محله بالاخیابان - صفحه 17

محله

بالاخیابان

محله بالاخیابان

محله بالاخیابان یکی از دو محله منطقه ثامن است که خرده‌محلات بسیاری را در دل خودش جای داده است. تاریخ این محله به دوران صفوی و اقدام ماندگار شاه عباس اول برمی‌گردد. آب خیابان و بیشترین قنات‌های مشهد از این محله وارد شهر می‌شده و باغ‌ها و باغچه‌های اعیان‌نشین‌ها را آبیاری می‌کرده است.

محله بالاخیابان
حاجت‌رواشدن در مشهد به لطف امام‌رضا(ع)، نه‌تنها قصه‌های زیادی دارد، بلکه یادگارها و ردپاهایی هم دارد که به یمن این اتفاق مبارک در تاریخ ماندگار شده است. نمونه آن مسجد فاطمیه هراتی‌ها در خیابان شهیدکاشانی8 است؛ مسجدی که زمین آن را بانویی از اهالی روستای هرات شهرستان خاتم استان یزد 110سال پیش و بعد از حاجت‌گرفتن در حرم مطهر رضوی وقف کرده‌است و مردم هم بانی ساختش شده‌اند.
خیابان شهیدکاشانی ۸ ممیز۱۳ از حدود یک قرن پیش به نام بختیاری‌هاست. مرحوم آیت‌الله سیدمحمد‌رضا بختیاری از قدیمی‌های نوغان بود که بیشتر از امام‌جماعت‌‌بودنش به مردم‌داری شهره بود. بعد از فوت، پسرانش که راه پدر را رفته‌بودند، سکونت در خانه او را به‌جاهای دیگر شهر ترجیح دادند.
داستان تسبیح‌فروش معروف خیابان امام‌رضا (ع) و کارآفرینی را می‌خوانید که تسبیح‌های دست‌ساز و صنعتی‌اش در بازار سوغات مشهد و بازار‌های مذهبی کشور‌های همسایه حرف اول را می‌زند. محمد فیروزی، کوچک‌ترین پسر حاج‌جعفر (نوه پسری حاج‌میرزای تسبیح‌فروش) است که به نمایندگی از پدر و برادرانش با ما به گفتگو نشسته است.
انتهای بازار قدیمی فرش مشهد (همان بازار بزرگ مشهد قدیم) بیش‌از ۴۰۰ سال است که بزرگ‌ترین حمام عمومی ایران را در دل خود جا داده؛ حمام وقفی «مهدی‌قلی‌بیک» که ۳۶۵ سال در آن برای پاکیزگی مردم، آب جاری بود. حمامی که در دوره صفویه (شاه عباس اول) به وسیله مهدی قلی‌بیک، میرآخور و مسئول اصطبل اسب‌های شاه‌عباس ساخته و وقف حرم امام‌رضا (ع) شد.
امروز کوچه‌پس‌کوچه‌های قدیمی شهر، زبان گویای خاطرات گذشته شده‌اند. کوچه مخابرات در بالاخیابان یکی از همین محدوده‌هاست؛ کوچه‌ای یک‌طرفه که 70سال پیش و بعد از ساخت نخستین ساختمان مخابرات مشهد در کمرکش آن و استفاده مردم از تلفن‌خانه‌ها، نام «مخابرات» گرفت و از سال‌های پایانی دهه50 هم مرکز فروش لوازم پلاستیکی شد.
برادران سزاوار رحمت تاکنون 2مدرسه وقف کرده‌اند. همچنین مسجدی با نام امام جعفرصادق(ع) تابستان امسال در همسایگی حرم مطهر افتتاح کرده‌اند. برای خانواده‌های نیازمند در روستای کاظم‌آباد 24واحد آپارتمان ساخته‌اند و در آخرین قدم هم در چندروز آینده ساخت درمانگاه جدیدی را برای عکس‌برداری از بیماران سرطانی آغاز خواهند کرد.
جعفر نقیبی یکی از پسران روحانی خوش‌نام محله نوغان بود. مادرش خانه‌دار بود و از نظر کدبانویی برای زنان اهل محل نمونه و الگو بود. پدرش روحانی مسجد تپل‌محله بود. از همان سنین جوانی که مردم او را در کوچه و خیابان می‌دیدند، بسیار محجوب و سر به زیر بود. وقتی در رشته طبابت قبول شد و درسش را تا گرفتن مدرک ادامه داد، به گفته مردم نه خودش را گرفت و نه سلام کسی را بی‌جواب گذاشت
کوچه شوکت‌الدوله که به موازات خیابان خسروی‌نو (شهیداندرزگو)، مسیری برای رسیدن به حرم مطهر است، روزگاری در قرق امیراسدالله خان، فرزندان و خاندانش بود.
سکونت خانواده توانا در تپل‌محله به ابتدای دوره قاجار بازمی‌گردد. از همین رو روایت‌هایش را از قدمت همین سکونت آبا و اجدادش و حق آب و گلی که در این محله دارد، شروع می‌کند: سال۱۳۳۹ در تپل‌محله به دنیا آمدم. حدود ۵۰سال هم در همین محله زندگی کردم. پدرم در میدان حرم مغازه میوه‌فروشی داشت و مادرم یکی از زنان فعال اینجا بود، اما قبل از اینکه من در تپل‌محله به دنیا بیایم، مادرم می‌گفت بیش از ۴۰۰سال است که خانواده‌مان در این محله ساکن بوده‌اند.
همه خیابان آیت‌الله شیرازی4 را با نام چهارباغ می‌شناسند؛ که اولین کوچه آن به نام مؤسسش، خواجه نظام‌الملک طوسی وزیر سلجوقیان است.
محمود قانعی کسی که حرفه و مهارت امروزش در فروش لوازم بهداشتی ساختمان را از پدر به یادگار دارد. قانعی این روزها از شغل موروثی‌اش بازار خوبی ندارد، اما معتقد است این کار هم جذابیت و هم درآمد دارد.
«جواد آقا علیزاده» را اهالی «دریادل» و «نوغان» به‌خوبی می‌شناسند. کاسب پنجاه‌ساله‌ای که در کوچه حمام بهاءالتولیه به دنیا آمده است و بقالی کوچکی نزدیکی خانه‌ پدری‌اش دارد. بچه‌های محله او را «عمو» صدا می‌زنند و بزرگ‌ترها «آقا جواد». آقا جواد یک سر دارد و هزار سودا؛ هم به کاسبی در بقالی کوچکش می‌رسد و هم دست خیر دارد برای افرادی که از پس مایحتاج خود برنمی‌آیند.
حمامی قدیمی در کوچه شهید محسن کاشانی۸ به نام حمام باغ قرار داشته که ابتدای دهه70 تخریب و جای آن را بوستان سرسبزی گرفته است. روبه‌روی حمام گودالی بوده است که به آن «گو‌شله» می‌گفته‌اند و کودکان در این گودال بازی می‌کرده‌اند. آب‌انباری نیز در نزدیکی حمام قرار داشته که دیگر اثری از آن نیست و جایش ساختمان ساخته شده است.
همه شهرها از بناها و عمارت‌های قدیمی‌شان هویت می‌گیرند؛ بناهایی که شاید دیگر اثری از آن‌ها باقی نمانده باشد؛ مانند بازار بزرگ مشهد که بین سناباد و نوغان و در همسایگی حرم مطهر حضرت رضا(ع) شکل گرفته بود. در این بازار بیش از 10سرا و راسته با تنوع شغلی وجود داشت و نام هر بازار از شغل آن گرفته می‌شد؛ همچون بازار حکاک‌ها، سنگ‌تراش‌ها، مسگرها، کفاش‌ها، آهنگرها و... . این بازار بزرگ قدیمی در دوره‌های مختلف تخریب شد و فقط بخش کوچکی از آن با نام بازار فرش مشهد به‌جای مانده است.
با اینکه در دهه‌های گذشته پیشرفت‌های علمی و داروهای صنعتی چشمگیر بوده است، اما باز هم عطاری‌ها بین مردم جایگاه خود را دارند. محمد صباحی چهل‌ساله بیشتر عمرش را در عطاری گذرانده است. او بعد از 4سال شاگردی، 22سالی می‌شود که در محله نوغان به شکل مستقل مغازه‌اش را دایر کرده و توانسته است شغل جد بزرگش را حفظ کند.
13سال است که عروس‌ودامادها او را می‌شناسند. 13سال است که اجازه نداده است عروس یا دامادی برای جهیزیه یا خرج عروسی ناامید از در خانه‌اش برود. درباره بی‌بی‌طاهره صحبت می‌کنیم. مادربزرگ کوچه بهارنو بهجت23. کسی که تا به امروز اگر گاهی خودش و اطرافیانش را فراموش کرده است، انجام کار خیر را هرگز. او بزرگ‌شده همین محله، یعنی دریادل، است و به قول همسایه‌هایش به گردن محله حق بسیار دارد. پیر و جوان او را دوست دارند و وقتی نشان خانه‌اش را می‌پرسی، از چند کوچه‌ آن‌طرف‌تر نشانی‌اش را می‌دهند.
در گذشته که کوچه‌ها باریک‌تر و تعداد خانه‌ها کمتر بود، کوچه نوغان۵ بزرگ‌تر از دیگر کوچه‌ها بود و 40خانه یک‌طبقه در آن ساخته شده بود و در بین مردم به نام کوچه چهل‌خانه شناخته می‌شد.
یکی از مسیرهای اصلی و قدیمی تشرف مشهدی‌ها به حرم مطهر امام مهربانی‌ها، از انتهای میدان ته‌پل‌محله بود. با گذشت سال‌ها، مسیرهای پیاده و کوچه‌پس‌کوچه‌های اطراف حرم از بین رفت، اما در طرح بهسازی و نوسازی بافت پیرامون حرم مطهر رضوی مصوب شد که مسیر خیابان‌های شعاعی به سوی حرم مطهر پس از تقاطع شارستان، به شکل راه‌های پیاده سبز یا همان ره‌باغ‌ها ادامه ‌یابد.
می‌دانستند که خودش و زندگی‌اش وقف امام‌حسین(ع) بود. خوش‌بزم بود و خوش‌مشرب. برای همین بعد از انقلاب که علمش افتاد سر زبان‌ها، همه دوست داشتند شاه‌حسین بیاید توی هیئتشان. توی ایران علمش شهرت زیادی پیدا کرده بود. وقتی با لامپ‌های روشن دور طوق می‌آمد، زیر طاق ورودی صحن انقلاب، شکوه زیادی پیدا می‌کرد. اما بعد از انفجار حرم در ظهر عاشورای سال1373، این لحظه تا همیشه از جلو چشم شاه‌حسین و زائران محو شد. خیلی زود آمدن علم‌ها به حرم ممنوع شد.
کوچه آیت‌الله شیرازی3 در گذر زمان دچار تغییرات زیادی شده و دیگر خبری از خانه‌های مسکونی و مغازه‌های قدیمی درآن نیست، تنها بازمانده این کوچه مسجدی است که در ضلع شمالی آن قرار دارد و همه کسبه و اهالی قدیمی، کوچه را به نام امام‌جماعت آن «ملاهاشم» که فرد خیری بود ‌‌‌می شناسند.