همه شهرها از بناها و عمارتهای قدیمیشان هویت میگیرند؛ بناهایی که شاید دیگر اثری از آنها باقی نمانده باشد؛ مانند بازار بزرگ مشهد که بین سناباد و نوغان و در همسایگی حرم مطهر حضرت رضا(ع) شکل گرفته بود. در این بازار بیش از 10سرا و راسته با تنوع شغلی وجود داشت و نام هر بازار از شغل آن گرفته میشد؛ همچون بازار حکاکها، سنگتراشها، مسگرها، کفاشها، آهنگرها و... . این بازار بزرگ قدیمی در دورههای مختلف تخریب شد و فقط بخش کوچکی از آن با نام بازار فرش مشهد بهجای مانده است.
محله
بالاخیابان
محله بالاخیابان یکی از دو محله منطقه ثامن است که خردهمحلات بسیاری را در دل خودش جای داده است. تاریخ این محله به دوران صفوی و اقدام ماندگار شاه عباس اول برمیگردد. آب خیابان و بیشترین قناتهای مشهد از این محله وارد شهر میشده و باغها و باغچههای اعیاننشینها را آبیاری میکرده است.
با اینکه در دهههای گذشته پیشرفتهای علمی و داروهای صنعتی چشمگیر بوده است، اما باز هم عطاریها بین مردم جایگاه خود را دارند. محمد صباحی چهلساله بیشتر عمرش را در عطاری گذرانده است. او بعد از 4سال شاگردی، 22سالی میشود که در محله نوغان به شکل مستقل مغازهاش را دایر کرده و توانسته است شغل جد بزرگش را حفظ کند.
13سال است که عروسودامادها او را میشناسند. 13سال است که اجازه نداده است عروس یا دامادی برای جهیزیه یا خرج عروسی ناامید از در خانهاش برود. درباره بیبیطاهره صحبت میکنیم. مادربزرگ کوچه بهارنو بهجت23. کسی که تا به امروز اگر گاهی خودش و اطرافیانش را فراموش کرده است، انجام کار خیر را هرگز. او بزرگشده همین محله، یعنی دریادل، است و به قول همسایههایش به گردن محله حق بسیار دارد. پیر و جوان او را دوست دارند و وقتی نشان خانهاش را میپرسی، از چند کوچه آنطرفتر نشانیاش را میدهند.
در گذشته که کوچهها باریکتر و تعداد خانهها کمتر بود، کوچه نوغان۵ بزرگتر از دیگر کوچهها بود و 40خانه یکطبقه در آن ساخته شده بود و در بین مردم به نام کوچه چهلخانه شناخته میشد.
یکی از مسیرهای اصلی و قدیمی تشرف مشهدیها به حرم مطهر امام مهربانیها، از انتهای میدان تهپلمحله بود. با گذشت سالها، مسیرهای پیاده و کوچهپسکوچههای اطراف حرم از بین رفت، اما در طرح بهسازی و نوسازی بافت پیرامون حرم مطهر رضوی مصوب شد که مسیر خیابانهای شعاعی به سوی حرم مطهر پس از تقاطع شارستان، به شکل راههای پیاده سبز یا همان رهباغها ادامه یابد.
میدانستند که خودش و زندگیاش وقف امامحسین(ع) بود. خوشبزم بود و خوشمشرب. برای همین بعد از انقلاب که علمش افتاد سر زبانها، همه دوست داشتند شاهحسین بیاید توی هیئتشان. توی ایران علمش شهرت زیادی پیدا کرده بود. وقتی با لامپهای روشن دور طوق میآمد، زیر طاق ورودی صحن انقلاب، شکوه زیادی پیدا میکرد. اما بعد از انفجار حرم در ظهر عاشورای سال1373، این لحظه تا همیشه از جلو چشم شاهحسین و زائران محو شد. خیلی زود آمدن علمها به حرم ممنوع شد.
کوچه آیتالله شیرازی3 در گذر زمان دچار تغییرات زیادی شده و دیگر خبری از خانههای مسکونی و مغازههای قدیمی درآن نیست، تنها بازمانده این کوچه مسجدی است که در ضلع شمالی آن قرار دارد و همه کسبه و اهالی قدیمی، کوچه را به نام امامجماعت آن «ملاهاشم» که فرد خیری بود می شناسند.
کانون نشر حقایق اسلامی در محله چهارباغ، میراث محمدتقی شریعتی و اولین پایگاه روشنفکری در مشهد و حتی کشور محسوب میشود، مکانی که اکنون جز سقف چوبی و کفپوش قدیمی در میان مغازههای پلاستیک فروشی چیزی از آن باقی نمانده است، اما در روزگار نه چندان دور پاتوق افراد سرشناس و فرهیخته بود.
ما مشهدیها جزو آن دسته افراد خوششانس هستیم که علامه محمدتقی جعفری یکی از عالمان بزرگ دینی، مشهد را، حتی مدت اندکی، برای زندگیکردن انتخاب میکند. این علامه بزرگ در سنین جوانی بهدلیل مهاجرت خانوادهاش از تبریز به مشهد، در محله بالاخیابان کوچه چراغبرق زندگی میکرد و بعد از فوتش نیز بنا بهوصیت خودش در حرم مطهر رضوی دفن میشود.
سالهای ابتدایی دهه30 به مشهد آمد. آنقدر که پس اندازش اجازه داد، نزدیکترین کوچه به حرم مطهر را انتخاب کرد و خانهای پنجاهمتری در خیابان دریادل خرید و مغازه کوچکی نیز سر خانه برای خود باز کرد. اما تمام داستان احمد موحد و شهرتش به دوختن کتوشلوارهای بینقص ختم نمیشود. داستان ارادتش به حضرت رضا(ع) و پابوسی هرروزهاش و همچنین کتابت 4قرآن را از زبان پسرش در این گزارش میخوانید.
حمام مهدیقلیبیک، تنها حمام تاریخی باقیمانده از شهری است که روزگاری، بهترین و معروفترین حمامهای جهان را داشته است. بااینحال پیداکردن رد و نشان حمام مهدیقلیبیک در مشهد امروز کار آسانی نیست.
گرم شدن تن و پافروبردن در حوضچه آب سرد، ساعتها نشستن روی صفه و وسط بخار، خربزه لاکی خوردن، نرم کردن استخوان زیر مشت دلاکی و پیرِ هرچه مرض را درآوردن، کشیدن قلیان و خبر شمال تا جنوب شهر را شنفتن و این میان، با آواز یکی دهان گرم و رسا نفس کیفور شدن، فقط بخشی از آداب ورسوم استحمام ایرانی است که برابر مکتوبات تاریخی برای مسافر و گردشگران غربی هم بسیار شگفت انگیز و لذت بخش بوده است.
درواقع حمام کردن سنتی دیرینه در ایران پیش و پس از اسلام بوده که همه کاربری اش در تن شستن خلاصه نمیشده است؛ گرمابهها درواقع پاتوق تودههای مردم و محلیها برای گفتگو درباره مسائل روز و در جریان اخبار قرارگرفتن، خوش وبش کردن یا عقد قراردادهای مهم بوده و با رسومی مانند پسندیدن دخترهای دم بخت، تولد نوزاد، نوروز و دیگر جشنها پیوند داشته است.
در محله دریادل علی عصارانخانرودی را به نام شهید زنده میشناسند، شهیدی که قبل از مراسم تشییع، در مراسم خاکسپاری خودش شرکت کرد. او از داستانها و روایتهای ملموس و تازهای از جبهه و خطهای مقدم در شهرهای مرزی برایمان می گوید و چه شد روایت روزهایی که شهید اعلام شد و عشق پدر و فرزندی در معراج شهدا چطور دل پدرش را از زنده بودنش روشن کرده.
احداث مدرسه ملا محمد براساس متن کتیبه، در سال۱۰۸۳ق، هنگام سلطنت شاهسلیمان اول صفوی (۱۰۷۷ یا ۱۰۷۸ـ ۱۱۰۵ق) صورت گرفته است. متأسفانه این بنای تاریخی که از مدارس نزدیک به حرم مطهر بود، در سال۱۳۵۴ خورشیدی تخریب شد.
از کوچه پرشوکت جوادیه که روزگاری در هیاهوی دانشآموزان نمونه مدرسه جوادیه غرق میشد، چند کاسبکار و مسجد معروفش باقی مانده و البته بنای جوادیه که اکنون از کاربری خود یعنی مدرسه خارج شده و به خانه زائر تبدیل شده است.
حاجمحمود قنادطوسی بهواسطه شغل پدرش سر از شیرینی و شکلات درآورد، در جوانی خودش یکپا قناد شد و تا آخرین لحظه عمرش قنادیاش را اداره کرد. حاجمحمود در سالهای فعالیتش خدمات بسیار ارزندهای انجام داد. یکی از این خدمات ابداع شیرینی «عسلی مربایی» در کشور بود. این پیشکسوت قنادان مشهد در دوم تیرماه 1400خورشیدی در 94سالگی درگذشت.
در گذشته نهچنداندور، بیشتر کسانی که این دیگهای سنگی یا هرکاره را میساختند، اهل نوغان بودند.
کارگرها با بیل و کلنگ بهسختی سنگهای کوهسنگی را استخراج میکردند و آنها را به کارگاههای سنگتراشی و هرکارهسازی در نوغان میآوردند. شاید الان دیگر خبری از این کارگاههای تولیدی نباشد، اما هنوز هم مغازههای صنایعدستی در محله نوغان قرار دارند که دیگهای سنگی را به زائر و مجاور میفروشند
از مغازه آقارضا که همین چندسال پیش طعمه آتش شد و از مغازه «اسمال لخه» که تنها پینهدوز تهپلمحله بود هم دیگر اثری نیست. از آن همه هیاهو و خوشبشهای همسایهها از خروسخوان تا شغالخوان. از آن همه خاطره 2 مسجد و خانه تاریخی موسوینژاد بهجا مانده است. این روزها جوانها تهپلمحله را به نام شارستان میشناسند و برجهای سفید تجاریمسکونی.
حسوحال عجیبوغریبی داشتم. با کلام نمیشود توصیف کرد، اما از همه جالبتر این بود که درست همان چیزی که در مکه از خدا و امام هشتم(ع) خواسته بودم، نصیبم شده بود. از زمانی که این لباس سرمهای را میپوشم، سالها میگذرد، اما هربار که راهی حرم میشوم، باز هم حس من مثل همان روز اول است و ذرهای از شوقم برای خدمت کم نشده است.
کوچه هاتف یکی از قدیمیترین کوچههای منطقه ثامن به شمار میرود. این محله قدیمی چند ویژگی دارد که مهمترین ویژگی آن وجود حسینیه و مسجد محوری است. وجود همسایههای خوب و همدل دیگر ویژگی این کوچه محسوب میشود که به قول مهدی غفوریان یکی از ساکنان، در این کوچه اگر یک ساعت همسایه از حال همسایه خبر نداشته باشد روزش شب نمیشود!