موسیقی سنتی - صفحه 2

ابراهیم قویدل دوتار زنی است که بخشی از خاطرات اهالی توس به شمار می‌آید. هر بار که به آرامگاه فردوسی می‌رویم، زیر سایه درختی نشسته و با صدای دل‌نواز دوتارش، آرام‌بخش شلوغی‌های پیشخوان است.
موسیقی تمام ثروت گروه «نوای سیستان و بلوچستان» است که بیشتر اعضای آن را افراد یک خانواده تشکیل می‌دهند. تمام گذشته و پیشینه و آینده آن‌ها. نقطه اتصال چند نسل!
هنر دوستان فرهاد هوشیار را با آهنگ «آفرینِ فردوسی» می‌شناسند؛ خواننده و نوازنده جوانی که تلاش می‌کند تا در دنیای علاقه‌اش یعنی موسیقی به آنچه می‌خواسته و می‌خواهد برسد.
وقتی نام پورعطایی یا گروه موسیقی بیدل به میان می‌آید ذهن‌ها به سمت غلامعلی پورعطایی و نواهای ماندگار او می‌رود و این افتخار بزرگی برای بازماندگان پورعطایی است.
با چند سال بالا و پایین پانصدسالی می‌شود که ۹ نسل از خانواده بزرگ «جوانمردی» بر حفظ و ترویج موسیقی مقامی دست دارند. این خانواده موسیقی را ارثی می‌دانند که از جد بزرگشان «جوانمرد جوانمردی» در خونشان روان شده و اکنون به نوید جوانمردی رسیده است.
شمسی زمانیان دولتی، مادر کیوان ساکت، نوازنده مشهور مشهدی، جزو اولین زن‌هایی بود که لیسانسه شد و گواهینامه رانندگی گرفت.
علی طاهری، سنتورساز و سنتور‌نواز، مشهدی به دلیل تصادف دیگر نتوانست مثل قبل مضراب به دست بگیرد به همین دلیل دلتنگ شنیدن صدای سنتور می‌شود.
محسن عسکریان که در دهمین نسل موسیقی مقامی خاندانش ساز می‌سازد و دوتار می‌زند، امروز مرکز ثقل میراثی است که از اجدادش به او رسیده است؛ نقطه‌ای پررنگ میان استاد ذوالفقار عسکریان و پسرش ابوالفضل عسگریان.
سید مسعود حسینی‌نژاد می‌گوید: در سبزوار وقتی می‌خواهیم بگوییم که کسی ناراحت یا عصبانی است، در اصطلاح می‌گوییم که طرف «وِرغُصه» است.
علی اکبر بهاری، هنرمندی است که از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مدرک درجه‌یک هنری دریافت کرده است.
علی اکبر بهار می‌گوید: قوشمه موسیقی سوزناکی است، صدایی شبیه روایت تاریخ که لابه‌لای آن هق‌هق گریه به گوش می‌رسد.
موسیقی نقطه اتصال چند نسل خانواده شجاعی پویاست؛ پدربزرگ، پسر‌ها و نوه‌ها.
استاد غلامحسین برزگر در ۲۷ تیر ۱۳۹۸ چشم از دنیا فروبست و در جوار آرامگاه حکیم فردوسی در مقبره الشعرای توس به خاک سپرده شد.
طلعت شمشیری از معدود شاعرانی است که تمام سیصد و پنج شعر‌ش را در خاطرش سپرده است.
«زائر غلام هزاری» هنرمند بی‌نشان و بی‌ادعایی که این روزها برای احیا و زنده نگه داشتن تار و موسیقی ایرانی، سازش را بغل می‌گیرد و در کوچه و خیابان‌ها بدون انتظار از مردم و چشمداشت مالی آهنگ‌های موسیقی اصیل ایرانی - اسلامی و سنتی می‌نوازد. وقتی 13 سالش بود، تار را به عشق نواختن آن برای همراهی با صدای مادرش با یک پیت پنج‌کیلویی حلبی و سیم ترمز ساخت. اهل تربت‌جام است اما سال‌هاست که به مشهد آمده و درکوچه‌ی باغ حسن خان در نزدیکی حرم مطهر زندگی می‌کند.
سعید احمد سرکوهی، سرپرست گروه ساریکا که حالا موسیقی مقامی را در خارج از مرزها هم می‌نوازد، سال ۷۴ اولین دوتار زندگی‌اش را خرید. همان دوتار هم سبب آشنایی او با استاد جهانگیر دوتارنواز معروف شد. اولین دوتارش را از کارگاه همین استاد می‌گیرد و همان‌جا زیر نظر او آموزش می‌بیند. او می‌گوید: «دو، سه سال مداوم ساز زدم. ساز را زمین نمی‌گذاشتم. اوایل فقط برای دل خودم می‌زدم و همراه با آن می‌خواندم. آن ور نمی‌زدم که بتوانم جواب یک خواننده قدر را بدهم. آن‌قدر ساز زدم که یک روز ساز توی دست‌هایم شکست! اما بالأخره نتیجه‌اش را هم دیدم.»