معلم - صفحه 16

سحر مرادی در خاطراتش به مسابقه‌ای اشاره می‌کند که در آن بازیکن و مربی بوده و با بدشانسی 3بازیکنش آسیب دیده بودند و او امکان تعویض نداشته است. مرادی می‌گوید: 3دقیقه مانده بود به پایان بازی و 30 امتیاز عقب بودیم. من آنجا با خودم گفتم 3دقیقه خیلی زیاد است و اگر بخواهیم، می‌توانیم نتیجه را به نفع خودمان تغییر دهیم.
معاون اجرایی مدرسه المهدی شهرک شهید رجایی بیشتر از 10دقیقه نباید روی پاهایش بایستد، با این حال هر روز به مدرسه می‌آید.
از زمانی که به این محله آمدیم به رصد کردن مشکل‌های بانوان که همیشه دغدغه‌ام بود پرداختم. در این محله چند مشکل وجود دارد، اول خشونت‌های خانگی بعد هم فقر فرهنگی، اعتیاد و مشکل‌های معیشتی. به این نتیجه رسیدم که اگر روی فرهنگ و توانمندسازی دختران و مادران کار کنم مشکل‌ها کمتر خواهد شد زیرا معتقدم در صورتی که بانوان و دختران باسواد در جامعه بیشتر باشند می‌توانند بایدها و نبایدها را در تربیتشان لحاظ کنند.
خانواده‌های 3تن از دانش‌آموزان کلاس اول توانایی خرید گوشی تلفن همراه هوشمند را نداشتند و با ادامه این روند دانش‌آموزان از درس و مشق خود عقب می‌افتادند. آگاهی از این موضوع برایم به دغدغه فکری تبدیل شده بود، در نهایت از طریق فضای مجازی و گروه تلگرامی خانوادگی و دوستان اعلام کردم که برای تهیه سه گوشی اندروید برای دانش‌آموزان کلاسم نیازمند به کمک مالی هستیم. به دنبال این درخواست در مدت زمان اندکی مبلغ 10میلیون تومان فراهم شد.
مریم، محبوبه و سعید مصلحی دو خواهر و یک برادر از بین 6 فرزند خانواده مصلحی هستند که در روستایی از توابع بردسکن به دنیا آمدند. به گفته آن‌ها ازدواج فامیلی پدر و مادر سرنوشت امروز آن‌ها را رقم زده است که البته شکایت یا نارضایتی از این موضوع ندارند. از بین 6 فرزند خانواده مصلحی، 4 فرزند دچار بیماری آرپی (RP) هستند، بیماری که در گذر زمان فرد بینایی خود را از دست می‌دهد یا به حداقل توان بینایی می‌رسد و از سویی هم از همان دوران کودکی قادر به بینایی در فضاهای کم نور نیست.
به محض اینکه دست راستش قطع می‌شود، «اسماعیل» از دستگاه جدا شده و نجات پیدا می‌کند. دو نفر از حاضران در صحنه از حال می‌روند، اما شیرخانی که تازه از جبهه آمده و زخمی‌های بدتر از او را دیده، خونسردی‌اش را حفظ می‌کند و اسماعیل را در وانت می‌گذارد و به بیمارستان می‌رساند. از بیمارستان تربت حیدریه او را به بیمارستان امدادی مشهد می‌آورند. در طول این مسیر «اسماعیل» به این موضوع فکر می‌کند که از این پس با یک دست چه کند؛ چطور زندگی‌اش را بگذراند.
18سال بیشتر ندارد اما مدال‌های زیادی در زمینه‌های مختلف کسب کرده است. مدال نقره المپیاد ادبیات، مدال برنز المپیاد علوم و... اما مدال طلای المپیاد اقتصاد آن هم در کشور آخرین و مهم‌ترین مدال نرگس خطیبی‌فرد است. او دانش‌آموز جوان و پرتلاش محله 22بهمن است که علایق متفاوتی دارد. علاقه‌اش به شعر و شاعری باعث می‌شود رشته علوم انسانی را انتخاب کند. در المپیاد اقتصاد به رشته اقتصاد و مدیریت هم علاقه‌مند می‌شود.
سال پیش مریم محمدی در پایه سوم دبستان شهید میراب شهرک طرق مشغول به تحصیل شد. او در سال تحصیلی گذشته با مشاهده رفتار پرخاشگرانه یکی از دانش‌آموزان خود تصمیم می‌گیرد به او کمک کند و پس از 5 ماه‌ تلاش و پیگیری مستمر، نتیجه می‌گیرد. پس از آن این معلم تصمیم می‌گیرد درقالب یک پژوهش ماحصل اقداماتی که برای دانش‌آموزش انجام داده است به نگارش در بیاورد.
در یک خانواده کم‌جمعیت بزرگ شده و صدای قرآن همیشه در خانه‌شان بلند بوده است. پدرش شغل شریف پاکبانی دارد و مادرش از جان‌ودل برایش مایه می‌گذاشته است؛ مادری که در کنار صبوری، مشوق او در درس‌ها و برنامه‌های قرآنی‌اش نیز هست. همه این‌ها زمینه‌ای را فراهم کرده است تا فاطمه سجادی حالا در هفده‌سالگی حافظ 8جزء قرآن باشد.
گره‌گشایی کار دل است و موضوعی که به دل گره بخورد، آدم منتش را روی سر هیچ‌کس و هیچ‌چیز نمی‌گذارد. کارهای دلی دل‌نگرانی‌هایش هم با دیگر کارها متفاوت است. به‌هیچ‌وجه هم به داشتن و نداشتن پول ربطی ندارد. نمونه‌اش هم زندگی رمضان فلکی است؛ آموزگاری که درس مهمی برای آموختن داشته و دارد. دست‌گیری از مردم او را به جایی رسانده است که با قدرت می‌گوید: «بدون پول هم می‌شود به مردم خدمت کرد.»
«محسن خانچی» شاعر و معلم قدیمی شهرک پردیس و شهید بهشتی است. او پنج دفتر شعر دارد و در هر قالبی که بگویید هم شعر سروده است.
این معلم فیزیک نه‌تنها در فضای مجازی به دانش‌آموزانش درس می‌دهد، بلکه دوباره همان درس‌ها را در خانه تدریس می‌کند و در دیگر شبکه‌های اجتماعی برای دانش‌آموزانش می‌فرستد، مبادا یکی از آن‌ها به‌دلیل مشکل اینترنت نتواند به محتوای کلاس دسترسی پیدا کند. او در کارش جدی، اما مهربان است. همیشه تلاش می‌کند تا دانش‌آموزانش درس را یاد بگیرند نه اینکه حفظ کرده و نمره‌ای کسب کنند.
جواد قریی 27 سال دارد. او جوان ورزشکار و خوش اخلاق محله کوی سلمان است و اکنون مربی ووشو برای هم محله‌ای هایش هست. قریی که در سن جوانی، دبیر کمیته مسابقات هیئت ووشو شهرستان مشهد شده است. این نشان‌دهنده تلاش و کوشش اوست. علاوه بر این او در آموزش و پرورش خدمت می‌کند و معلم مدارس گلشهر منطقه5 است.
خیریه دانش‌آموزی آموزش و پرورش ناحیه3 از سال 1383به همت «شعبان‌زاده» ریاست آموزش پرورش وقت افتتاح شده است. این خیریه مجوز لازم را از اداره بهزیستی گرفته و تاکنون زیر نظر این اداره و در قالب و چارچوب‌های آن فعالیت خود را ادامه داده است.
کمتر کسی است که در زمینه ورزش پرورش اندام کار کرده باشد و نام «سهراب سرابی» به گوشش نخورده باشد. سرابی هنگامی که این ورزش را شروع کرده، در شهرمان فقط یک باشگاه پرورش اندام وجود داشته و آن‌قدر این ورزش شناخته شده‌ نبوده، حتی دوره‌ای فعالیت در آن ممنوع هم بوده است. اما او سال‌ها برای شناخته‌شدن این ورزش تلاش کرده است.
زمانی که کودکان از همسالان خود چیزی فرامی‌گیرند از آنجایی که با ادبیات هم آشنا هستند یادگیری عمیق شکل می‌گیرد و آن آموزه‌ها را هرگز از یاد نخواهند برد. ضمن اینکه کودکان بیشتر از آنکه به معلم خود در کلاس درس اهمیت بدهند به کناردستی خود توجه دارند. در این شیوه دو فضیلت اخلاقی مهم دوستی اجتماعی و مسئولیت‌پذیری نیز در فرد یادگیرنده به وجود می‌آید. همچنین بر پرورش ویژگی‌های فردی تأکید داریم...
منیره خانم تا سوم راهنمایی درس می‌خواند. خیلی زود در چهارده‌سالگی ازدواج می‌کند و درگیر زندگی خانوادگی می‌شود. او چهار فرزند دارد و با همراهی و تشویق همسر و فرزندانش طی دو سال دبیرستان را تمام می‌کند و در رشته فلسفه و کلام دانشگاه پیام نور قبول می‌شود.
جواد کریمی، کتاب‌فروش قدیمی خیابان حر ۱۶، در روز بزرگداشت معلم، ۲۵۰ دانش آموز و معلم قدیمی دبستان خاقانی محله‌اش را دور هم جمع و رکورد جدیدی ثبت کرد.
روزی که به‌دلیل بازنشستگی خانه‌نشین شد، دید فرزندانش یکی‎یکی به مدرسه و دانشگاهشان رفتند، آنقدر دلش گرفت که شروع به گریستن کرد. اما در پس این اندوه می‌دانست باید قوی‌تر از آن باشد که زندگی را به بازنشستگی ببازد و این برایش شروع تولدی دیگر بود
روایت علی رجب‌پور مداح جوان محله لادن از چگونگی برگزاری مراسم مذهبی در دوران کرونا