اگر تا دیروز کارخانههای کمپوست، کشتارگاهها و بهتر از همه آنها حاشیه رودخانه کشفرود در پاییز محل جمع شدن علاقهمندان به پرندهنگری و عکاسی از آنها در مشهد بود. حالا در مجموعه گردشگری هفت حوض به مساحت 200 هکتار اولین باشگاه پرندهنگری شرق کشور فعالیت خود را آغاز کرده است. شناسایی 126 گونه پرنده در این مجموعه باعث جلب توجه علاقهمندان به محیط زیست شده و بسیاری از پرندهنگرها را به این مجموعه کشانده است.
ماجرای کنکور دردسرساز را اینگونه روایت میکند: در آن زمان هنر، کنکور جدایی داشت. برای اینکه با روش تست زدن آشنا شوم در کنکور علوم انسانی هم شرکت کردم. آن دوران کنکور دو مرحله داشت، صبح سرجلسه حالم خوب بود، اما بعدازظهر سردرد بدی داشتم به حدی که نمیخواستم سرجلسه حاضر شوم. سردرد تأثیر خودش را گذاشت و رتبه بعدازظهرم خوب نشد. با این حال مجاز شدم، دوستانم در حال تعیین رشته بودند و به آنها گفتم برایم انتخاب رشته کنند. هنگامی که جوابها آمد دیدم رشته دینی و عربی تربیت معلم هاشمینژاد مشهد قبول شدهام.
صفحه هر روز با گلشهر با هدف فعال کردن جوانان مهاجر افغانستانی در حوزه عکاسی راهاندازی شد. طرح را با یک دوره 100 ساعت عکاسی در گلشهر آغاز کردیم. خروجی عکسها رضایتبخش بود. تصمیم گرفتیم فضایی برای انتشار آن پیدا کنیم و دیدیم هیچ فضایی به اندازه فضای مجازی و اینستاگرام قابلیت ارتباط وسیع با مخاطب را ندارد.
مهران نجفی در رشتههای متعددی اعم از عکاسی و نویسندگی فعالیت دارد. از اعضای فعال شورای اجتماعی محله است و جزو مؤسسان و بنیانگذاران گروه مردم نهاد مشهدگردی ارگ است. او به اتفاق چند نفر از دوستانش گروهی دارند که کتاب داستانهای مخصوص هرکودک را با نام و نقاشی خودش چاپ میکنند.
یک روز یک نفر گریهکنان به مغازه آمد و گفت پدرم مرده و از او هیچ عکسی به یادگار نداریم، بیاید از او عکس بگیرید تا چهرهاش برایمان بماند. یکی از عکاسان به نام حسین میرود تا از متوفی در غسالخانه عکس بگیرد، او که تاکنون مرده ندیده بود، کمی عقب میرود تا عکس بگیرد، اما ناگهان میترسد و فرار میکند. دوباره به مغازه آمد و گفت او که ترسید و فرار کرد یک نفر بیاید و عکس بگیرد، من رفتم و از صورت پدرشان عکس گرفتم.
پدرش بهدلیل فعالیتهای انقلابیای که داشتند برایشان دوربین خریده بود و عباس و برادرش از هر چیزی که میدیدند عکس میگرفتند. آنها به دنبال ثبت و ضبط خاطرات و وقایع اطراف بودند.عباس در آن زمان 17ساله بود، اما بهتبع آنچه از خانوادهاش آموخته بود حضور فعالی در راهپیماییها و برنامههای انقلابی داشت.
آشنایی سید آرمین هاشمینسب با دنیای درون آب به سال 85 مربوط میشود؛ زمانیکه دانشجوی رشته عمران بود و همراه خانواده در سفر کیش، از جاذبههای این شهر دیدن میکرد. وقتی او تبلیغات غواصی درون آب را میبیند علاقهمند میشود که بلیت این تفریح را تهیه کند و به داخل آب برود، اما خانوادهاش که همراهش بودند به دلیل ترس از دنیای زیر آب، اجازه نمیدهند. فراهم بودن امکان رفتن به زیر آب آن هم در شرایطی که شنا یاد نداشته، آرمین را آرام نمیگذارد و در نهایت راهی محل میشود تا این فرصت تفریحی را از دست ندهد.
منیره امیریوسفی سال56 قدم به دنیا میگذارد و از همان کودکی به هنر علاقهمند میشود. ریشه این عشق و علاقه را میتوان در خانواده هنرمندش جستوجو کرد. خانوادهای که از یک طراح، یک نوازنده گیتار و جواهرساز، یک خیاط و یک هنرمند تئاتر تشکیل میشود.
پرندگان بسته به گونه گیاهی که آن را دوست دارند، در نقاط مختلف پارک پراکندهاند. اگر شهروندان تمایل به رؤیت گنجشکسانان و سسکها(گونهای از گنجشکسانان) داشته باشند میتوانند در دور سایت بانوان بوستان این گونهها را ببینند، در مرکز پارک که درختان بزرگتر و قدیمیتر وجود دارد میتوان رفت و آمد طوطیها را بیشتر دید، افرادی هم که تمایل به دیدن پرندگان گونه پیغوها دارند این پرنده را در پشت آسایشگاه جانبازان امام خمینی(ره) میتوانند ببینند، همچنین در اطراف آبنماها و بهویژه دریاچه بوستان هم میتوانند پرندگان آبزی را رصد کنند.
قبل از 30سالگی به این نتیجه رسیدم که این همه زیاد کار کردنم چندان فایدهای ندارد. شاید درآمد مالی برایم به همراه داشته باشد، اما رضایت کافی از خودم ندارم. به این نتیجه رسیدم که همه چیز کسب درآمد نیست و باید به فکر علاقهمندیهای دیگر هم در زندگی بود. تا اینکه در سال 93با دوستی که در زمینه عکاسی طبیعت فعالیت داشت آشنا شدم.
«الینا مرزوقیان» فقط 20سال دارد و توانسته در مدت یک سال فعالیت در چند رشته ورزشی بهویژه «کیک بوکسینگ»، به پنج مقام برتر برسد. اگرچه او با دیدن کمتوجهیها به ورزشکاران، عکاسی را برای حرفه آینده خود در پیش گرفته اما همچنان برای کسب افتخارات بیشتر در ورزش تلاش میکند.
اولین تجربه من با دوربین فانوس ثبت شد، دوربینهایی که در انتهای آن پارچهای تعبیه شده بود که روی سر میانداختند و عکس میگرفتند. بعد نگاتیو را داخل تاریکخانه جا میانداختیم و عکس را میگرفتیم و ظهور فیلم را در تاریکی مطلق انجام میدادیم.بعد از گذراندن دوران سربازی، ناگهان فناوری تغییر کرد و دوربینها از سبک آنالوگ به دیجیتال تبدیل شدند و دستگاههای چاپ و پرینتر وارد بازار شد.
زمانی در اطراف حرم مطهر امام رضا(ع) صدای شاگرد عکاسباشیها به گوش میرسید که هر رهگذری را دعوت به عکاسی میکردند: «عکس میگیریم، عکس حرم و بارگاه»؛ اکنون زمان زیادی از آن روزگار گذشته است و عکاسی صنعتی و دیجیتالی و تلفنهای همراه جایگزین این نوع عکسها شدهاند. حالا اگر در حوالی حرم قدم بزنید، کمتر صدای شاگرد عکاسباشی را میشنوید و شاید این حرفه نیز همانند بسیاری دیگر از شغلها به دست فراموشی سپرده شود.
فاصله رؤیاهای پریسا رضایی با واقعیت زیاد بود، اما او توانست دریک سال گذشته در سه فیلم کوتاه و دو مجموعه تلویزیونی بازی کند