منطقه ۴ - صفحه 66

منطقه ۴

پاتوق طلبه‌های مشهد

محله طلاب از معروف‌ترین محله‌های منطقه ۴ است که بسیاری نام منطقه را به این محله می‌شناسند. پیشینه نام‌گذاری این محله به سکونت طلبه‌های مشهدی در طلاب برمی‌گردد. محله تلگرد در منطقه ۴ قطب جاروبافی مشهد است. بسیاری از شهروندان این محله، جاروبافی را از بزرگان خود به ارث برده‌اند و امروزه جارو‌های تولیدی‌شان را به گوشه‌وکنار ایران می‌فرستند. یکی‌دیگر از محصولات تولیدی این منطقه کیف است. خیابان‌های «وحید» و «شهید حسینی‌محراب»، بورس تولید کیف است و بسیاری از زائران این خیابان را برای خرید کیف انتخاب می‌کنند. بازار خطی شهید مفتح، بازار مانتو ایثار، مجتمع تجاری فردوسی، بازار طلا و جواهر و... از جمله بازار‌های منطقه ۴ است که مشتریان پروپا‌قرصی از گوشه‌وکنار ایران و جهان دارد. گلشور، قدیمی‌ترین گورستان عمومی مشهد، که امروز بوستان بهشت بر روی آن قرار گرفته است، در این منطقه قرار دارد. بیشترین جمعیت این منطقه در بافت کم‌برخوردار ساکن‌اند، بافتی که حاشیه شهر محسوب می‌شود. منطقه چهار شهرداری مشهد سال ۱۳۷۳ تاسیس شده است و در مساحت ۱۳۴۲ هکتاری آن ۲۶۲ هزار نفر زندگی می‌کنند.

ساجده خان‌بوداغی تعریف می‌کند: یادم است وقتی اولین مدالم را که نقره بود، گرفتم خیلی ناراحت شدم. فکر می‌کردم نمی‌شود، اما وقتی هدفم را جدی گرفتم دیدم فقط باید بها و هزینه‌اش را داد.
مهربان ساسانی، بانوی موفق محله ردّه با هنرش شریک شادی و غم بچه‌هاست. او می‌گوید: سعی کردم برخلاف سنت مرسوم که چهره عروسک‌ها انیمیشنی طراحی می‌شود، ثنا و سینا شبیه انسان واقعی باشند.
یکی از ویژگی‌های کوچه نبوت‌۴۰ سکونت همسایه‌های قدیمی آن است که با هم رفاقت دیرینه دارند. اگر همسایه‌ای به سفر برود، خانه‌اش را به دیگر همسایه‌ها می‌سپارد.
امیرحسین روحانی با اینکه چند مدال کشوری و سابقه دو سال حضور در تیم ملی جودوی نوجوانان و جوانان را دارد، به این‌ها بسنده نکرده است و با جدیت و پشتکار، خود را برای تحقق آرزویش آماده می‌کند.
جعفر علیپور با مدرک درجه سه حفظ تخصصی از سازمان دارالقرآن الکریم تاجایی‌که حالا به‌عنوان کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث و یکی از معدود مربیان و قاریان روشن‌دل قرآن در مشهد شناخته می‌شود.
امیرحسین نوروزی می‌گوید: نقاشی‌های کودکانه برایم جذابیت نداشت و از مادرم می‌خواستم برایم نقاشی‌های پیچیده را دانلود کند. در ۹ سالگی اولین نقاشی چهره را کشیدم، بدون اینکه آموزش دیده باشم.
زینب می‌گوید: وقتی دیدم دوستم از لحاظ روحی خیلی به هم ریخته، فوری نسخه راهیان نور را برایش پیچیدم. او هم پذیرفت، اما، چون می‌دانستم نمی‌تواند همه مبلغش را بپردازد، هزینه سفر را با کمک خیران جور کردم.