رستوران هوشنگ زَکوی در دل یکی از ییلاقات شهر با پرچمنوشتههایی از ادعیه و قاب عکس شهدا در جایجای این مجموعه مزین شده و به فضایی متفاوت از یک پاتوق فرهنگی تبدیل شده است.
علیمحمد صانعی بیشاز ۲۲ سال، روزهایش را با صدای موتور اتوبوسش شروع کرد و جاده را نهفقط محل کار، که امتداد زندگی خود میدانست و سرانجام ۲۵خرداد امسال، در جریان جنگ ۱۲ روزه در مسیری شهید شد که سالها خدمت کرده بود.
حجتالاسلاموالمسلمین حسنعلی اخلاقی میگوید: روز سیزدهم آبان یادآور رشادت نوجوانانی است که در برابر رژیم آمریکا ایستادند و به شهادت رسیدند. کشور ما بهخاطر داشتن دانشآموزان خوبی مثل شما به خود میبالد.
شهید سیدمصطفی جعفری، مهندسی مکانیک و تخصص ماشینابزار خوانده بود و در بخش فنی سازمان هوافضای سپاه مشغول به کار شده بود. به همیندلیل بود که در اولین ساعات جنگ تحمیلی احساس میکرد به تخصص او نیاز است.
دختران کاراتهکار تیم عقابهای مشهد در کنار ۲۴ تیم دیگر، طی چند اجرای نفسگیر تا فینال بالا رفتند، و تنها تیم رزمی دخترانهای بودند که در جمع سه تیم برتر کشور قرار گرفتند و تندیس افتخار را برای خراسانرضوی و محله پورسینا بالا گرفتند.
آخرین خاطره زهرا مصباح از صدای شادی فرزندانش که مشغول بازی با پدرشان بودند، در هنگامه شب ۲۳خرداد ۱۴۰۴ در شهرک شهیدچمران ثبت شد! همسر و دو فرزند زهراخانم در جریان انفجار حمله رژیمصهیونیستی شهید شدند.
انگار مرتضی میثمی برای شهادت از مدتها پیش آماده بود. همسرش میگوید: گاهی که بچهها به حرفم گوش نمیدادند میگفت طوری رفتار کن که شهید شدم، بتوانی کنترلشان کنی. حتی گاهی علیرضا را بچه شهید صدا میزد.
مادر شهیدسیدحسن حسینینژاد تعریف میکند: حسن خیلی وقتها که من را میدید، میگفت مادر، دعا کن عاقبتبهخیر شوم. همین خردادماه که عازم حج شده بودم، موقع خداحافظی صورتش پر از اشک بود و دوباره دعا برای عاقبتبهخیری خواست.
محسن یاسائی بچه محله امیرآباد مشهد، غروب ۳۱خرداد۱۴۰۴ حین انجاموظیفه و مقاومت دربرابر تجاوزات دشمن در نطنز اصفهان مجروح شد و پساز چندروز، ۱۳تیرماه به شهادت رسید.
محمود جنگی میگوید: شرایط ما در آغاز جنگ درست مانند دورانی بود که کرونا شیوع یافت و مردم نمیدانستند چه کنند و برای اینکه به مردم یادآور شویم زندگی جاری است، درزمینه بصیرت افزایی تلاش کردیم.
فاطمه ناجی سالهاست در هر برنامهای برای مسجد صاحبالزمان (عج) آشپزی میکند و حالا هر شب برای بسیجیهایی که در ایست بازرسی محله بالاخیابان فعالند، غذاهای متنوع درست میکند.
همسر شهید سیدمحمد مصطفوی میگوید: معجزه را در حادثه تصادفی که پسرم دچارضربه مغزی شد، دیده بودم. آن سه روز که همسرم زیرآوار بود هم چشمانتظار معجزهای دیگر بودم اما تقدیر طور دیگری رقم خورد.
شهید متین صفائیان هر سال در تابستان مهمان خانه مادربزرگش در منطقه ۱۱ میشد و در زمین اسکیت پارک ملت و چهلبازه تمرین میکرد. امسال، اما پیکرش به مشهد رسید.
خانم شکاری ثابت میگوید: غوغایی در ساختمان بود. از حال رفتم. نمیدانم چقدر گذشت. چشم هایم را با دلهره باز کردم. دوباره صدا زدم زهرا، زینب و محمدمهدی. یادم نیست خبر شهادت بچهها را چه کسی و چطور به من داد.
مهدی صبوری تعریف میکند: دیدم بچههای گشت بسیج جلو خودروهایی را که نیاز به بازرسی دارند میگیرند و تا صبح درگیر هستند؛ خواستم برای تشویق و قدردانی از آنها کاری کنم و خودروهایشان را رایگان تعمیر کنم.
در روزهای جنگ تحمیلی رژیم صهیونیستی، جوانان منطقه یک مشهد در حمایت از صدا و سیما فعالیتهای رسانهای را به میان مردم آوردند. در این برنامه علاوه بر تحلیل سیاسی به سؤالات و شبهات مردم پاسخ داده شد.