شهروند نمونه مشهد میگوید همیشه دوست داشته به مردم کمک کند
پونهسادات حبیبزاده| همیشه وقتی سخن از یک فرد مطرح و نمونه بهمیان میآید فکر ما بهسمت یک هنرپیشه، سیاست مدار یا شخصی ثروتمند میرود. اما آیا همیشه اینگونه است و دایره شهرت شعاعش از این سه موضوع فراتر نمیرود.
کافیست کمی نسبت به محیط اطرافمان عمیقتر بنگریم، در اینصورت است که خواهیمدید گاهی افراد نمونه بهعنوان یک شهروند عادی در همسایگی ما زندگی میکنند و ما غافل از این موضوع هستیم. دراین شماره به گفتگو با احمد علائیراد یکی از اهالی محله آزادشهر مشهد که مددکاراجتماعی است،نشستیم. وی چندی پیش از طرف شهرداری منطقه۱۱ بهعنوان شهروند نمونه شناخته شد.
اگر به گذشته برمیگشتم بازهم مددکار اجتماعی میشدم
احمد علائی ۳۵ساله و فارغالتحصیل رشته مددکاری اجتماعی از دانشگاه آزاد گناباد است. وی در ابتدای گفتوگو میگوید: به دلیل مشکلات فراوانی که از کودکی داشتم همیشه میخواستم به افرادی که مشکلات خانوادگی و مالی دارند کمک کنم، چون دوست نداشتم همشهریانم مانند گذشته من بدون یارویاور با مشکلات دستوپنجه نرم کنند.
به همین دلیل هنگام ورود به دانشگاه رشته مددکاریاجتماعی را انتخاب کردم تا بتوانم اینکار را به صورت تخصصی انجام دهم و در آینده هم بهعنوان یک شغل روی آن حساب کنم؛ در حالحاضر هم با وجود مشکلات فراوان در این شغل اگر به گذشته برگردم باز هم مددکار اجتماعی میشوم، چون فکر میکنم در این شغل به اهدافم رسیدهام.
از او در مورد روند کارش از ابتدا تاکنون سؤال میکنم و او پاسخ میدهد: سال۸۳ بهعنوان مشاورعالی جوانان مشغول به کار شدم، بعد از ۳سال بهعنوان کارشناس مددکاری اجتماعی به هلالاحمر رفتم و هماکنون در آنجا مشغول بهکار هستم، البته ناگفته نماند که با بهزیستی هم همکاری داشتهام و مجوز کلینیکم را از بهزیستی گرفتهام.
به دلیل مشکلات فراوانی که از کودکی داشتم همیشه میخواستم به افرادی که مشکلات مالی دارند کمک کنم
از او در مورد نحوه آشناییاش با سازمان شهرداری میپرسم و او پاسخ میدهد: حدود ۲سال پیش از طریق دوستم با برنامههای فرهنگی و اجتماعی شهرداری آشنا شدم و، چون خودم درباره مشکلات اجتماعی مردم دغدغه داشتم توجه شهرداری به این مباحث برایم بسیار جالب و مهم بود، به همین علت در نمایشگاهسلامت غرفه مشاورهرایگان گرفتم و به مردم مشاوره میدادم.
با ارائه خدمات به افراد آسیبپذیر و یا در معرض آسیبهای اجتماعی آنها ترغیب میشوند که با دریافت این خدمات مشکلات را پشتسر بگذارند، زیرا هدف مددکاری اجتماعی کمک به توانمندشدن افراد و خانوادهها و گروههای اجتماع است تا بتوانند مشکلاتشان را حل کنند. از آن پس کمکم ارتباطم با شهرداری گسترش یافت و مدتی پیش از سوی شهرداری منطقه ۱۱ بهعنوان شهروند نمونه در این منطقه انتخاب شدم.
خداوند در راه مددکاری مددرسانم بود
او یکی از زیباترین خاطراتش را اینگونه عنوان میکند: ۵سال پیش برای خرید مسکن در سایت مسکن و شهرسازی ثبتنام کرده بودم، همان موقع یکمیلیون نفر دیگر هم در این سایت ثبتنام کرده بودند و احتمال قبول شدن من بسیار کم بود.
آن روزها در هلالاحمر مشغول بهکار بودم که خانوادهای برای درمان دختر کوچکشان که سرطان داشت از خرمشهر به مشهد آمده بودند اما به دلیل بالابودن هزینه پزشکهای متخصص بدون هیچ نتیجهای قصد بازگشت به خرمشهر را داشتند؛ وقتی قصه بیماری دخترک را شنیدم آنها را به بیمارستانی برای ویزیت و درمان رایگان معرفی کردم، در همان زمان نتایج ثبتنام برای خرید مسکن اعلام شد اما اسم من در سایت نبود و این موضوع برایم بسیار ناراحتکننده بود.
بعد از سهروز خانواده دختربچه برای تشکر پیش من آمدند و گفتند که میخواهند به خرمشهر بازگردند ولی قبل از بازگشت قرار است به حرم بروند و دعا کنند. راستش دلم خیلی شکسته بود برای همین دستی روی سر دخترک کشیدم و گفتم: رفتی حرم برای من هم دعا کن.
همان شب ساعت از ۱۲ گذشته بود که یکی از بستگان با من تماس گرفت و خبر داد که یک اصلاحیه در سایت خرید مسکن درج شده است و نام من هم در آن وجود دارد. باورم نمیشد، اما هنگام ورود به سایت متوجه شدم از ۱۲ پذیرفته شدهای که اسمشان در اصلاحیه نوشته شده است من سومین نفر هستم!
از او میخواهم راز نمونهشدنش را بگوید و او این چنین توضیح میدهد: برای نمونه بودن اول از همه باید با خودت و بعد با دیگران صادق باشی. اگر توانستی احساس دیگران رادرک کنی و مشکلات آنها را مشکلات خود بدانی آنوقت است که تلاش برای رفع مشکلات آنها را وظیفه خودت میدانی!
صدها فرشته بوسه بر آن دست میزنند کزکارخلق یک گره بسته واکند
*این گزارش پنج شنبه، ۱۸ آبان ۹۱ در شماره ۲۹ شهرآرامحله منطقه ۱۱ چاپ شده است.