محمدجواد قدرتی را اهالی ورزش شهرک طرق بهخوبی میشناسند. او نوجوانی شانزدهساله است که این روزها حسابی برای کسب مقامهای رنگارنگ استانی و کشوری در حال تمرین است. قدرتی ورزش را ابتدا برای تفریح و سرگرمی شروع کرد اما بعد از مدتی این حس تبدیل به حس رقابت و کسب مقام شد.
کوچه رسالت 55/3 که تا اوایل دهه 70 محل کشت و زرع و کشاورزی بوده است، اکنون در حصار دیوارها و خانههای امروزی، فضای شلوغ شهرنشینی را تجربه میکند. گرچه هنوز زمینهای رها و افتادهای بین خانهها فاصله انداخته است، خبری از چاهموتورهای آب و باغ حاج کربلایی علی که در این کوچه معروف بود نیست. خیلی از ساکنان میگویند این کوچه یکی از آبادترین نقاط محله دروی از نظر ساختو ساز است. پلیس+10 در محل ورودی معبر است.
تاریخچه کوچه سناباد33 یا همان تربیت به بیش از نیمقرن قبل بازمیگردد. این کوچه باغ بزرگی بوده است با دیوارهای کاهگی کوتاه .این کوچه بهخاطر درختان سرسبز باغ یکی از زیباترین بخشهای محله سعدآباد بهشمار میرود. کوچه تربیت در اوایل دهه40 و قبل از تفکیک و چند تکهشدنفقط چهار ملک مسکونی داشت و مابقی متعلق به استخر سرپوشیده سعدآباد و ادارهها و مجموعههای وابسته به موقوفه گوهرشاد مشهور به باغی به همین نام بود.
وارد پنجتن 48 که بشوید، در شهید قربانی3 به خیابان ابرار میرسید، این خیابان بخشی از محله شهید قربانی است و روزگاری در آن گندم، جو و جارو کشت میشده است. این محدوده در گذشته روستامانند بوده و آب و برق و گاز نداشته است. گفته میشود آب این خیابان در گذشته نهچندان دور مالک شخصی داشته و از اهالی بر حسب میزان مصرف پول میگرفته است. خیابان ابرار در کنار همه مجموعههای فرهنگیای که دارد، از آذرماه امسال صاحب تنها مجموعه آبی منطقه4 میشود.
نشریه پیام حکمت بهصورت گاهنامه منتشر میشود. ابتدا نام آن «گاهنامه انجمن اسلامی» بود. این نشریه در آن سالها دو هدف داشته است، اول انتشار اخبار دانشآموزی، دوم اطلاعرسانی تحلیل سیاسی وقایع روز جامعه به دانشآموزان.هر چند مکان تهیه و توزیع این نشریه مدرسه است، اما به طور مستقل فعالیت میکرده است.
از استقلال این نشریه همین بس که در دهه60آنها خط تلفن مستقل داشتند، دستگاه تایپ و تکثیر خریده بودند که نشریه را با آن چاپ میکردند، برای برگزاری اردوها به طور مستقل اقدام میکردند. آنها درآمد حاصل از برگزاری اردوها را سرمایهگذاری میکردند تا بتوانند مخارج نشریه و فعالیتهایشان را در آینده تأمین کنند.
خیابان شهید بابانظر11 بین ساکنان به خیابان میثم تمار شهره است و پیش از احداث بزرگراه، به رده (میثم شمالی) راه داشته است. برخی از قدیمیهای ساکن در محله فجر میگویند ابتدای این خیابان قبرستانی بوده است که ساکنان این محدوده و روستاییهای رده اموات خود را آنجا دفن میکردهاند و قبرستان تا نزدیکیهای روستای رده هم ادامه داشتهاست. آنها ادعا دارند:ساخت و سازها از اوایل دهه 60 بر روی قبرستان شروع شد. اوایل خدمات کپسول گاز (پیک نیکی) انجام میشده است.
ساکنان خودشان هم میدانند تعبیر زیبایی نیست اما خیابان پنجتن40 به گفته آنها آخر محدوده است و به دلیل شرایط نامناسب بهداشتی کال، ابتدای آن به «مگسآباد» معروف بوده است. این معبر به خیابان افسر شمالی 83 (دریای دوم) ختم میشود و وجود زمینهای افتاده و رها از ویژگیهای آن است که دردسرهای زیادی دارد. بهویژه به این علت که مجاور با دبیرستان علیبنابیطالب، دبیرستان آیتالله هاشمی رفسنجانی و دبیرستان الزهراست. در محدوده این خیابان، زمین بایر بیش از بافت مسکونی آن است.
خیابان مقداد 25 با این که معبر بزرگ و وسیعی نیست اما کانون فرهنگی کوچکی به حساب می آید که محل تردد بسیاری از دانش آموزان و علاقمندان به هنر است. علاوه بر وجود چند مدرسه و مجموعه آموزشی، کانون فرهنگی تربیتی ادب و هنر و سالن سینما تئاتر مهندس مشکی نیز که هیچ وقت خالی از هنرجو و هنر آموز نیست این محدوده را شلوغ و پر تردد کرده است. خانواده ها و ساکنان این معبر شانس نزدیکی به غالب کانونهای هنری را دارند. علاوه بر این که سالن ورزشی قدس نیز مجاور و همسایه با این خیابان است.به عبارتی می شود گفت پاتوق های فرهنگی و ورزشی در کنار هم قرار گرفته اند و چیزی برای ساکنان کم نگذاشتهاند.
کوچه شهید صدیقی که اهالی محله آن را بهنام دهمتری بلال میشناسند، اوایل دهه50 با ساخت اولین مسجد در محدوده مزارع کشاورزی بهسمت آبادانی رفت. این کوچه بهدلیل مجاورت با شریانهای اصلی شهر مانند بزرگراه شهید میرزایی، بولوار خواجهربیع و همچنین شکلگیری مراکز مذهبی، آموزشی، تجاری در آن یکی از معابر پرتردد محله بلال است
اکرم منتظرینیا مدیر دبیرستان اعطایی میگوید: بهنظرم یکی از دلایل جذب دانشآموزان این است که دبیر بتواند ارتباط دوستانهای درست مانند ارتباط مادر و فرزندی با آنها برقرار کند. دوست بودن بهترین راه ارتباطی است.
هیچ وقت فراموش نمیکنم آن زمان که مادرم را از دست داده بودم تمام مسئولیتها بر دوش من و خواهرم بود هر بار که به دبیرم میگفتم «من نتوانستم درس بخوانم» ایشان با لبخند میگفتند «دختر گلم هنوز وقت داری. نگران نباش» صحبتهایش به من آرامش میداد. همان ارتباط و محبتی را که دیدم سرلوحه زندگیام قرار دادم و از همان شیوه برای دانشآموزانم استفاده میکنم.
حجتآباد در گذشته نام روستایی در همین مکان بوده و البته که هنوز هم همان حال و هوای روستایی را دارد چون آبآشامیدنی این محدوده به آب شهری متصل نشده است و از آسفالت مناسب و پیادهروهای منظم هم خبری نیست.
تا پیشاز دهه پنجاه، چند گودال بزرگ در اطراف حرممطهر قرار داشت که یکی از آنها «گودال نمازگاه» در اطراف پنجراه پایینخیابان، درست در انتهای کوچه کنونی 17شهریورشمالی یک بود؛ گودالی بزرگ که طبق گفتههای حاجآقا محسنی، از قدیمیهای پایینخیابان، محل برگزاری نمازجماعت، بهخصوص در عیدها بود و مردم برای ورود و خروج از آن باید از پله استفاده میکردند. نام این گودال با پرشدنش در اواخر دهه1350 بین مردم بهمرور کمرنگ شد.
امام خمینی(ره)78 یکی از خیابانهای آرام محله امام رضا(ع) است و هنوز همان بافت قدیمش را حفظ کرده است. در این کوچه تقریبا تمام خانهها ویلایی هستند، تعداد ساختمانهای چندطبقه آن به انگشتان دست هم نمیرسد. این خیابان 20متری با درختان سر به فلک کشیده و سبز مکانی مناسب برای پیادهروی در روزهای بدون دود و دم است. البته سکوت حاکم بر این خیابان فقط در زمانی است که مدارس اینجا تعطیل باشند.
مهریز نام یکی از معابر اصلی در ابتدای بولوار حر است. خیابانی که تا سالها به نام خیابان ده متری معروف بوده است.
به گفته قدیمیها اینجا جزو اولین خیابانهای خاکی منطقه بوده که حوالی سالهای ٦٥ آسفالت میشود. باغ ترهها و زمینهای خاکی اطراف این معبر حالا جایش را به آپاراتیها، لوازم یدکی، باتریسازی و... داده است.
اگر دنبال یکی از ظرفیتهای گردشگری منطقه هستید، کوچه شهیدعطا حسینی ۱۱ بهترین گزینه است، با حجرههایی پر از چوبهای جاروبافی و پدرهایی که هنوز نفسشان برای محله برکت است.
کوچه شهیدهاشمینژاد14 یکی از معابر قدیمی محله راهآهن است. خانههای قدیمی که هنوز در این معبر به چشم میآید، هویت کهن آن را گوشزد میکند. کوچه بهدلیل وجود ساختمان «مرکز نهضت سوادآموزی» که در ابتدای آن قرار داشت، سالها به نام کوچه نهضت شناخته میشد، اما پس از شهادت غلامرضا نوروزی در 25شهریور1361، نام این شهید بر تابلو ورودی کوچه جای گرفت.
کوچه شهید نظامدوست36 بهنام بسیجی شهید، علی دشتبانی، مزین شده است؛ معبری که تا 50سال گذشته زمین کشاورزی بود و خود اهالی با مشارکت هم راهسازی را در آن شروع کردند.
19خانوار اولیه ساکن در کوچه، در سالهای اول پس از انقلاب پیگیر آوردن امتیاز برق و آب شدند. حالا این کوچه هم به اندازه کوچههای دیگر این حوالی آباد است. همچنین، 2مدرسه دخترانه و پسرانه در ابتدا و انتهای آن قرار گرفته است.
مسئولان مدرسه خبرچینی کرده و آمار ما را به ساواک و شهربانی داده بودند و خیلی طول نکشید که چندتانک با کلی نیروی مسلح ساواک وارد مدرسه شدند. راه فراری برای ما نگذاشته بودند. از جمع همه بچههای مدرسه، 6نفر را دستگیر کردند و بردند که یکی از آنها من بودم. دستها و چشمهایمان را بسته بودند و نمیفهمیدیم که دارند ما را با خودشان کجا میبرند. پایمان که به زمین سفت رسید، تا جایی که جا داشت و خوردیم ما را کتک زدند.