محله طلاب - صفحه 9

محله

طلاب

محله طلاب اواخر دهه۴۰ با افزایش جمعیت طلاب دینی در مشهد، آیت‌الله فقیه سبزواری برای اسکان طلبه‌ها از آستان قدس درخواست زمین کرد. مسئولان آستان قدس نیز مزرعه محراب‌خان همراه با مزارع اطراف را در قالب یک پلاک به ثبت رساندند و به طلاب مشهد اجاره دادند. از آن زمان این محله به کوی طلاب معروف شد.

محله طلاب
داستان عباس مرادی مانند فیلم‌هایی است که در آن، مسیر زندگی قهرمان فیلم ناگهان تغییر می‌کند و مجذوب دنیای جدید می‌شود.
احمدرضا بصیری‌فر حافظ شش جزء قرآن کریم است و اوقات فراغتش را به حفظ بقیه سوره‌ها می‌گذراند.
در قدیم، خانواده‌هایی که بضاعت مالی‌شان کمتر بود، برای رونمایی به عروس انگشتر می‌دادند. یک مجلس که پیش می‌آمد، کلی انگشتر می‌فروختیم و بعد دوباره همان‌ها را می‌آوردند برای فروش.
بیشتر اعضای خانواده ۸۵ نفره حاج‌اکبر ایزدی، مدیر مدرسه علمیه کرمانی‌ها، با الگو گرفتن از پدر، طلبگی را انتخاب کرده‌اند.
مهدی ابراهیمیان عضویت در کانون فرهنگی‌هنری ریحانه‌الحسین (ع) را منشأ بیشتر موفقیت‌هایش می‌داند.
کسادی کار خیاطی، محسن‌ رحیم‌دل را مجبور می‌کند پاکبانی را تجربه کند. می‌گوید: هر زمان در فضای سبز درخت‌ها را آب می‌دادم، به موضوع جدید برای نوشتن فکر می‌کردم.
حاج‌علی‌آقا می‌گوید: بعد از اینکه ولیان، استاندار اسبق خراسان‌رضوی تصمیم به توسعه و بازسازی اطراف حرم گرفت، مغازه پدرم در طرح خرابی افتاد و تصمیم گرفت شیرینی فروشی‌اش را به مفتح بیاورد.
یک شب که اتفاقا برای هزینه عمل دخترم به پول احتیاج داشتم، گوشی‌ام زنگ خورد. مخاطب این‌طور خودش را معرفی کرد «من همان نامردی هستم که شب دامادی فرار کردم.L
ابراهیم‌ محمدی نقاط ضعف و قوت محله‌ای را که در آن زندگی می‌کرد، می‌شناخت و به‌همین‌دلیل همیشه دوست داشت نوجوانان بااستعداد را به‌اصطلاح زیر بال و پر خود بگیرد و همه‌جوره از آن‌ها حمایت کند.
اواخر آذر سال 1400 بود که مدیریت هنری شهرداری مشهد، سفارش نقاشی تمثال سردار شهید‌سلیمانی در خیابان شهید‌مفتح را به ولی شفیع، هنرمند مشهدی، داد. رضایت و اشتیاقی که مالکان ساختمان نوساز این خیابان به کار داشتند، درکنار ارادتی که ولی شفیع به شهدا و به‌ویژه سردار دارد، در یک زمان بیست‌وپنج‌روزه، کار را به پایان رساند و حالا یک سال است حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی مهندس به عابران این خیابان لبخند می‌زنند، در‌حالی‌که دست سردار روی شانه رفیق شهیدش است.
خیابان وحید‌6 که هنوز هم بین خیلی از اهالی به «چهارراه آسایشگاه» معروف است، به‌دلیل واقع‌بودن دو مجموعه بزرگ درمانی شهید‌هاشمی‌نژاد و بیمارستان امام‌حسین‌(ع) در آن، شلوغ و پر‌تردد است.خیلی از قدیمی‌ها هنوز سکونت بیماران جذامی در آسایشگاه محراب‌خان را به یاد دارند. نام «آسایشگاه» از همان ایام بر این خیابان مانده است.
خیابان شهید‌مفتح را هنوز خیلی‌ها به «سی‌متری طلاب» می‌شناسند؛ بازاری بزرگ که بسیاری از مشهدی‌ها برای خرید آنجا را انتخاب می‌کنند. این خیابان مغازه‌هایی متنوع با انواع و اقسام کالا دارد، به‌طوری‌که معمولا کسی دست خالی از آن بیرون نمی‌رود. خیابان شهید‌مفتح یا همان سی‌متری طلاب، گزینه انتخابی زوج‌های جوان برای خرید عقد و عروسی هم هست.
محمدامین کهن از آن دسته نوجوانانی است که با راهنمایی والدین و استادان خود در این مسیر گام برداشته و آوازه افتخارات قرآنی او باعث شده است به کشورهای مختلفی سفر کند. کسب عناوین مختلف داخلی و بین‌المللی برای این قاری نوجوان حاصل تمرین‌های فشرده‌ای است که زیرنظر استادان قرآنی انجام می‌دهد. عنوان برترین پدیده قرآنی نوجوان کشور در اختتامیه جشنواره ملی ترنم وحی در اسفندماه سال گذشته یکی از آن‌هاست.
مهران موسوی از نه‌سالگی رشته ورزشی فوتبال را با تشویق‌های پدر و زیر نظر استاد غلام خاوری شروع می‌کند تا آمادگی لازم برای رشد در سنین بالاتر را کسب کند. این تمرینات به صورت مستمر ادامه دارد تا اینکه او را وارد مرحله حرفه‌ای‌‌تر می‌کند. او می‌گوید: از سه‌ سال گذشته در رده نونهالان در باشگاه سایپا پا به توپ می‌زنم و سابقه بازی در لیگ دسته اول و دوم استانی را با این تیم داشته‌ام که با همراهی سایر هم‌تیمی‌ها توانستیم به نایب‌قهرمانی لیگ2 استانی و جام فجر در استان خراسان رضوی دست پیدا کنیم.
سید محمدعلی حسینی حافظ بیست جزء قرآن است و عناوینی چون مقام عالی مسابقات قرائت آموزش و پرورش ناحیه5 در سال 1400، نفر برتر مسابقات حفظ کشوری امام علی ابی‌طالب(ع) در قم در سال 1397 و نفر برتر مسابقات کشوری مداحی نوگلان حسینی تهران در سال 1399 را در مسیر فعالیت‌های قرآنی‌اش از آن خود کرده است. زمانی که محمدعلی جزو منتخبان قرآنی ناحیه5 آموزش و پرورش می‌شود، خادمی و مکبری حرم مطهر امام رضا(ع) را به او پیشنهاد می‌کنند.
گرمای هوا 40 درجه بود و لباس به تنمان می‌چسبید. یک مسیر را برای نظافت مشخص کرده بودند و در قالب چند شیفت خدمتگزاری می‌کردیم. اصلا تعارف نیست. این همه محبت را یکجا ندیده بودم. وقتی دیگران را می‌دیدم که با چه ذوق و شوقی دارند به زائر امام حسین(ع) خدمت می‌کنند، شرمنده می‌شدم. کف پای خیلی از زائرها آبله و تاول بسته بود اما می‌گویند عشق که باشد، حریف همه چیز می‌شود. فقط عشق این معجزه را می‌کند. هیچ‌کدام دوست نداشتیم زمان خدمت به پایان برسد.
برای هرکس با هر علاقه و استعدادی که دارد، در کانون شهید اشرفی اصفهانی محله گلشور شرایط یادگیری فراهم است. شکل‌گیری این مجموعه که مثل خیلی از مجموعه‌های دیگر در روزهای نخست امکانات چندانی نداشت، به سال 1384 برمی‌گردد. بچه‌های کانون مجبور بودند جلسات کوچک و مختصرشان را هر جایی که ممکن است برگزار کنند. سال‌های سال زمان برد تا در قالب مجموعه فرهنگی و هنری متبلور شود.
آن روزها جذام خوره‌ زندگی خیلی‌ها شد. افتاد به جانشان و همه آرزوهایشان را بلعید. اما جذام برای «مدینه نیستانی» و «عباسقلی انباز» و فرزندخوانده‌شان غلامحسن نیستانی یک عزم دوباره بود. همه اهالی محله طلاب دیده بودند عباسقلی را جذام زمین‌گیر نکرد. عباسقلی با همسرش مدینه نیستانی، دختر زیباروی کدخدای روستای نیستانه بجنورد که جذام داشت خوشگلی‌هایش را می‌خورد، نیتشان یکی شد برای ساخت مسجد. سال 1347 آجر‌به‌آجر مسجد را در ورودی صحن حیاط خانه‌شان روی هم چیدند با این نیت که در آن به روی مردم باز باشد، برای نماز و عبادت و عزاداری‌های مذهبی و درراه‌مانده‌ها و خستگان راه. سال‌ها در پس هم گذشتند تا آن مسجد سی‌متری شد یک بنای هزارمتری با نام مسجد و حسینیه حضرت موسی‌بن‌جعفر(ع). عباسقلی سال1375و مدینه بعد از او به سال 1392 با دنیا وداع کردند اما نامشان به عنوان واقف و بانی روی کاشی‌ فیروزه‌ای طاق بلند مسجد حک شده است و تا همیشه می‌ماند.
مؤذن که روی پله مسجد می‌ایستد و ندا می‌دهدیا اذان از اتاق ویژه پخش می‌شود،حجت بر کسبه و مردم تمام است. شاید علت شلوغی نمازهای جماعت مسجد فقیه سبزواری همین است. آیین اذان‌گویی زنده معمولا در روستاهای دور اتفاق می‌افتد که اهالی‌اش میانه‌ای با رادیو و تلویزیون ندارند اما این جریان در شهر و بین کوچه‌هایی که ساختمان‌هایش تا آسمان قد کشیده‌اند حس شیرینی دارد که برخی از مسجدهای دیگر هم الگو گرفته‌اند و اجرایش می‌کنند.
حاج احمد هروی همیشه می‌گفت کار که برای خدا باشد، آدم محبوب دل خلق خدا هم می‌شود. همین‌طور هم شد. یاد او که بیش از ۲۰۰ هزار شاگرد قرآنی تربیت کرده محال است گرد فراموشی بگیرد.