دو برادر نوجوان محله چهنو از دوران مدرسه خبرنگار شدند
خبرنگاری برای بعضیها صرفا یک شغل و منبع درآمد است، اما برای بعضی دیگر رؤیایی است که از کودکی در جانشان ریشه میدواند. رؤیای دردستگرفتن قلمی که تنها برای نوشتن نباشد و صدای مردم شود، درد آنان را روایت کند و حقیقت را بیواهمه به تصویر بکشد.
علی ضیایی، نوجوان شانزدهساله محله چهنو، از سالهای کودکی دل به همین رؤیا سپرد. حالا ششسال است که در قامت خبرنگار خبرگزاری پانا فعالیت میکند. مسیری که با وجود این سنوسال کم، تجربههای ارزشمندی برایش رقم زدهاست، از ثبت دهها خبر و قرارگرفتن درمیان خبرنگاران فعال این خبرگزاری گرفته تا دیدار با رهبر شهید انقلاب و فعالیت در رسانه محلی محله چهنو.
این علاقه به حسن، برادر کوچکترش هم سرایت کرده و او را نیز همقدم این مسیر کردهاست. این دو برادر امروز درکنار هم، روایتگر اتفاقات و دغدغههای اطرافشان هستند.
دکلمهخوانی در مراسم شهید قاسم سلیمانی
علاقه علی به نوشتن، خیلی قبلتر از خبرنگاری شکل گرفته بود. نخستین تجربههایش با قلم، نوشتن دکلمهها و دلنوشتههایی بود که در مراسم صبحگاه مدرسه برای همکلاسیها و معلمان میخواند؛ نوشتههایی که همیشه با تشویق همراه میشد و او را بیشاز پیش به ادامه این مسیر دلگرم میکرد.
یکی از خاطرات پررنگ آن روزها به مراسم تشییع و بزرگداشت شهید قاسم سلیمانی برمیگردد. درمیان جمعیت حاضر در مسیر راهپیمایی در فلکه آب، از او دعوت شد روی سن برود و دکلمهای را که خودش نوشته بود، برای مردم بخواند. باوجود سن کم، بدون آنکه اضطراب بر او غلبه کند، مقابل جمعیتی انبوه ایستاد و با صدایی رسا نوشتهاش را خواند؛ اجرایی که به گفته خودش با استقبال و تأثیر زیادی همراه شد.
همین علاقه و فعالیتها، سال۱۴۰۰ مسیر تازهای را پیش روی او قرار داد. علی نمونهای از دکلمهها و فعالیتهایش را برای خبرگزاری پانا، رسانه ویژه دانشآموزان، ارسال کرد و پس از جلب نظر مسئولان، همکاریاش با این مجموعه آغاز شد؛ «آن زمان کلاس ششم دبستان بودم و از همه خبرنگارها سنم کمتر بود، تاجاییکه اولین خبرنگار دبستانی پانا در استان شناخته شدم. اعتمادبه نفس خوبی داشتم و میدانستم که از پسش برمیآیم.»
پساز پذیرش، در دورههای آموزشی خبرنویسی، شیوه تهیه گزارش، مصاحبه و کار با دوربین در این خبرگزاری شرکت و از همان زمان، فعالیت حرفهای خود را بهعنوان خبرنگار آغاز کرد.

یک خبرنگار وظیفه شناس
اولین مصاحبهای که انجام داده، هنوز هم برایش فراموشنشدنی است. برای غلبه بر استرس، ابتدا با مدیر و معلمان مدرسه گفتوگو میکند و همین تجربههای ساده، اعتمادبهنفس لازم را برای حضور در مصاحبههای رسمی به او میدهد.
یکی از گفتوگوهای مهم سال نخست فعالیتش، حضور در نشستی در اداره آموزشوپرورش ناحیه ۲ مشهد با حضور مدیرکل آموزشوپرورش خراسان رضوی و معاون وزیر کشور بود؛ تجربهای که برای یک خبرنگار نوجوان، مسئولیتی بزرگ به شمار میرفت.
پس از آن هم بارها در مراسم و مناسبتهای مختلف، از راهپیمایی ۲۲بهمن گرفته تا آیینهای مذهبی، میان مردم حاضر شده و روایتگر حالوهوای این رویدادها بودهاست.
بااینحال، خودش مهمترین گزارش دوران فعالیتش را به روز حادثه در حرم رضوی در فروردین ۱۴۰۱ مربوط میداند؛ «آن روز بههمراه پدرم در حرم مطهر حضور داشتیم و برای زیارت رفتهبودیم. بدون آنکه مأموریتی از قبل برایم تعریف شده باشد یا حتی تجهیزات کامل خبرنگاری را همراه داشته باشم، تصمیم گرفتم با مردم گفتوگو کنم و از حال وهوای آن روز گزارش گرفتم.»
خبر تهیهشده در کوتاهترین زمان روی خروجی خبرگزاری قرار گرفت و همین سرعت عمل، تحسین مسئولان خبرگزاری را بهدنبال داشت.
دیدار با رهبر شهید انقلاب
درمیان همه تجربههای خبرنگاری، شیرینترین خاطره علی به سال۱۴۰۳ برمیگردد؛ زمانی که بهعنوان یکی از خبرنگاران فعال مشهد، همراه چهاردهنفر دیگر راهی تهران شد تا در دیدار با رهبر شهید انقلاب حضور پیدا کند.
او میگوید: از همه استانهای کشور خبرنگاران برتر آمده بودند. جمعیت خیلی زیاد بود و فرصت صحبت رودررو پیش نیامد، اما همان دیدار کوتاه هم برایم یکی از بهترین برکتها و ارزشمندترین دستاوردهای خبرنگاری بود.
دوست دارم با آدمها صحبت کنم و نظرشان را درباره موضوعات مختلف بپرسم
وقتی از او میپرسم چه عاملی باعث شد درمیان خبرنگاران برتر قرار بگیرد، بدون مکث از دو ویژگی نام میبرد؛ تولید مستمر خبر و سرعت عمل. میگوید هرجا سوژهای وجود داشته، خودش را به محل رسانده و هیچوقت ساعت و سختی کار برایش مهم نبوده، چون همه این مسیر را از روی علاقه دنبال کردهاست.
البته فعالیت رسانهای او تنها به خبرگزاری پانا محدود نمیشود. علی چندسالی است که اخبار و رویدادهای محله چهنو را هم در کانال محلی در پیامرسان ایتا پوشش میدهد. بخش مهمی از این فعالیتها به انعکاس برنامههای مسجد رضوی، مراسم مذهبی، مناسبتهای فرهنگی و اجتماعی محله اختصاص دارد؛ جایی که او با ثبت تصاویر، تهیه خبر و روایت اتفاقات تلاش میکند رویدادهای محله را به دست مخاطبان برساند و نقش رسانه را در مقیاسی محلی هم ایفا کند.
دو برادر و یک مسیر
علاقه علی به خبرنگاری، کمکم به برادر کوچکترش هم سرایت کرد. حسن که متولد سال۱۳۹۳ است، از همان سالهای ابتدایی فعالیت برادرش، همیشه در گوشهوکنار برنامهها همراه او بود. ابتدا پشت دوربین میایستاد، فیلم میگرفت و عکس ثبت میکرد؛ کاری که به گفته خودش از همان ابتدا بیشتر از هر بخش دیگری دوست داشت.
همین همراهیها، اما مسیر تازهای برای او ساخت. حسن سال گذشته مثل برادرش به خبرگزاری پانا پیوست و حالا علاوهبر تصویربرداری، خودش هم گزارش تهیه میکند و مصاحبه میگیرد. میگوید: دوست دارم با آدمها صحبت کنم و نظرشان را درباره موضوعات مختلف بپرسم.
خلاقیت هم از ویژگیهایی است که در کار حسن به چشم میآید. او یک بار با استفاده از مقوا، برای میکروفن خبرگزاری پانا یک قاب چهارگوش ساخت و نام خبرگزاری را روی آن نوشت تا ظاهر میکروفن حرفهایتر شود. ایدهای ساده، اما کاربردی که بعد از آن، دیگر خبرنگاران این خبرگزاری هم از آن استفاده کردند.
حالا این دو برادر، هرکدام درکنار درس و زندگی روزمره، بخشی از وقتشان را صرف ثبت و روایت اتفاقات میکنند. یکی با تجربه بیشتر و دیگری با شور و اشتیاق کودکانه، اما هردو با یک هدف مشترک.
شاید امروز علی و حسن هنوز در آغاز راه خبرنگاری باشند، اما مسیری که انتخاب کردهاند، از همان سالهای کودکی برپایه علاقه، پشتکار و مسئولیتپذیری شکل گرفتهاست. آنها امیدوارند در سالهای آینده با کسب تجربه و دانش بیشتر، در جایگاههای حرفهایتری فعالیت کنند و بتوانند بیش از گذشته صدای مردم باشند.
* این گزارش دوشنبه ۱۹ مردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۸۱ شهرآرامحله منطقه ۵ و ۶ چاپ شده است.