زنان سرپرست‌خانوار - صفحه 3

کبری جهانگیری با راه‌اندازی کارگاه دوزندگی، زندگی آدم‌های پردغدغه را می‌چرخاند. بسیاری از هنرآموزانش در این مسیر به خودکفایی مالی رسیده‌اند.
نزدیک به یک سال دوندگی کردیم تا توانستیم از شهرداری مجوز یکشنبه‌بازار شهرک را بگیریم. حالا حدود سی‌خانم در این بازارچه شرکت کرده‌اند.
شب‌بازار بوستان خطی بخارایی، آمد‌وشد مردم را بیشتر کرده است. به گفته کسبه، این بازار روشنایی و رونق بیشتری به خیابان راهنمایی آورده است.
از زمانی‌که به این بازارچه آمدم، درآمدم خیلی بهتر شده است. اینجا را دوست دارم، چون همه با هم صمیمی هستیم و محیط آرام و سالمی دارد.
ثریا مهاجر ۳۲ سال دارد و ساکن محله آب و برق است. او درمحله به عنوان یک هنرمند و کارآفرین می‌شناسند؛ ثریا مدرک کارشناسی شیمی دارد، اما چندسالی است که کارگاه چرم دوزی راه اندازی کرده و دست هم سن و سال‌های بیکار خودش را می‌گیرد.
دست‌های پر از ترک‌اش را نشان‌مان می‌دهد و می‌گوید: نان این دست باید حلال باشد، نیست؟ زندگی کارگری یادمان می‌دهد قانع باشیم و وقتی قانع باشی آرامش داری. 
 گروه مردمی «جهاد عاطفه‌ها»، درست ۵ دی ماه سال ۹۵، برای کمک‌رسانی به خانواده‌های زیر خط فقر تشکیل شد؛ گروهی تلگرامی که اعضای نخستین آن را چند خانواده و دوست تشکیل داده بودند.
زینب الله دوست، بانوی هنرمند و کارآفرین، ساکن محله احمد‌آباد است. خانم‌های بسیاری در کارگاه خیاطی او آموزش دیدند و با گرفتن وام و خرید چرخ خیاطی مشغول به کار شدند. او سال‌1399 موفق به کسب مقام اول دوره نهم کارآفرینان کشور شد.
معصومه موسوی، بانوی ورزشکار رشته کاراته و مهاجر ساکن محله شهید آوینی، بعد از فرازونشیب‌های بسیار، مقام کشوری و بین‌المللی کسب کرده است.کسی که از نوجوانی عاشق کاراته بوده اما خانواده با قدم‌گذاشتن او در این راه مخالفت می‌کنند. سال‌ها می‌گذرد اما دلسرد نمی‌شود. معصومه حالا در بیست‌وهفت‌سالگی و با وجود دو فرزند و کار در بیرون خانه بالأخره به آرزوی دیرینه‌اش می‌رسد و در جایگاه قهرمانی کیوکوشین کاراته می‌ایستد.
از ساعت 7 صبح تا 11 شب برای توزیع گل در مغازه است از شغل فصلی‌ای که به دست آورده راضی است، چون مشتریان خوبی دارد و بار گلش زمین نمی‌ماند. هر روز از ساعت5 بعدازظهر تا شب گل توزیع می‌کند و فردای آن روز از صبح زود نگین‌ها را تحویل می‌گیرد. هرکس براساس توانی که دارد از 3 تا 20کیلوگرم گل زعفران برای پاک‌کردن می‌برد. راحله حالا که چم و خم کار را یاد گرفته است روزی 400کیلو زعفران بین اهالی توزیع می‌کند و از افرادی که نمی‌شناسد کارت ملی می‌گیرد.
در دو ماه اخیر بیش از 103خانواده بسته کمک‌معیشتی خود را دریافت کرده‌اند، وام قرض‌الحسنه متقاضیان واریز شده است. برای اشتغال تعدادی از شهروندان پیگیری شده است و این روزها هم تلاش برای تهیه وسایل زندگی شش خانواده در جریان است. این‌ها بخشی از اقدامات خیریه امام زمان(عج) در محله جاهدشهر است.
قدم‌زدن زیر سقف آسمان همراه با خنکای مطبوع تابستانی آن هم در نزدیک‌ترین نقطه به حرم‌مطهر شرایط را مهیا می‌کند تا شب‌بازار قدیمی مشهد رونق بگیرد.اینجا شارستان شهید شوشتری است که یک‌طرف آن به‌واسطه شب‌بازار پر از جمعیت است. شب‌بازاری که با همه سختی‌ها و جابه‌جایی‌هایش هنوز بعد از هجده سال زنده است. همه‌چیز در این بازار پیدا می‌شود؛ از عروسک و اسباب‌بازی بگیرید تا لباس و بدلیجات و ابزار کار.
کفش‌های زنانه مقابل در ورودی ردیف شده‌اند و صدای خنده بچه‌ها به گوش می‌رسد پرده‌ای که جلو در نصب شده را کنار می‌زنیم، چند دختر خردسال در حال بازی‌کردن هستند و چند نفر از بانوان نیز با پارچه و الگو تمرین می‌کنند. دو سالی می‌شود که قسمتی از فضای مسجد حضرت ولی‌عصر (عج ) به کارگاه خیاطی برای زنان سرپرست خانوار تبدیل شده است با مسئول پایگاه بسیج حضرت زهرا(س) که این کارگاه کوچک را راه‌اندازی کرده است هم‌صحبت می‌شویم تا از شکل‌گیری آن بشنویم.
سال 93 بود که یکی از بانوان فعال فرهنگی و پیش‌قدم در کارهای خیر و نیکوکارانه‌ محله تصمیم می‌گیرد کلاس‌های مشاوره‌ برای خانم‌های محله و دختران جوان برگزار کند. کلاس‌های مشاوره،‌ فرزندپروری، اعتماد به‌نفس، خودباوری و ... این اقدام زمینه‌ای می‌شود برای پایه‌گذاری بزرگ‌ترین کانون فرهنگی‌‌ در محله میثم‌شمالی که طبق آمار، نه تنها هزاران نفر از دختران و بانوان محله که از محلاتی چون مهرآباد، حسین‌آباد، دروی، گاز‌ و ... نیز از برنامه‌های آموزشی این کانون بهره‌مند می‌شوند.
بعد از شهادت حسن آقا روزگار بسیار سختی برای رقیه خانم پیش می آید. نازنین زهرا عمل می کند و شش توده استخوانی را از استخوان پاهایش خارج می کنند. لگنش را می شکنند و اصلاح فرم می کنند. عمل مهمی داشته و روزهای سختی را پشت سر گذاشته است. رقیه خانم می ماند و دو بچه معلول و یک دل شکسته تا اینکه با انسانی شریف آشنا می شود.
در کارگاه قالی‌بافی بهارستان بانوان، هم آموزش می‌بینند و هم با هنر زیبای قالی‌بافی به درآمد می‌رسند. کارگاه حدود 4ماه قبل با چهار دارقالی کار خود را شروع کردو «فاطمه باری» بانوی کارآفرینی است که با همین کارگاه کوچک محلی و واسطه‌گری دفتر توسعه محلات ثامن و امیرالمؤمنین(ع) اکنون برای 30نفر شغل ایجاد کرده است.نکته جالب این کارگاه هم این است که ابزار کار در اختیار بافنده‌ها قرار می‌گیرد. تمام تجهیزات کار به بافنده‌ها داده می‌شود. مثل دار، نخ چله‌کشی، کاشف و ... . خانم‌هایی هم که در خانه می‌بافند تجهیزات را از کارگاه می‌گیرند. خیلی از همکاران بابت دار قالی و مواد اولیه از بافنده خانگی سفته و چک می‌گیرند اما این کارگاه نه.
نسرین رازنهان می‌گوید: همیشه این حرف مادرم در ذهنم باقی مانده است که می‌گفت: «مادربزرگت با داروی گیاهی مُرده را زنده می‌کرد!» وقتی کوچک بودم، زمانی که همراه مادرم به صحرا می‌رفتیم، او همان‌طور که راه می‌رفت با پایش به گیاهان اشاره می‌کرد و خاصیتشان را می‌گفت. به طور مثال می‌گفت: «این گیاه بومادران است و برای فلان مریضی خوب است.» از همان زمان من خیلی به گیاه‌شناسی و عطاری علاقه‌مند شدم.
به گفته سعیده صفار شرق، تولید این عروسک‌‌ها ظریف، سخت و وقت‌گیر است اما وقتی ساخت آن‌ها تمام می‌شود، کلی لذت می‌‌برم. آن‌ها را با عشق درست می‌کنم و خوشحالم که هم‌بازی بچه‌ها می‌شوند. ذوق بچه‌ها وقتی عروسک‌ها را در دست دارند خیلی زیباست. تازه همه عروسک‌های من اسم دارند. اگر لباس کردی برتن داشته‌باشند، نام آن‌ها روژان و روناک است و اگر تن‌پوش لری یا شمالی داشته‌باشند، می‌شوند گل‌نسا و گل‌پری. احساس می‌کنم کودک درونم هم‌چنان فعال است.
جواد غفاریان طوسی می‌گوید: سال گذشته با کمک نیکوکاران، 21 میلیارد تومان جمع‌آوری شده است و به این وسیله 550 زندانی آزاد شده‌اند. او شاکیان را بزرگ‌ترین نیکوکاران می‌داند و توضیح می‌دهد: کنار 21 میلیاردی که از سوی خیران جمع‌آوری شد، شاکیان هم از 43 میلیارد تومان حق خود گذشت کردند. به همین دلیل، می‌توان آن‌ها را بزرگ‌ترین خیران دانست.بیشتر زندانیان جرائم غیرعمد به دلیل مشکلات مالی، چک برگشتی، ضمانت و ... به زندان افتاده‌اند و بیشتر آن‌ها پدران سرپرست خانواده هستند. مدیر نمایندگی ستاد دیه خراسان رضوی ادامه می‌دهد: با مساعدت نیکوکاران، در نیمه شعبان امسال، بیش از 60 زندانی آزاد شدند.
سال های سال پشت میله ها در سلول هایشان روزگار گذرانده بودند. هیچ کدام قاتل نبودند. سابقه دار هم نبودند. با این حال پولی نداشتند تا بتوانند بعد از اشتباهی که کرده اند، آزادانه زندگی کنند. اما حالا آمده بودند جلو در زندان و به آن ها گفته می شد بروید سر خانه و زندگی تان. معجزه نجات در این کلیپ با تصویری دور از این زندانی ها، درست جلو در زندان رخ می دهد. اشک شوق می ریزند.