محله سید رضی - صفحه 5

محله

سید رضی

محله سیدرضی محله‌ای با بافت متراکم است که سکونت در آن از اواسط دهه ۶۰ آغاز شده است. قدیمی‌ترها روایت می‌کنند که بعد از تشکیل محله آزادشهر، ساخت ساختمان‌های ویلایی درمحله سیدرضی آغاز شده وبیشتر مکانی برای تفریحات آخر هفته شهروندان بوده است. سیدرضی ازشاعران و فقهای قرن چهارم شیعه و گردآورنده نهج‌البلاغه است.

محله سید رضی
خیابان سیدرضی‌۴۵، معبری فرعی در محله سیدرضی است که تا بولوار جلال‌آل‌احمد ادامه دارد و کاربری‌های متنوعی در آن فعال است. در ورودی این خیابان، تعمیر‌گاه‌های خودرو به چشم می‌خورند.
کمتر مشهدی است که گذرش به کوچه پشت پمپ بنزین بولوار معلم نیفتاده باشد. کوچه‌ای که سرتاسر آن را تعمیرگاه‌های خودرو و یا فروشگاه‌های لوازم یدکی گرفته است.
محمد تقی هوشیار، معمار پیشکسوت ۸۳ ساله‌ای است که در پروژه‌های مهمی از جمله ساخت راه‌آهن، سینما آفریقا، بلوار وکیل آباد، قاسم آباد، بولوار پیروزی و... نقش داشته است. 
محمد تقی قربانیان شاندیز از ۱۰ سال پیش؛ اربعین مهمان کربلاست و بسیاری از عاشقان اباعبدالله را هم با خودش همراه می‌کند.
۱۰ نفر از تیم باشگاه وحدت محله سیدرضی که در مسابقات کشوری کاراته حضور داشتند، مقام‌های برتر کشوری را به خود اختصاص دادند.
آن زمان که دایی‌ام عتیقه‌فروشی زد، من جوان و تازه‌کار بودم و مبل‌فروشی دایر کردم، اما بعد که دیدیم بازار سمساری بهتر است، وارد این کار شدیم.
داوود خسروجردی می‌گوید: آن‌هایی که می‌مانند آینده خوبی دارند. الان خودرو زیاد است و تعمیرکار خوب، مشتری خودش را دارد. به نظرم مکانیک‌های الان به خاطر اجاره‌ها و هزینه‌های زیاد نمی‌توانند چندان حقوقی به شاگردان دهند اما اگر کارآموزی باشد که از ابتدا دنبال پول نباشد و سختی‌های اولیه را تحمل کند، بعد خودش می‌تواند مغازه دایر کند و درآمد خوبی داشته باشد.
سال87 بود. کلاس پنجم. زنگ ادبیات. درسی داشتند که درباره تعزیه‌خوانی مختصر توضیحی می‌داد. از کودکی در روستایشان مراسم تعزیه‌خوانی را دیده بود. عاشق آن بود اما هر بار سمت اعضای این گروه و وسایلشان می‌رفت با این تصور که او بچه است، دورش می‌کردند. این کلاس و درس، آتش آن علاقه را شعله‌ور کرد. به همکلاسی‌اش گفت بیا یک گروه تعزیه تشکیل دهیم. همین ایده، محمد ابراهیمیان را وارد عرصه تازه‌ای کرد و از آن‌زمان که یک گروه تعزیه پنج‌نفری تشکیل داد تا امروز که گروهی 35نفری هستند، هر سال مراسم تعزیه‌خوانی دارند.
کسانی که در هلال احمر و عرصه امدادرسانی باقی می‌مانند از دل و جان در آن مایه می‌گذارند. به قول پدرم «امدادگری عشق است» و تا کسی عاشق این کار نباشد قدم در چنین راه پرمخاطره‌ای نمی‌گذارد. کار ما سختی‌های زیادی دارد؛ زمانی که پا در حادثه‌ها می‌گذاریم اول از همه از جان خودمان می‌گذریم تا آلام مردم حادثه دیده را تسکین دهیم. وقتی به مأموریت می‌رویم قدم در راهی می‌گذاریم که نمی‌دانیم برمی‌گردیم یا نه. اگر هم برگردیم زمان بازگشتمان مشخص نیست. همکار داشتیم که در زلزله بم، بعد از سه ماه به شهر خودش بازگشته بود.
کوروش رفاهی می‌گوید: یک روز دیدم بچه‌های کلاس ششمی مدرسه، یک بچه کلاس دومی را می‌زدند تا خوراکی‌هایش را از او بگیرند. من هم به کمک این بچه رفتم و نگذاشتم او را اذیت کنند. او دوبار در مسابقات استانی، به طور عمد خودش را بازنده کرده است که علتش را این‌گونه بیان می‌کند: حریفی داشتم که خیلی ضعیف بود اما در عین حال دوست داشت من را ببرد. یک حریف هم از شهرستان محروم به امید قهرمانی پا در مسابقات گذاشته بود. پدرم گفت طوری مبارزه کن که این‌ها پیروز شوند.
خیابان سیدرضی35 جزو معابر قدیمی منطقه11 به حساب می‌آید. این خیابان حدود 40سال قبل قسمتی از خیابان آذر بوده است که از آزادشهر شروع می‌شده و تا مسیر فعلی خیابان سیدرضی ادامه داشته است. به واسطه خیابان‌های محدودی که در آن‌زمان در منطقه شکل گرفته بود، این معبر یکی از خیابان‌های اصلی محسوب می‌شد و مسیر اتوبوس شهری بود ولی اکنون به یکی از معابر فرعی محله سیدرضی تبدیل شده است.
سلماز آخوندی جزو اولین دانش‌آموختگان مقطع کارشناسی در رشته طراحی دوخت و لباس در استان است و از آنجایی که تخصص اصلی او طراحی لباس برای مشاغل مختلف است، لباس‌های گوناگونی برای کارگران کارخانجات، رستوران‌ها و... طراحی کرده است اما در این بین، سال95 لباسی برای پاکبانان پایتخت معنوی ایران طراحی کرد که مورد استفاده 6هزار پاکبان قرار گرفت و تا چند روز دیگر هم از لباس جدید این گروه که او طراحی کرده رونمایی می‌شود.
محمود ریاسی می‌گوید: در حال حاضر خشکبارهایی مانند گردو که با قیمت کم اما به اسم ایرانی به فروش می‌رسد محصول بلغارستان، چین، افغانستان و دیگر کشورها هستند اما طعم، خاصیت و کیفیت محصول ایرانی را ندارند. همین باعث شده است که خشکبار ایرانی جزو سوغاتی‌های پرطرف‌دار و ارزشمند در همه کشورها باشد.
کوچه مهران7 یکی از معابر پرتردد محله سیدرضی است. سه مدرسه فائزه، فاضله و رهروان حضرت زینب(س)، بیمارستان بینا و دانشگاه الزهرا(س) که شهروندان زیادی به آن‌ها رفت و آمد می‌کنند در این معبر واقع شده‌اند. تردد زیاد دانش‌آموزان و دانشجویان در این معبر، آن را بدل به کوچه درس و دانشگاه کرده است که بیش از هر قشری می‌توان دانش‌آموزان و دانشجویان را در رفت و آمدهای آن دید.
ساکنان قدیمی کوچه مهران5 خوب به یاد دارند که تا پیش از سال1370 این معبر به شکل زمین‌های رهاشده‌ای بود که جمع تعداد خانوارهای ساکن در آن به 10تا هم نمی‌رسید. در این محدوده فقط خانه‌های قبل از بولوار مهران، جزو فضاهای شهری بوده‌اند که آن‌ها هم از بسیاری خدمات‌شهری بی‌بهره بوده‌اند. در گذر زمان اما قطعه‌های 125، 200 و 250متری در این کوچه و معابر پیرامون آن ساخته شد‌ه‌ و از امکانات شهری برخوردار شده‌اند.
خیابان مهران۱۳ از یک طرف به خیابان شهید رجایی۳۴ متصل است. روند توسعه این خیابان از حدود ۳۰سال قبل آغاز شده است و اکنون به عنوان یک معبر آرام و دارای امکانات، فضایی مناسب برای زندگی اهالی محله سیدرضی است. این خیابان تا حدود ۱۲سال قبل مرکز کارگاه‌های جوشکاری، نجاری و تعمیرات خودرو بوده است که در مرور زمان به واسطه افزایش بافت مسکونی، کسبه بیشتری برای برطرف‌کردن نیازهای محله در این معبر ساکن شده‌اند و راسته قدیمی انبارها و کارگاه‌ها اکنون تبدیل به تجاری‌محله مهران۱۳ شده است.
از کودکی عاشق دوچرخه بازی بوده است ولی هیچ وقت کسی فکر نمی‌کرد روزی مقام قهرمانی کشوری این رشته را کسب کند. او و خانواده‌اش تا سال۹۹ در شهرستان اسفراین زندگی می‌کرده‌اند و از آن پس به مشهد آمده‌اند.سال ۹۷ در شهرستان اسفراین مسابقات ورزشی برگزار می‌شود.پدر، مانا را تشویق به شرکت در رشته دوچرخه‌سواری این مسابقات می‌کند و خودش او را به تمرین می‌برد تا آمادگی بیشتری داشته باشد. مقام اول شهر و سپس در مسابقه‌ای دیگر، نفر برتر خراسان شمالی را کسب می‌کند و راهی مسابقات کشوری شده که آنجا هم مقام اول قهرمانی کشور در رده سنی نوجوانان را به دست می‌آورد.
شهید سپهبد صیاد شیرازی از آن شخصیت‌های خاصی است که هر زمانه‌ای کمتر به خود می‌بیند. مردی که ممکن است نامش در جایی از زمان و گوشه‌ای از تاریخ جا بماند ولی شرح منش و مجاهدت‌هایش بر زمان و مکان چیره می‌شود. این پرونده تلاش کوچکی است تا دریچه‌های تازه‌ای از زندگی او را به روی مخاطب بگشاید.
معلم کلاس پنجم سینا وقتی پی به استعداد دانش‌آموزش می‌برد او را به درس خواندن ترغیب می‌کند و از کلاسی که دانش‌آموزان ضعیفی داشته به کلاسی که سطح درسی دانش‌آموزانش بالاتر بوده می‌برد. سینا طور سوادکوهی تعریف می‌کند: این معلم روش‌های صحیح درس خواندن و برنامه‌ریزی را به من یاد داد و روحیه و اعتماد به نفسم را بالا برد. از آن پس جزو شاگردان برتر کلاس شدم و چون کلاس ششم، آزمون تیزهوشان داشتیم تلاش بسیاری کردم که بتوانم در آن قبول شوم، بالأخره هم به مدارس تیزهوشان راه یافتم.
ترور شهید صیادشیرازی انتقامی چندوجهی بود. این امیر ارتش جمهوری اسلامی در طول 8 سال جنگ تحمیلی به فراخور نبوغ و استعداد ذاتی‌اش و همچنین اشراف و تسلط بر طراحی‌ها و اجرای نقشه‌های نظامی، به‌کرات اسباب نقشه بر آب شدن نقشه‌های ارتش بعث را فراهم کرده بود. از طرف دیگر، شهید صیاد شیرازی محور اصلی شکست منافقین در عملیات فروغ جاویدان و حماسه مرصاد بود. از همین رو بود که هم صدام و هم منافقین کینه‌ای تاریخی از او داشتند. بنابراین این ترور در یک همکاری کامل میان رژیم صدام و گروهک منافقین صورت گرفت.