منطقه ۸ - صفحه 115

منطقه ۸

منطقه‌ای با تاریخ کهن

منطقه ۸ از مناطق قدیمی مشهد است و بسیاری از محله‌های برخوردار مشهد قدیم همچون سراب، سرشور و ارگ را در خود جا داده است. اعیان و بزرگان شهر از همان ابتدا به سکونت در «سراب» که سرِ آب قنات قریه سناباد بوده تمایل نشان دادند. محله سرشور که از شهرنشین‌ترین محله‌های مشهد قدیم بوده، امروز نیز با برخورداری از مغازه‌های تجاری، خانه‌های تاریخی، هتل‌آپارتمان‌ها و... نبض شهر مشهد است. بازار سرشور که از ۴۰۰سال پیش گذرگاه زائران برای تشرف به حرم مطهر بوده است و همچنین بازارچه سراب، به‌تازگی احیا شده‌اند. خیابان ارگ مدرن‌ترین خیابان مشهد قدیم است و در گذشته، پاتوق روشن‌فکران و اهل فرهنگ بوده است. بوستان‌های کوهسنگی و باغ‌ملی در این منطقه در روز‌های مختلف سال میزبان جمع زیادی از شهروندان و زائران هستند. ۹ بیمارستان بزرگ مشهد در این منطقه شهری قرار دارد که به بیماران مختلفی از گوشه‌وکنار کشور خدمات می‌دهند. به‌دلیل وجود ۲ کنسولگری پاکستان و افغانستان، حضور شهروندان این ۲ کشور در این منطقه محسوس است. شهرداری منطقه ۸ مشهد سال ۱۳۷۸ شکل گرفته و در مساحت ۱۹۳۶ هکتاری آن ۹۳ هزار نفر زندگی می‌کنند.

«بعد از گذشت ۳۰ سال، بسیاری از خاطرات از ذهن آدم پاک می‌شود، اما بسیاری نیز با پوست و گوشت چنان حس شده‌اند که اگر سالیان سال هم بگذرد، روز‌ها و شب‌ها می‌توانی با این خاطرات زندگی کنی!» این‌ها نخستین حرف‌هایی است که حسین ظریف به زبان می‌آورد. او که از نیرو‌های آتش‌بار ۸۹۷ پدافند هوایی بوده است از روزهای سخت جنگ در کردستان می‌گوید.
10روز روضه در خانواده مدقق به عشق امام صادق(ع) نسل به نسل چرخیده است. حاج‌علی‌اکبر سعیدمدقق بنیان‌گذار این مراسم بوده و فرزندش حاج‌رضا به تبعیت از پدر راهش را ادامه داده است. پسران مرحوم حاج رضا نیز می‌خواهند سنت پدر و پدربزرگ زنده بماند.
با وجودی که بسیاری از صاحب‌نظران عقیده دارند برای قبولی در کنکور نیازی به حضور و استفاده از این موارد کمک آموزشی نیست، اما در اذهان عمومی این باور جاافتاده است که قبولی در رشته‌های خوب، حضور در این کلاس‌ها را می‌طلبد. «امیررضا بابک» و «سجاد سهیلی» دو جوانی هستند که در همین راستا دست به ابتکار زده و با برگزاری کلاس‌های کمک‌آموزشی با تعداد بسیار کم به‌طور رایگان علاوه‌بر آموزش، مشاوره تحصیلی برای دانش‌آموزان حاشیه شهر دارند.
باید 2کوچه از بقعه محمد‌جواد مؤمن یا همان گنبد سبز بالا ‌بروید که به این کوچه پررمز و راز ‌برسید. کوچه‌ای که تا قرن دوازدهم هجری، قسمتی از گورستانی به نام «میر‌همام» بوده است. قدیمی‌ها این معبر را با نام فروغ می‌شناسند. دلیلش هم به وجود دبیرستانی با همین نام برمی‌گردد که در این معبر وجود دارد. بعدها به درخواست خانواده سیگاری نام این خیّر بر کوچه نقش بست و حالا نام حاج محمد اسماعیل سیگاری را می‌توان روی تابلو دید.
مجیدآقا 39ساله، ساکن محله بهشتی است و ماجرای نقاش‌شدنش شنیدنی. پدر پرستارش که نقاش هم بوده است، زمان بیکاری‌ را در مغازه‌اش سپری می‌کرده و مجید نیز به‌تبع کار پدر از 14سالگی نصف روز را در مدرسه و نیمه دیگر روز را در مغازه پدر می‌گذرانده است. از طرفی، دوستی پدرش با استادان نقاش سبب آشنایی مجیدآقا با نقاشانی همچون محمد خوش‌صفت، محمد مهراف، قدیر صباغیان و محمد حمیدی شد؛ هر چند اندک .
گروه «شمسه فیلم» خودشان را مدیون آن‌هایی می‌دانند که دست خالی با تانک‌های دشمن جنگیده‌اند و برای اینکه نام و یاد آن‌ها را که تا پای جان مبارزه کرده‌اند زنده نگه‌دارند تصمیم گرفته‌اند با روایت‌های مستند و فیلم‌سازی راوی آن روز‌های آن پاک‌باختگان باشند. این جمع مستندساز جوان با کشف یکدیگر و درست‌کردن یک گروه با کمترین امکانات شروع به ساخت مستند‌هایی درباره جنگ و دفاع مقدس به نام «سیزده پنجاه و نه» کرده‌اند.
پس از سه ماه حضور در جبهه، 64/۱/18 ساعت ۵ بعدازظهر در جزیره مجنون بمب شیمیایی زدند. دود غلیظ و بوی نامطبوع همه جا را فراگرفته بود؛ به زحمت سرم را بالا آوردم؛ صحنه‌های دردناک و فراموش‌نشدنی را دیدم. سربازی در یک متری لاشه بمب، مغز سرش و محتویات شکمش بیرون ریخته بود. دیگر توان راه‌رفتن نداشتم. من در دومتری بمب بودم. گاز شیمیایی تأثیرش را گذاشته بود.