میشود برای بالابردن ارائه مقالات علمی به مجامع و مراکز علمی جهان. اما پای بهرهبرداری از این مقالات و تامین بودجه و امکانات برای تحقیقات که میرسد، دیگر کسی پیدایش نیست. این نظریات و مقالات هم نفعش میرسد به کشورهایی که بودجه و برنامهریزی دارند برای تحقیقات و عملیکردن آنها.
* این گزارش در شماره ۴۱ شهرآرا محله منطقه ۶ مورخ ۲۳ بهمن ماه سال ۱۳۹۱ منتشر شده است.