معصومه قنبرپور و همسرش علی فکوری در نمایشگاهی که به نفع کودکان غزه در حیاط مدرسه فرزندش برپا شد، غرفه تنقلات راه انداختند و اصل سرمایهای که وسط گذاشتند را به همراه سودش به کودکان غزه اهدا کردند.
عباسعلی عباسزاده از نیروهای عملیاتی و کارراهانداز بود. چه بسیار اتاقهای عملی که در جبههها با دوندگیهای او برپا شد. او با اولین گروه هلال احمر عازم مناطق جنگی شد و تا پایان جنگ در کنار کادر درمان حضور داشت.
سالهای سال است یکی از کارهای بانوان اکبرآباد برداشتن قدم خیر برای آدمهایی است که به ظاهر آنها را نمیشناسند، اما گویی در باطن، مشترکاتی باهم دارند. آنها برای لبنانیهای درگیر جنگ با عشق گره در گره میاندازند!
گروه جهادی منطقه ثامن برای آوارگان لبنان در زینبیه دمشق غذای تازه طبخ میکنند.
امام جماعت مسجد امیرالمؤمنین(ع) میگوید: قصد داشتیم از ظرفیت مسجد برای رونق اشتغال استفاده کنیم و بانوانی که امکان اجاره مغازه برای فروش محصولاتشان را ندارند دور هم جمع کنیم. بخشی از سود فروش محصولات تقدیم جبهه مقاومت شد.
دومین اجتماع بزرگ خانوادگی «ایران همدل، مشهد تا لبنان» در بوستان بانوان طرق برگزار شد و درآمد حاصل از این بازارچه یکروزه به کودکان غزه، لبنان و فلسطین اختصاص یافت.
شکیباعباسی و محمدرضا زینی برای اینکه بتوانند قدمی برای فلسطینیان بردارند، در طرح «ایران همدل»، حلقههای ازدواجشان را به ارزش ۵۰ میلیونتومان اهدا کردند.
سیدابراهیم نجاتحسینی معتقد است یک انسان اگر کل ایران هم به نامش باشد، بعد هشتادسال همه اموالش را باید بگذارد و برود؛ پس چه بهتر که سهم فرزندانش را بدهد و در زمانی که در قید حیات است، به دیگران هم کمک کند.
معصومه جهانگیری میگوید: بعداز مشورت به این نتیجه رسیدیم که با نزدیکشدن فصل سرما و سردبودن هوای کشورهای فلسطین و لبنان، طرح تهیه لباس برای کودکان و زنان را اجرا کنیم.
اینجا در مسجد امامحسن (ع) محله زارعین، بانوان دور هم جمع شدهاند تا با شرکت در پویش پاککردن زعفران و جمعآوری کمکهای نقدی و غیرنقدی، به جبهه مقاومت و مردم ستمدیده لبنان و غزه کمک کنند.
علی دسترس میگوید: پویش «بافتنیهای گرهگشا» با حضور خانمهای محله در مساجد اجرا شد و تصور نمیکردیم تا این اندازه خانمها پای کار باشند. نیتمان در این پویش این بود هر گرهی که میزنیم، گرهی از مشکل مسلمانی باز شود.
آدمهای شهر ما که برای جبهه مقاومت در لبنان طلاهای خرد و کلانشان را جمع کرده اند، کم نیستند. غالبشان برای حرف زدن شرط میگذارند، این که نام و نشانشان پنهان باشد.
امیرحسین کشمیری، کارگردان جوان مشهدی میگوید: داستان «یک دو سه» درباره دختری پنج ساله به نام حنانه است که تحت تأثیر دیدن تصاویری از آزار دیدن کودکان غزه با اورژانس اجتماعی تماس میگیرد.
زهرا غلامیمقدم میگوید: وظیفه انسانی و اخلاقیمان ایجاب میکرد که کاری برای مردم جنگزده لبنان و فلسطین انجام دهیم. پخت آش و فروشش مطرح شد و همه بانوان به نوعی پای کار آمدند.
زمانیکه در مسجد مسجد چهاردهمعصوم (ع) درباره بافت لباس گرم اطلاعرسانی شد خانمها با روی باز استقبال کردند و به این ترتیب هر بانویی بافتنی بلد است به مسجد آمد و کار را شروع کرد.