سعید اکرامی میگوید: در پانزدهسالگی به ذهنم خطور کرد که خودم هیئتی راهاندازی کنم. جلسات هیئت امامسجاد (ع) از همان سال۷۶ هر هفته دوشنبهشبها برقرار بود.
محله
رده
قدمتی ۲۵۰ ساله دارد و تا ۳۵سال پیش جزو زمینهای پیرامونی مشهد محسوب میشد. قلعه قدیمی رده دارای حدود هشتاد خانوار و شامل سه ده بهنامهای قلعه نو، قلعه گنابادیها و قلعه کهنه بوده است. از آنجایی که محله رده بافتی روستایی داشته، اکنون حدود ۹۰ درصد محله بافت فرسوده است. محله رده در میان مردم به میثم شمالی نیز معروف است.
رضا خوری معتقد است حتی اگر در یک گوشه از حرم بهتنهایی مشغول مداحی باشی، حضرترضا (ع) صدایت را میشنود و مزدت را میدهد.
حاجآقارمضانی این روزها که امام جماعت مسجد امامحسنعسکری (ع) در محله رده است، هر آنچه را دارد، مدیون تشویقهای بابا میداند، وقتی با «شیخاوغلوم» گفتنهایش، محمدحسن را به طلبهشدن تشویق میکرد.
مهربان ساسانی، بانوی موفق محله ردّه با هنرش شریک شادی و غم بچههاست. او میگوید: سعی کردم برخلاف سنت مرسوم که چهره عروسکها انیمیشنی طراحی میشود، ثنا و سینا شبیه انسان واقعی باشند.
جعفر علیپور با مدرک درجه سه حفظ تخصصی از سازمان دارالقرآن الکریم تاجاییکه حالا بهعنوان کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث و یکی از معدود مربیان و قاریان روشندل قرآن در مشهد شناخته میشود.
زینب میگوید: وقتی دیدم دوستم از لحاظ روحی خیلی به هم ریخته، فوری نسخه راهیان نور را برایش پیچیدم. او هم پذیرفت، اما، چون میدانستم نمیتواند همه مبلغش را بپردازد، هزینه سفر را با کمک خیران جور کردم.
امیرعلی رزمخواه، نوجوان نخبه دهه هشتادی میگوید: من پیشرفت را فقط برای خودم دوست ندارم. دوست دارم همراه جمعی به رشد و پیشرفت برسیم.
هویت رده، اصولا با شناخت و بررسی همین قلعهها معنا پیدا میکند. طبق این گزارش و اظهارات اهالی قدیمی رده با سن بیش از نود سال، تعداد قلعههای این مزرعه بیشتر از سه تا بوده است.
ساعتی با اعضای گروه سرود «ادواردو آنیلی» که در لیگ سرود، رتبه دوم کشور را کسب کردند. این گروه شانزدهنفره در محله میثمشمالی، نام یک شهید ایتالیایی را برای جمع خود انتخاب کردهاند.
همه چیز از روزی شروع شد که روح ا... کلانتر، نانوای محله رده، تصمیم گرفت تا جایی که میتواند نان به دست افراد نیازمند برساند بهویژه کارتن خوابها.
آنطور که قدیمیهای محله میگویند، قلعه رده، مدرسهای داشته که دو اتاق کاهگلی با سقف چوبی برای درس و اتاقی نیز برای معلمها داشته است که از سپاه دانش برای درسدادن به اینجا میآمدند.
اگر خاطرههای این محله را مرور کنید، حتما عمواسماعیل را با کمان لحافدوزیاش، وقتی آمدنش را با صدای بلند در این کوچه و آن کوچه خبر میداده است، به یاد خواهید آورد.
بچههیئتیها، خانه حاجمحمدرضا را خانه خودشان میدانند؛ جایی که درش همیشه به روی بچههای محله باز است و چایش همیشه بهراه.
سیما سادات فیروزنیا، ساکن میثم شمالی، از ۲۴ سالگی با حضور در برنامههای پایگاه سلامت محله و شهرداری توانست منشأ تحولات خوبی در محله و منطقه باشد.
امید پارداد سوم آبان سال ۹۲ درحالیکه ۱۰ ماه از سربازیاش در مرزبانی سراوان میگذشت، حوالی بعدازظهر هنگام تعویض پست توسط عوامل ریگی در یک دره غافلگیر شد و به شهادت رسید.
بیبی زهره میگوید: مدتها قبل، همسرم طبقه همکف ساختمان را به عنوان مهریه به من داد. فکر کردم چه استفادهای از آن میتوانم بکنم که به نفع مردم باشد.
بخشی از زمینهای طبرسیشمالی ۹ متعلق به سرهنگ انصاری بود و بخشی از آنهم به محمد بالندری. این معبر نیز محل زمینهای کشاورزی بود که در آن چغندر کاشته میشد.
بیشتر ساکنان خیابان میثم شمالی۴ با هم نسبت خانوادگی دارند و هنوز به همان سبک و سیاق قدیم با هم مراوده دارند.
مادر شهید سیدجلیل هاتفی میگوید: به او گفتم «تکلیفت را مشخص کن؛ از یک طرف میگویی میخواهی شهید بشوی و از طرف دیگر میخواهی برایت زن بگیرم. بگو من باید چکار کنم؟»
مهسا قاسمی یکی از الگوهای موفق برای افرادی است که تصور میکنند اگر امکانات نباشد تلاش هم بیفایده است. برای او و خیلی از همکلاسیهایش داشتن یک لباس رزمی ساده و فضای هرچند کوچک باشگاه ابوذر غفاری بهانه یک دنیا درخشش و موفقیت است.بهانه گفتوگویمان با مهسا که کمربند قهوهای دارد، موفقیتهای پیاپی او در مسابقات کشوری و بینالمللی کاراته است. شش سال است وارد دنیای ورزشهای رزمی شده است و 9 مقام استانی، دو مقام کشوری و دو مقام بینالمللی دارد.