کد خبر: ۱۴۲۰۳
۲۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۵:۰۰
کارگردان مشهدی با مستند «حسین‌آباد» محله‌اش را به تصویر کشید

کارگردان مشهدی با مستند «حسین‌آباد» محله‌اش را به تصویر کشید

محمد سلطانی، از کودکی و چهارراه جلالیه عاشق سینما بود. او حالا با ساخت فیلم تصویرگر زندگی مشهدی‌هاست و در این باره می‌گوید: من بچه پایین‌شهر و به زیروبم تمام محله‌ها و کوچه‌های آنجا آشنا هستم.

آخر هفته‌ای پر از فشار کاری، بعد از اینکه چند بار تیرمان برای گفت‌و‌گو به سنگ می‌خورد، پیشنهاد را می‌پذیرد. اولش قرار می‌شود فضای گفت‌و‌گو محل کار محمد سلطانی فیلم‌ساز باشد و بعد سر صحنه و آخر می‌شود یک گفتگوی تلفنی و راهرویی...

اینجا تحریریه است؛ نه، فضای بیرون تحریریه روی صندلی‌های سیاه و راحت، پیش روی نگهبان روزنامه، زمانی‌که کارمندان می‌خواهند زمان ورود و خروجشان ثبت شود و درست در اوج ساعت کار نشسته‌ایم روبه‌روی یکی از فیلم‌سازان مطرح شهرمان که از قرار هم‌محله‌ای ماست.

با نگاهی به کارنامه موفق و درخور اعتنایش می‌توانیم حرف اول و آخر را درباره‌اش بزنیم. سال‌هاست خاک صحنه خورده و رگ خواب مخاطب را خوب می‌شناسد. نگران است، ولی لبخند و احترام نمی‌گذارد سختی‌ها از قاب چهره‌اش بیرون بزند و همه را همان‌جا پنهان می‌دارد؛ درست در جایی که سال‌ها هیجان و عشق به سینما را پنهان داشته است. سلطانی، از کودکی و از همان چهارراه جلالیه عشق سینما بوده است و هنوز هم آنجا را دوست‌داشتنی می‌بیند و دوست دارد. قهوه‌خانه عرب یادآور قهرمانی‌هایی است که سلطانی آنها را فراموش نمی‌کند.

گفت‌و‌گو با یک فیلم‌ساز در یک صفحه محلی و بین این همه شلوغی کار ساده‌ای نیست؛ بد‌تر از همه اینکه نمی‌دانم اول از همه بروم سراغ زندگی کاری او یا زندگی خصوصی و شخصی‌اش. به هر حال این برشی از گفتگوی ماست که در شماره‌های آینده هم با تأکید بر فیلم‌های دیگر محمد سلطانی ادامه خواهد داشت.

-در حقیقت فیلم‌ها را می‌توان به چند دسته کلی تقسیم کرد؛ فیلم‌هایی که پر از جزئیات ریز و مکان‌های به‌یادماندنی و دیالوگ‌های جان‌دار هستند و فیلم‌هایی که نمی‌توان از آن چیز خاصی استخراج کرد؛ شما چرا بین این همه ژانر سینمایی رفتید سراغ کار مستند؟

موضوع است که قالب را تعیین می‌کند. برخی موضوع‌ها در حد یک عکس بیشتر ظرفیت ندارند بعضی‌ها را می‌شود به‌صورت تخیلی و داستانی کار کرد و برخی هم بلند و سینمایی است. در این میان نگاه کارگردان تعیین‌کننده است.

کارگردانی مشهدی، محله «حسین‌آباد» به قاب تصویر کشاند

-با این وجود کار مستند و داستانی با هم چه تفاوت‌هایی دارند؟

کار مستند به واقعیت‌های جامعه مربوط و در حکم سند است. اما کار داستانی با تخیل و خیال سر و کار دارد.

 

-با توجه به اینکه نخستین فیلم‌های ساخته‌شده در دنیا و حتی ایران فیلم‌های مستند هستند، چرا سینما به سمت آثار داستانی رفت و هم‌اکنون سینمای جهان در تسخیر سینمای داستانی است؟

جذابیت سینمای داستانی به این است که می‌تواند در امور دخل و تصرف کند، بنابراین برای مردم عادی جالب است. در غرب، گونه سینمای مستند همپای سینمای داستانی پیش می‌رود هرچند ممکن است که به اندازه آنها تولید نشود. آنجا برای سینمای مستند ارزش قائل هستند، چون این ژانر بی‌پرده به موضوعات می‌پردازد.

 

-جایگاه سینمای مستند را بین مردم و محلات چگونه می‌بینید؟

سینمای مستند پویا و خلاق است و خیلی حرف برای گفتن دارد؛ بی‌شک کسانی که با این سینمای بسیار رک و صریح مواجه شوند، به آن علاقه‌مند خواهند شد.

اما گاه موضوعات مستند‌ها نامناسب یا معمولی انتخاب می‌شود تا سروصدایی ایجاد نکند؛ در این زمان ما با بی‌علاقگی مخاطب مواجه می‌شود؛ تا آنجا که می‌بینیم فیلم مستند هیچ حسی برنمی‌انگیزد.

من فکر می‌کنم سینمای مستند مهجور است و مخاطبان محدودی دارد. همیشه سایه سینمای داستانی بر سر سینمای مستند سنگینی می‌کند و اجازه رشد به آن را نداده است. برای مثال در جشنواره فیلم فجر، بخش مستند گاهی هست و گاهی نیست. این نوع نگاه و این نوع مدیریت برای سینمای مستند خوب نیست. ماهم در این زمینه نمی‌توانیم چندان کاری کنیم جز همین گفت‌و‌گو‌ها یا اینکه بعضی دوستان قلمی در دست بگیرند و به این نوع نگاه اعتراض کنند. اما خوشبختانه در تلویزیون فضایی برای نمایش فیلم‌های مستند ایجاد شده است.

کارگردانی مشهدی، محله «حسین‌آباد» به قاب تصویر کشاند

-سینمای مستند می‌تواند آغازی باشد برای فیلم‌سازی که می‌خواهد فیلم داستانی بسازد؟

کارگردان‌های مطرح زیادی بوده‌اند که بعد از فیلم‌های مطرح داستانی سراغ کار‌های مستند و آثار فاخر و ماندگار رفته‌اند.

 

-شما در صحبت‌های گذشته‌تان اشاره کردید که بعد از ساخت فیلم مستند، سراغ کار داستانی و محلی رفتید.

بعد از فیلم مستندی که درباره حسین‌آباد ساختم، به سراغ یک کار سینمایی داستانی و محلی رفتم. «قطعه‌ای از بهشت» یک فیلم ۳۰ تا ۴۰دقیقه‌ای در باره مادربزرگی مشهدی است که با نوه‌اش از یزد به مشهد می‌آید. عموی کودک که غلامحسین محمد‌پور نقش او را بازی می‌کند، آنها را در محله‌ها می‌چرخاند و با تغییرات محله‌ها آشنا می‌کند.

 

-بازیگر‌ان فیلم، افرادشناخته‌شده هستند یا آدم‌های محلی؟

خانم شاهسوند طاهری نقش اول فیلم یعنی نقش مادربزرگ را بازی می‌کند و غلامحسین محمد‌پور نقش عمو را دارد. نوه را هم از بین بچه‌های همین محله‌ها پس از تست انتخاب کردیم که در نهایت ابوالفضل معصومی، دانش‌آموز ساکن شهرک شهیدرجایی برای این نقش انتخاب شد.

 

-چرا این محله را برای فیلم‌سازی انتخاب کردید؟

من بچه پایین‌شهر و به زیروبم تمام محله‌ها و کوچه‌های آنجا آشنا هستم. همیشه دوست داشتم دوربینم را به این کوچه‌ها بیاورم و به‌صورت مستند و داستانی از اینجافیلم بگیرم.

 

-البته این کار، سفارشی است که شاید همه‌پسند نباشد. درست است؟

داریوش مهرجویی، «نارنجی‌پوش» را به سفارش شهرداری می‌سازد و یک اثر خوب و تاثیرگذار می‌شود.

کارگردانی مشهدی که با مستند «حسین‌آباد» این محله را به قاب تصویر کشاند

-فکر می‌کنید چقدر با استقبال مخاطبانی مواجه شود که روزی از هم‌محله‌ای‌هایتان بوده‌اند؟

بهترین اثر دنیا هم نمی‌تواند به ذائقه همه مخاطبان خوش بیاید. دیدن یک اثر هنری همیشه سلیقه‌ای بوده است.

در صحبت‌هایی که قبلا و حالا داشتیم، متوجه شدم نگاه شما همیشه معطوف به یک محل و مکانی خاص بوده است: «چهارراه جلالیه»؛ چرا؟

من جلالیه را به خاطر قهوه‌خانه عرب و با مرامی‌های آن هرگز فراموش نمی‌کنم، گرچه شاید این مجموعه امروز به خاطر خیلی از ویژگی‌هایش چندان وجهه خوبی نداشته باشد. قهوه‌خانه عرب به همان اندازه که پاتوق بیکاران و حتی اهل خلاف بوده است، قهرمانان خاطره‌ساز زیادی هم به آن رفت‌وآمد داشته‌اند که من از نزدیک با آنها زندگی کرده‌ام و بخش مهمی از کودکی‌ها و نوجوانی‌هایم متعلق به آنجاست.

 

ساخت مستند «حسین آباد» به کجا رسید؟

تمام شده و کار آماده است.

چقدر برای آن وقت گذاشتید؟

حسین‌آباد نتیجه یک کار میدانی و چندماهه با ریش‌سفید‌ها و قدیمی‌های محل بود که به نظرم مستند بدی نشده است.

 

با توجه به اینکه هم متولد و هم بزرگ‌شده این محله هستید و هم فیلم‌ساز بخشی از خاطرات اینجا، اگر بخواهید مهم‌ترین ویژگی آدم‌های این محله را بگویید، روی چه خصوصیاتی دست می‌گذارید؟

مردمان این محله آدم‌های ساده و بی‌غل و غشی هستند.

«از نسل آفتاب»، درباره جوانی به نام جواد است که به عشق رسیدن به دختری راهی جبهه می‌شود 

بی‌شک ضعف‌های این محله را هم خوب حس کرده‌اید؟

فقر اقتصادی در این محله به چشم می‌خورد که تأثیر مستقیم در نوع نگاه آنها داشته است. این موضوع همیشه برای من دردناک بوده است که برخی آدم‌های این محله یک فرد کریستالی و معتاد را خیلی بهتر از یک هنرمند می‌شناسند.

 

کار برای محلات را چقدر ضروری می‌دانید؟

کار روی محلات باید همیشگی و ادامه‌دار باشد، شهرداری نیز باید برای ارتقای سطح فرهنگی محلات سرمایه‌گذاری کند.

کارگردانی مشهدی که با مستند «حسین‌آباد» این محله را به قاب تصویر کشاند

در مورد ساخت فیلم بابانظر هم توضیح می‌دهید؟

«از نسل آفتاب»، یک فیلم ۶۰ دقیقه‌ای است درباره جوانی به نام جواد که عاشق دختری است. پدر دختر شرط ازدواج را حضور پسر در جبهه تعیین می‌کند. جواد که به ظاهر جوان سربه‌راهی نیست، تصمیم می‌گیرد برای رسیدن به دختر دلخواه خود ۶ماه را در جبهه بگذراند که در همین مدت کوتاه با سردار بابانظر آشنا و همین آشنایی باعث تحولش می‌شود.

 

کارگردان سخت‌گیری هستید؟

اصلا؛ همه می‌گویند من همه‌چیز را خیلی راحت می‌گیرم.

 

* این گزارش در شماره ۴۰ شهرآرا محله منطقه ۵ مورخ ۱۶ بهمن ماه سال ۱۳۹۱ منتشر شده است.

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام