منطقه ۵ - صفحه 37

منطقه ۵

همسایگان میهمان‌نواز

گلشهر یکی از بخش‌های حاشیه‌ای و پرتراکم منطقه ۵ است که در ۴ دهه گذشته جمعیت زیادی از مهاجران افغانستانی را در خود جا داده و اکنون بزرگ‌ترین محله مهاجرنشین ایران است. فراوانی رستوران‌ها و لباس‌فروشی‌های افغانستانی موجب شده «گلشهر» به عنوان یک جاذبه گردشگری در مشهد شناخته شود. «شلوغ‌بازار گلشهر» از خیابان‌های مهم این منطقه است. برگزاری بازی‌های گروهی چون: بادبادک‌بازی، چوب دنده، فوتبال و... در این منطقه به جذابیت‌های آن افزوده است. 
خیابان سرخس (شهدای فاطمیون) که فعال‌ترین راسته مشاغل سنتی و قدیمی مشهد است و ۲ میل کوره آجرپزی با قدمت بیش از ۷۰ سال که ثبت ملی شده، هویتی تاریخی به این منطقه می‌دهد. زمین‌های بایر و رهاشده یکی از معضلات جدی این منطقه به‌شمار می‌آید که مشکلاتی ازجمله حضور معتادان، ایجاد گردوغبار و بیماری‌های مختلفی را به‌همراه داشته است.  شهرداری منطقه ۵ سال ۱۳۷۴ شکل گرفته و در مساحت ۱۴۳۸ هکتاری آن ۱۷۶ هزار نفر زندگی می‌کنند.

«مرتضی عبدی» از یک‌سالگی به دلیل تب و تشنج، دچار معلولیت جسمی می‌شود. بعد‌ها و پس از آشنایی با مرکز فیاض‌بخش، به ورزش رومی‌آورد و در لباس یک کوهنورد می‌شود فاتح قله دماوند و شیرکوه.
دکتر «علیرضا حسین‌زاده» با وجود آنکه می‌توانسته داروخانه خود را محله دیگری ببرد اما به دلیل دلبستگی به ساکنان محله مهرآباد در همان محله می‌ماند.
فاطمه پرورش با همراهی پانصد عضو ثبت‌نامی فعال، چراغ فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی را در حسین‌آباد روشن نگه داشته است. در مسجد پنج‌تن آل‌عبا(ع)، زنان و دختران با حضور در کلاس‌های این کانون، فرصتی برای رشد پیدا کرده‌اند.
غلام‌حسین حدادی‌بازه یکی از شانزده‌ساله‌های محله مهرآباد است که سال ۶۲ در عملیات والفجر ۳ به شهادت رسید. او دوماه بعد از مراسم عقد، هوایی رفتن به جبهه شد و برای رفتن به هیچ کس چیزی نگفت.
سیدحمیدالهاشمی دانشجوی سال سوم دانشکده افسری عراق بود، اما از آنجاکه شیعه و سادات بود، بنا به توصیه مادرش شبانه همراه گروه سی‌نفره از افسران شیعه به جبهه مردان آیت‌الله خمینی (ره) می‌پیوندد.
سیدمحمدرضا قاسمی می‌گوید: خوش‌نویسی در خانواده مادری‌ام، ارثی است و استاد سیدغلامرضا موسوی‌خطاط، از پیش‌کسوتان خوش‌نویسی ایران و از بنیان‌گذاران انجمن خوش‌نویسی خراسان، دایی مادرم است.
سیدموسی رفاهی که به تاریخ سجلش ۷۰ را گذرانده، یکی از استخوان‌خرد‌کرده‌های هنر جارو و حصیربافی مشهد است؛ هنری که به گفته خودش، سال‌هاست در انزوا قرار گرفته و به روز‌های مرگ نزدیک می‌شود.