حاشیه شهر - صفحه 17

از دانشگاه آزاد و شهرداری منطقه10 به‌عنوان مشخص‌ترین ویژگی محله استاد یوسفی که بگذریم، کوچه استاد یوسفی24 محوری‌ترین معبر و مرکز فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی، ورزشی و اقتصادی محله است. بیشتر بار این فعالیت‌ها نیز بر دوش مسجد المنتظر است که از فعال‌ترین مساجد قاسم‌آباد محسوب می‌شود.
ایستگاه شهدای طرق از سال 1379به همت مردم شهرک طرق برپا شد و در طول سال درهایش به روی زائران گشوده است. هر سال در ایام دهه آخر صفر حدود 20 هزار زائر پیاده به این ایستگاه قدم می‌گذاشتند و از خدماتی همچون ماساژ، بهداری، غذای گرم، آب گرم، حمام، مکان استراحت، خیاطی، واکس و ... بهره می‌بردند.
راحله رجبی هنوز‌ وارد چهارمین بهار عمرش نشده بود که ‌به‌دلیل فعالیت بیش از اندازه و شور و اشتیاقی که داشت، مادر بر آن شد تا دست دختربچه‌اش را بگیرد و به سالن ورزشی مسجد محله ببرد.‌ همان سال بود که موفق شد اولین مدال طلای استانی رشته ژیمناستیک ‌را از آن خود کند. بعد از آن وارد رشته کاراته شد و موفقیت‌های پیا‌پی‌اش در‌ این حوزه، نشان داد می‌تواند کاراته‌کار موفقی باشد.
حسنعلی ساقی نخبه محله میثم خاطرات متفاوتی از درس‌خواندن و کسب رتبه 27منطقه و 72کشوری در رشته علوم‌تجربی دارد و معتقد است آدم در هرجای دنیا اگر آستین همت را بالا بزند، حتما نتیجه‌اش را می‌بیند. او پسر پرتلاشی است که فقط با صرف500هزار تومان، 2سال قبل در قله قبولی‌های کنکور قرارگرفت و نامش در فهرست پزشک‌های آینده کشور آمد. نخبه‌ای که قرار است بعد از پایان درس پزشکی در دانشگاه تهران، به شهر خودش برگردد و از مشکلات مردم، به‌خصوص پایین شهر و محله زادگاهش گره‌ای بازکند.
طبق گفته اهالی، سیل دهه‌های گذشته سیستان و بلوچستان منجر به مهاجرت عشایر و دامداران آنجا به روستایی در نزدیکی مشهد شده است. اهالی این روستا وضع مالی خوبی ندارند اما در رشته سوزن‌دوزی هنرمند هستند. محمود مدرس تربتی و منیره سلیم‌آرونی زن و شوهر خیری هستند که کارگاهی در روستا اجاره کردند، پارچه و نخ برای خانم‌های روستا تهیه می‌کنند و کار را پس از دوخت از آن‌ها می‌خرند. برند پارچه‌های سوزن دوزی بانوان این روستا "پبرادوچ" است.
محمد رضایی پیش از اینکه «شیخ شهید» باشد، جوانی افغانستانی است که کودکی‌اش را در کوچه‌های گلشهر قد کشیده‌ است. مثل همه هم‌سن و سال‌های خودش با کفش‌های کتانی آدیداس ارزان قیمت در کوچه و خیابان دویده و فوتبال بازی کرده، از دیوار بالا رفته، شیشه شکسته، حتی توی دعواهای خیابانی یقه پاره کرده اما از یک جایی به بعد آرام و سر به کتاب شده است.
تابه‌حال اگر گذرتان به جاده سیمان یا ابتدای جاده کلات افتاده باشد از دور حتماً میل‌ کوره‌های آجرپزی به چشمتان خورده و بار‌ها و بار‌ها از عظمت و بلندی‌اش شگفت‌زده شده‌اید. خوب است بدانید این هنر معماری ایرانی است که توانسته حدود یک قرن سرپا باشد.
خانواده‌های 3تن از دانش‌آموزان کلاس اول توانایی خرید گوشی تلفن همراه هوشمند را نداشتند و با ادامه این روند دانش‌آموزان از درس و مشق خود عقب می‌افتادند. آگاهی از این موضوع برایم به دغدغه فکری تبدیل شده بود، در نهایت از طریق فضای مجازی و گروه تلگرامی خانوادگی و دوستان اعلام کردم که برای تهیه سه گوشی اندروید برای دانش‌آموزان کلاسم نیازمند به کمک مالی هستیم. به دنبال این درخواست در مدت زمان اندکی مبلغ 10میلیون تومان فراهم شد.
فاطمه حسن‌پور یکی از هنرمندان شهر امام رضا(ع) است که در 2 سال گذشته برای اجرا پا روی صحنه‌های بسیاری گذاشته است. او افزون بر مجری‌گری در چند شاخه هنری مانند نقاشی، بازیگری نیز استعداد دارد.
مرکز اشتغال و کارآفرینی معلولان به نام «اکو تک» بخش‌ها و شغل‌های متفاوتی دارد؛ گلخانه، بخش چاپ، پرورش پرندگان تزئینی، پرورش ماهی تزئینی، نجاری و تولید محصولات چوبی، ساخت عروسک، بخش خیاطی و بخش مواد که شامل تهیه و ساخت محصولات با گچ، سیمان و... می‌شود از جمله بخش‌های این مرکز است. در اصل ماجرا این مجموعه تلاش دارد تا با ترکیب هنرها و محصولات، محصولی نهایی هماهنگ با طبیعت تولید کند. این مجموعه زیبا اشتغال مستقیم 25 نفر از مهاجران معلول و غیرمعلول را فراهم کرده است.
مریم خیری هنرمندی است که رشته‌های مختلفی را تجربه کرده است. او در دهه اول محرم برای کودکان در محلی مذهبی نمایش عروسکی اجرا می‌کرد و سعی داشت مفاهیم آیینی را با این هنر به مخاطبانش انتقال دهد. او به افق‌های بالاتری فکر می‌کند و در حال ساخت عروسک برای اثری سینمایی است. خیری حدود ۵سال است که ساخت عروسک‌ها و ماکت‌های نمایشی را به‌طور جدی شروع کرده و اولین تجربه ساخت عروسک را برای مجموعه‌ای فرهنگی در مشهد داشته است.
دو یا سه ساله بودم که مادر من را همراه خودش به سالن ورزشی فرهنگ‌سرای غدیر می‌برد تا ورزش کند. 5سال داشتم که با مادر ژیمناستیک را شروع کردم. ژیمناستیک بدن را انعطاف‌پذیر می‌کند و راحت‌تر می‌توان ورزش‌های رزمی را آموخت. بعد از آن کاراته را شروع کردم و تا نه سالگی ادامه دادم. بعد از گرفتن کمربند بنفش مدتی کاراته را رها کردم و به دنبال والیبال رفتم. در این مدت که والیبال کار می‌کردم خیلی قد کشیدم و پدر پیشنهاد داد که والیبال را دنبال نکنم. دیدم حرف پدر منطقی است و اگر این قد کشیدن ادامه پیدا می‌کرد می‌توانست مسیر آینده زندگی‌ام را تغییر دهد برای همین دوباره به سراغ کاراته رفتم.
کتابخانه فرزانه جامع یکی از مراکز اصلی فرهنگی‌واجتماعی در شهرک طرق محسوب می‌شود که تا پیش از شیوع کرونا به همت مسئولانش برنامه‌های متنوعی در آن برگزار می‌شد که باعث عضویت بیشتر شهروندان طرقی در این کتابخانه ‌شده بود. این امر به‌ویژه در 3سال اخیر که حسین قربانی مسئولیت اداره این مرکز فرهنگی را برعهده گرفته است، بیشتر به چشم می‌آمد. مدیر کتابخانه فرزانه جامع 14سال سابقه کار دارد و با علاقه‌ای که به کار خود دارد، توانسته است رونق خاصی به کتابخانه‌اش ببخشد.
صفحه هر روز با گلشهر با هدف فعال کردن جوانان مهاجر افغانستانی در حوزه عکاسی راه‌اندازی شد. طرح را با یک دوره 100 ساعت عکاسی در گلشهر آغاز کردیم. خروجی عکس‌ها رضایت‌بخش بود. تصمیم گرفتیم فضایی برای انتشار آن پیدا کنیم و دیدیم هیچ فضایی به اندازه فضای مجازی و اینستاگرام قابلیت ارتباط وسیع با مخاطب را ندارد.
وقتی می‌توانیم با مواد دورریز بهترین وسایل را درست کنیم که حتی بازار فروش خوبی داشته باشد، چرا این کار را نکنیم؟! به‌خصوص که الان به دلیل شرایط کرونایی فرصت زیادی برای ماندن در منزل داریم. ساخت وسایل تزیینی از مواد دورریز علاقه می‌خواهد که علیرضا عبدا...زاده، نوجوان محله شهید قربانی، آن را دارد. کافی است شیئی را یک بار ببیند و در ذهنش تصور کند و فوری آن را بسازد.
براتعلی ارشی مردی است که سعی می‌کند زمختی‌ سال‌های سختش را با شوخی بپوشاند. هرچند جدی و تلاشگر بودن او در رفتار و کردارش پیداست. به بهانه‌ای از سربازی معاف شده اما وقتی جنگ شروه می‌شود به جبهه می‌رود و سال‌ها در رزم و اسارت تاب می‌آورد. امروزه به کار آبا و اجدادی‌اش که باغداری بوده مشغول است. می‌گوید نگذاشته‌ام کرونا به باغچه‌ام بیاید.او مجروح جنگی و آزاده دوران دفاع مقدس است.
نام کوچه خواجه‌ربیع25 در گذشته میلان «باغ‌وحش» بوده است و این‌طور که ساکنان قدیمی می‌گویند، تابه‌حال چند نام عوض کرده است و حالا به‌نام کوچه رضوان است. ماجرای جالب کوچه به باغ‌وحشی برمی‌گردد که تا سال1363 هم در این محدوده وجود داشته و بعدها به‌علت سروصدای حیوانات به وکیل‌آباد منتقل شده و حالا جایش را کتابخانه پر کرده است.
در یک خانواده کم‌جمعیت بزرگ شده و صدای قرآن همیشه در خانه‌شان بلند بوده است. پدرش شغل شریف پاکبانی دارد و مادرش از جان‌ودل برایش مایه می‌گذاشته است؛ مادری که در کنار صبوری، مشوق او در درس‌ها و برنامه‌های قرآنی‌اش نیز هست. همه این‌ها زمینه‌ای را فراهم کرده است تا فاطمه سجادی حالا در هفده‌سالگی حافظ 8جزء قرآن باشد.
صبح علی الطلوع قرار بود حکم اجرا شود. شب قبل خواب به چشم هیچ کداممان نیامد. صبح سپیده نزده تاکسی گرفتیم و در سکوت راهی زندان وکیل‌آباد شدیم. توی مسیر هیچ کسی حرفی نمی‌زد. بینمان سکوت بود و توی سرمان کلی فکر و خیال. نماز را توی محوطه زندان خواندیم و بعد منتظر نشستیم. مادرم طبق معمول سرش پایین بود، تسبیح می‌گرداند و زیر لب ذکر می‌گفت. سرش را که بلند کرد، تردید را توی چشم‌های پراشکش دیدم. بعد از چند دقیقه سکوت به من نزدیک شد و گفت که می‌خواهد قاتل احمد، پسر 39ساله‌اش را ببخشد.
بعضی‌ها تصورشان از مسجد فقط به نماز خواندن ختم می‌شود! گمان می‌کنند فقط و فقط باید موقع اذان وارد مسجد شد و چند رکعت نماز اقامه کرد و بعد هم در مسجد را بست تا اذان بعدی! بچه های مسجدالرضا در خیابان طبرسی شمالی7 این تصور غلط را زیرپا گذاشته‌اند و فراتر از آن می اندیشند. آن‌ها ثابت کرده اند مسجد به عنوان یک پایگاه اجتماعی می تواند برای آبادانی محله و برای رفع مشکلات محله گام بردارد. فعالیت بچه‌های مسجدالرضا در سرود، هیئت، جهادی و... زبان زد محله و منطقه4 است.