منطقه ۲ - صفحه 12

منطقه ۲

بزرگ‌ترین منطقه مشهد

منطقه ۲ بزرگ‌ترین و پرجمعیت‌ترین منطقه شهری مشهد است که محله‌های برخوردار و کم‌برخوردار بسیاری را در بر می‌گیرد. کوچه حسین‌باشی که طولانی‌ترین کوچه شهر است و بوستان حجاب که اولین بوستان ویژه بانوان در مشهد است، در این منطقه قرار دارد. مجموعه تفریحی‌گردشگری سپاد با برخورداری از مراکز تجاری و تفریحی و میدان جانباز با برج‌های تجاری و رستوران‌هایش، هر روز شهروندان و مسافران زیادی را برای خرید و تهیه سوغات به این محدوده شهر می‌کشاند. راسته‌بازار‌های مختلف ازجمله، بازارخطی پارچه و پرده در خیابان تعبدی، راسته کفش در خیابان عامل، راسته سرامیک در ابوطالب و... از دیگر ظرفیت‌های این منطقه است. فراوانی زمین‌های رهاشده، زباله‌گردها، فروشندگان مواد و آشپزخانه‌های تولید مواد صنعتی در محدوده توس از مشکلات چشمگیر این منطقه است. در مساحت ۳۸۴۴ هکتاری منطقه ۲ حدود ۵۱۳ هزار نفر زندگی می‌کنند.

خیابان ایثارگران ۱۱.۳ در دهه ۵۰ مزروعی و پوشیده از محصولات جالیزی مثل طالبی، خیار و هندوانه بود. در ابتدای دهه‌۶۰ بنیاد مستضعفان، زمین‌ها را در‌اختیار خانواده‌هایی که بیشتر از هفت‌هشت‌فرزند داشتند، قرار داد تا خانه بسازند.
زهرا اکبری‌شبانکاره از وقتی زبان باز کرد، لهجه مشهدی جزوی جدانشدنی از گفتارش شد.آن‌قدر به این لهجه علاقه داشت که حتی سال‌ها بعد، در دوران تدریس و معلمی‌اش، برایش خاطره‌های شیرین و بامزه‌ای ساخت.
بولوار عبدالمطلب، امروزه بیش از سه کیلومتر طول دارد؛ اما این توسعه سه‌هزار‌متری، به‌تدریج صورت گرفته است. در نقشه‌های دهه‌۱۳۶۰ به قبل، نشانی از وجود مسیری مستقل در محدوده امروزی بولوار عبدالمطلب نیست.
هشت‌سال پیش، اتفاقی با حضور بی‌بی‌اشرف حسینی در اسماعیل‌آباد رقم خورد. دعوت زنان محله به کلاس درس آسان نبود. خیلی‌ها می‌گفتند وقت نداریم یا از ما گذشته است. بی‌بی‌اشرف تصمیم گرفت سهم خودش را از دغدغه آموزش در محله ادا کند.
اینجا کارگاه کوچک خیاطی‌ام‌البنین وطن‌پرست معروف به «خانم مهربان» است؛ زنی که به‌همراه همسرش، چرخ خیاطی را به ابزار رویش و یاری تبدیل کرده است. بیش‌از بیست‌سال است که زندگی‌ این بانوی هنرمند با نخ و سوزن و پارچه گره خورده است.
بهروز متصدی، رزمی‌کار محله عبدالمطلب است که در کودکی با دیدن استاد صنم‌یار عشق به تکواندو در او شعله‌ور شد و امروز با ۳۵ سال سابقه، پنج هزار شاگرد تربیت کرده و همچنان با عشق به آموزش ادامه می‌دهد.
به قول آقا‌محمود، خانه پدربزرگ مثل دفتر کاهی قدیمی بود که عطر و بوی خاصی می‌داد و هر گوشه‌اش از دستخط خاطرات کودکی نوه‌هایش پر شده بود. او خاطره آخرین آدم برفی که در‌کنار پدربزرگ درست کرد، را فراموش نمی‌کند.