المپیک

غلامرضا نامی، تنها مشهدی ملی‌پوش در رشته بسکتبال با ویلچر، ۱۲ سال است که کاپیتان تیم ملی است. او ۳۶ سال دارد و مدت ۱۷ سال است که ورزش بسکتبال را به خاطر هیجان و تحرکش در آسایشگاه معلولین فیاض‌بخش آغاز کرده است.
حسین لعل کریمی، تاکنون ۲۸ عنوان در مسابقات استانی و کشوری کسب کرده با این حال دست از هدف خود برنمی‌دارد و برای راهیابی به تیم ملی تکواندو و کسب عنوان قهرمانی المپیک تمام تلاش خود را می‌کند.
آمدن تیم ملی کشتی به مشهد قبل از مسابقات جهانی و المپیک امروز چیز مرسومی است، اما در سال ۱۳۵۵ رسم نبود؛ تیم‌های کشتی فرنگی و آزاد ایران نخستین تیمی بودند که قبل از مسابقات المپیک ۱۹۷۶ مونترآل به مشهد آمدند!
توکلیان از سه سال پیش به هندوستان رفته و به‌عنوان مربی در بزرگ‌ترین مجموعه ورزشی این کشور فعالیت می‌کند؛ او حتی کوچه به کوچه برای یافتن استعدادهای هندی تلاش می‌کند.
روایتی از شکل‌گیری یک باشگاه ورزشی که به همت ۲ مربی جوان محمدآبادی دایر شده و استعداد‌های بسیاری را به سکوی قهرمانی رسانده است.
نرگس دانشور تجربه بازی در فیلم کوتاه باربی را داشته است، در همخوانی موسیقی مهارت دارد و نوزده‌مقام کشوری در رشته ورزشی گوی‌رانی کسب کرده است.
بنیامین آشفته می‌گوید: همه تلاشم را می‌کنم تا برنده شوم، اما اگر هم پیروز میدان نبودم، ایراد‌ها و ضعف‌هایم را پیدا می‌کنم و از آن‌ها درس می‌گیرم.
دانش‌آموز هنرستان دکتر‌هادوی توانسته است مقام چهارم مسابقات المپیک ویژه ورزشکاران با نیاز‌های ویژه را در برلین به دست بیاورد.
روزنامه کیهان سی‌ام آبان1340 در گزارشی از این بازی می‌نویسد: «رضا ارمگان وقتی که به روی رینگ آمد، همه فکر کردند که این مبارزه پایانش به نفع بازیکن آلمانی است. بازی شروع شد. ارمگان حمله را آغاز کرد و همه تماشاچیان را مجبور به تحسین و تشویق نمود. زیرا ضربات محکم و پی‌درپی او حریف آلمانی را گیج کرده بود و از این‌طرف به آن‌طرف روی طناب رینگ می‌افتاد...راند دوم با حمله مداوم ارمگان آغاز شد و وی یک‌بار حریف آلمان را ناک‌داون کرد. پس از شمارش یک تا نُه داور، فرانگل از زمین بلند شد، گارد گرفت و بازی آغاز شد.
سر آخر خانواده شورورزی‌ها از سه برادرش کوچک‌تر بود، اما قامتی تنومند داشت. یعقوبعلی در چهارمین روز از شهریور1302 دیده به جهان گشود و آفتاب زندگی‌اش در نحسی 13مهر1378 غروب کرد. مردی که نام پرآوازه او در کشتی و عرصه پهلوانی زبانزد است. ستاره‌ای که درباره‌اش می‌گویند در دوازده‌سالگی چوخه می‌گرفته و کسی در روستاهای اطراف نیشابور یارای مقابله با او را نداشته است
مرداد سال گذشته از دختری نوشتیم که در نوزده‌سالگی قطع نخاع شد اما با عزم و اراده پولادین در بیست‌وهشت‌سالگی به عنوان یکی از هفت‌رکورددار تپانچه کشور در جامعه ورزش معلولان درخشید. در آن گزارش که با عنوان «تیر خلاص به دل ناامیدی‌ها» چاپ شد، گفتیم که نسرین شاهی یکی از سه امید مشهدی‌ها برای اعزام به مسابقات جهانی تیراندازی معلولان است. حالا بعد از یک سال او مدال طلای جهان را به گردنش آویخته و ایستاده بر قله آرزوها، از کره‌جنوبی به مشهد بازگشته است.
به نظر من کشتی بیشتر از اینکه بخواهد ورزش باشد، راه و رسم زندگی است، فردی که در پستی و بلندی کشتی قرار می‌گیرد، چه قهرمان المپیک باشد و چه کسی که فقط به خاطر علاقه‌ای که دارد در این حوزه تمرین می‌کند، شیوه زندگی را تمرین می‌کند. اعتقاد دارم کشتی و نوع تمرینات آن باعث می‌شود تا فرد طعم سختی‌ها را بچشد و درس‌هایی بگیرد که در زندگی بسیار به درد می‌خورد، اینکه برخی افراد کشتی را فقط به چشم یک ورزش نگاه می‌کنند قبول ندارم چون کشتی در تاریخ ما، آیین پهلوانی و جوانمردی ما ریشه دارد.
ورزش حرفه‌ای را از سنین نوجوانی شروع می‌کند. مشوق اصلی او در این راه پدرش است؛ پدری که خود در روزگار جوانی به ورزش جودو و کشتی پهلوانی می‌پرداخت و در این راه مقام‌هایی نیز کسب‌ کرده، بزرگ‌ترین حامی فاطمه در عرصه ورزش قهرمانی است. فاطمه شبانی با تلاش و تمرینات شبانه‌روزی خود پله‌های ترقی و موفقیت در عرصه‌های ورزشی را پشت سر گذاشته و خیلی زود به عضویت تیم ملی بانوان (در رده نوجوانان و جوانان) درمی‌آید و در مدت بیش از 10سال ورزش حرفه‌ای، در رشته‌های رزمی رتبه‌های مختلفی را کسب می‌کند.
اردلان حسین‌زاده معلولیت مادرزادی دارد و نیمه راست بدنش با کم‌توانی عضلانی روبه‌روست. ساکن محله فارغ‌التحصیلان است و در کلاس دوازدهم درس می‌خواند. هفت سال پیش زمانی که کلاس پنجم بود، هیچ علاقه‌ای به ورزش و فعالیت‌های اجتماعی از خودش نشان نمی‌داد. مادرش کنار مشکلات و پیچ و خم‌های زندگی، می‌دانست باید به هر طریقی هست او را وارد اجتماع کند تا به‌دلیل معلولیت منزوی نشود.برای همین آن‌قدر اصرار کرد که به‌دلیل پافشاری او اردلان در کلاس شنا ثبت‌نام کرد. مدتی نگذشت که دو مدال استانی آورد و طعم شیرین این مدال‌ها، شوق پیشرفت را در او برانگیخت بعد با حمایت تمام نشدنی مادرش ورزش را ادامه داد.
«سید مهدی امیرسیدیان» 17سال دارد و از کودکی ورزش را شروع کرده است. در حال حاضر عضو تیم ملی وزنه‌برداری نوجوانان است. مدال‌ها و افتخارهای زیادی را تاکنون به دست آورده است. آن‌قدر زیاد که برخی را نمی‌داند کدام سال و در کدام مسابقه بوده است. با خنده می‌گوید بنویسید: تا دلتان بخواهد قهرمانی، نایب قهرمانی و سومی کشور، استان و مسابقه‌های دانش‌آموزی و قهرمانی بزرگسالان شرق کشور را دارم.
قهرمان تکواندو شهرک شهید رجایی درباره ورودش به دنیای ورزش می‌گوید: در یک خانواده ورزشکار متولد شده‌ام. به همین دلیل وقتی در سال 1390 در مجاورت منزل ما یک باشگاه ورزشی تاسیس شد پدرم من را برای ثبت نام به آنجا برد. آن روز حتی نمی‌دانستم تکواندو چه ورزشی است اما پس از یک مدت کوتاه تمرین، نه تنها به این رشته ورزش علاقه مند شدم بلکه یک آینده درخشان را متصور شدم.
علی باغبانباشی، یک راست از پادگان به سعدآباد می رود و در مسابقه ای که حتی لباس و کفش هم نداشت، رکورد استاد مرحوم محمدرضا صابری را می‌شکند.
علی لایقی، طراح پوستر می‌گوید: وارد هنرستان که شدم استادم گفت در هنر به دنبال پول نباشید، اگر برای پول آمده‌اید، پرونده خود را بگیرید و جای دیگری سراغش بروید. او به ما آموخت به عنوان هنرمند باید دیدی متفاوت داشته باشیم و بالاتر از دید عموم جامعه به زندگی نگاه کنیم. حقیقت این است که هنرمند باید باید وسعت و عمق نگاهش را گسترش دهد و جلوتر از دیگران ببیند. اولین مبحث مبانی هنر فرق بین دیدن و نگاه کردن است. عموم شهروندان جامعه با چشمان خود می‌بینند، اما هنرمند نگاه می‌کند. نگاه کردن همراه با تفکر، بررسی و تحلیل کردن است.