صدای گروه سرود «فرزندان فاطمی» از محله بهشتی فراتر رفت
۱۰ سال است که در محله شهیدبهشتی، گروهی از بچهها دور هم جمع میشوند تا با هم سرود بخوانند؛ کودکانی که بعضیهایشان روزهای اول، اعتماد به نفس کافی برای اجرا و حضور در جمع را نداشتند، اما کمکم آنقدر با گروه خو گرفتند که حالا پای ثابت برنامهها هستند و به این راحتیها هیچ اجرایی را از دست نمیدهند.
«فرزندان فاطمی» نام این گروه سرود است که مؤسس آن علاوهبر آموزش سرود به کودکان و نوجوانان دختر و پسر، تلاش کرده است اخلاق و مبانی دینی را هم به بچهها یاد دهد. اعضای این گروه در برنامههای مختلف فرهنگی و مذهبی شهر روی صحنه رفتهاند، اجراهایشان از شبکههای تلویزیونی پخش شده است و در جشنوارههای مختلف هم مقام کسب کردهاند. اما آنچه این حضور را برایشان متفاوت کرده، رفاقت و همدلی است.
گروه سرود در مسجد امام هادی (ع)
پسربچهها در دو ردیف کنار هم ایستادهاند و آمادهاند سرودی را که حفظ کردهاند، بخوانند. بیشترشان هنوز چهاردهسال هم ندارند، اما شعر را خوب بلدند و با تسلط کامل میخوانند. فقط کوچکترها گاهی حواسشان پرت میشود و مصرعی را از یاد میبرند، اما طولی نمیکشد که دوباره با بقیه همصدا میشوند.
بچهها در مسجد امامهادی (ع) جمع شدهاند تا برای اجرای چند شب بعدشان تمرین کنند؛ قرار است در اجتماع مردمی میدان فلسطین روی سن بروند و سرودشان را اجرا کنند. هنوز تمرین پسرها تمام نشده که نوبت دخترها هم میرسد تا برای تمرین سرود به مسجد بیایند.
فاطمه محروقی، مؤسس گروه سرود «فرزندان فاطمی»، از بانوان فعال پایگاه بسیج است؛ بانویی که پیشاز شکلگیری این گروه، مدتی مربی حلقههای صالحین دختران در مساجد مختلف بود و تجربه کار فرهنگی با بچهها را داشت. سال۱۳۹۶، وقتی ساکن محله شهیدبهشتی شد، تصمیم گرفت فعالیتهایش را در مسجد امامهادی (ع) نزدیک خانهاش، ادامه دهد. او با همان تجربهای که از کار با دختران نوجوان کسب کرده بود، دوباره دست به کار شد تا زمینهای برای دورهمجمعشدن بچهها و فعالیت فرهنگی آنها فراهم کند.
وقتی پای برادرها هم به گروه باز شد
تجربه محروقی در جذب دختران و برگزاری برنامههای فرهنگی، ازجمله سرود، کمکم پای بچههای بیشتری را به این فعالیتها باز کرد. البته ماجرا از محله شهیدبهشتی شروع نشده بود. پیش از آن، گروهی در بولوار طبرسی شکل گرفته و حالا با حضور محروقی در مسجد امامهادی (ع)، این جمع در این محله بال و پر بیشتری گرفته بود.
او تعریف میکند: این گروه، ابتدا با نام دختران فاطمی و با حضور هشت دختر پایه متوسطه دوم فعالیتش را آغاز کرد. در روزهای اول، برنامه گروه بیشتر حول تمرین سرود میچرخید. دخترها هفتهای دو بار در پایگاه بسیج مسجد امامهادی (ع) دور هم جمع میشدند؛ شعرها را حفظ میکردند تا برای اجرا در برنامههای مذهبی مسجد آماده شوند. برادرهای کوچکتر بعضی از آنها که در خانه تمرین خواهرهایشان را دیده بودند یا همراه مادرهایشان به جلسات میآمدند، میخواستند عضو گروه شوند.
محروقی میگوید: همین علاقه باعث شد گروه پسران فاطمی هم شکل بگیرد و در ادامه، دو گروه دختران و پسران با عنوان «فرزندان فاطمی» به فعالیت خود ادامه دهند.

از اجرای مسجد تا صحنههای شهر
با بیشترشدن تعداد بچهها، فعالیت گروه هم کمکم از فضای مسجد فراتر رفت. حالا دیگر «فرزندان فاطمی» فقط برای برنامههای داخلی مسجد تمرین نمیکردند و در مناسبتهای فرهنگی و مذهبی مختلف شهر هم روی صحنه میرفتند. بیشترشدن اجراها، محروقی را هم به فکر انداخت که برای آموزش بهتر بچهها، مهارتهایش را ارتقا دهد؛ «ما در برنامههای فرهنگی و مذهبی مختلف شهر اجرا داشتیم؛ بنابراین تصمیم گرفتم با شرکت در کلاسهای سلفژ مربی بهتری باشم.»
آنقدر کار بچهها در خور بوده است که از آنها دعوت میشود بهصورت انفرادی در اجتماعات شبانه رجزخوانی کنند
درخواست برای حضور دختران کوچکتر باعث شد گروه شکل دیگری به خود بگیرد؛ «۲۵دختر پنج تا بیستساله در گروه دختران فاطمی عضو هستند و گروه پسران نیز ۲۵ عضو چهار تا چهاردهساله دارد که تمرینهایشان جداگانه برگزار میشود.»
محروقی برای اینکه گروه بتواند شعرهای متناسب با فضای کاری خودش داشته باشد، با چند شاعر خراسانی ارتباط گرفت و از آنها خواست برای گروه شعر بنویسند؛ «استقبال از اجراهای بچهها، بهویژه اجراهایی که در حرم مطهر رضوی داشتند، باعث شد با چند شاعر و آهنگساز ارتباط بگیرم تا تولیدات منحصر به خود را داشته باشیم.»

بچههای محله شهیدبهشتی در قاب تلویزیون
برخی از اجراهای گروه از شبکه خراسان، شبکه پویا و شبکه یک سیما پخش شده است. از سال گذشته و همزمان با برگزاری اجتماعهای شبانه مردمی، اعضای گروه در این برنامهها بهصورت گروهی یا انفرادی اجرا داشتهاند؛ «آنقدر کار بچهها در خور بوده است که از آنها دعوت میشود بهصورت انفرادی در اجتماعات شبانه رجزخوانی کنند.»
فرزندان فاطمی همچنین سه سال پیاپی، مقام نخست جشنواره «شبیه یاس» در مشهد را به دست آورده و در جشنواره فجر بسیج نیز رتبه سوم استان را کسب کرده است. محروقی میگوید: میخواستم در بچهها انگیزه ایجاد کنم؛ به همین دلیل در جشنوارههای مختلف شرکت کردیم و حضور در جشنواره آدینه در استان البرز و اجرای موفق اعضای گروه، باعث شد نام فرزندان فاطمی بیشتر شناخته شود.
او میگوید: دوسالی است که اعضای گروه فقط از محله شهیدبهشتی نیستند و بعضی از بچهها از نقاط مختلف شهر برای شرکت در تمرینها به گروه پیوستهاند و حتی مسیرهای طولانی را میآیند تا برای اجرا تمرین کنند.
دو برادر، یک علاقه مشترک
سیدامیرعلی و سیدامیرحسن قائنی هاشمی، دو برادر عضو گروه هستند. امیرعلی چهاردهسال دارد و سه سال پیش به دعوت یکی از دوستانش برای اولینبار در تمرین گروه شرکت کرد. فضای صمیمی تمرینها آنقدر برایش جذاب بود که تصمیم گرفت بماند.
او میگوید: یکی از چیزهایی که در گروه برایم جذاب است، گفتوگوهایی است که بعد از تمرین درباره شعر و مطالبی که یاد گرفتهایم، انجام میدهیم. خانم محروقی درکنار تمرین سرود، درباره مفاهیم اخلاقی هم با بچهها صحبت میکند. او شعرهایی را انتخاب میکند که نکتهای جدید به ما یاد دهد.
سیدامیرحسن، پنجسالونیم دارد و نزدیک به یک سال است که به تشویق مادرش در گروه عضو شده است. او با وجود سن کمش، خیلی زود شعرها را حفظ میکند؛ «کوچکترین عضو گروه هستم و درمیان اجراها، اجرا در حرم امامرضا (ع) را بیشتر از بقیه دوست دارم.»
علاقه این دو برادر به گروه، پای مادرشان را هم به جمع فرزندان فاطمی باز کرده است. او گاهی، وقتی هوا سرد است یا امکان تمرین در مسجد وجود ندارد، پیشنهاد میدهد بچهها به خانه آنها بیایند و تمرینشان را کنار هم ادامه دهند. مادر امیرعلی و امیرحسن میگوید: از اینکه بچهها در خانه ما تمرین کنند، لذت میبرم. حتی گاهی خودم هم مینشینم و اجرای آنها را تماشا میکنم. با شنیدن سرودهای مذهبی حسوحال معنوی خوبی پیدا میکنم و مطمئنم هرکسی هم این اجراها را بشنود، چنین حسی خواهد داشت.
او ادامه میدهد: علاقه پسرهایم به گروه آنقدر زیاد است که اگر بین رفتن به مهمانی و شرکت در یک اجرا حق انتخاب داشته باشند، اجرای گروه سرود را انتخاب میکنند.
اعتمادبهنفسی که بیشتر شد
طاها و آیدا مجیدیان، دوقلوهای گروه هستند. آشنایی آنها با این گروه از یک اجرای ساده شروع شد. آنها همراه مادرشان به اجتماع مردمی پل فجر رفته بودند که دیدند بچههای همسنوسال خودشان برای اجرای دکلمه و رجزخوانی روی سن میروند.
طاها تعریف میکند: ما هم دوست داشتیم روی سن اجرا داشته باشیم. برای همین متنی را از اینترنت پیدا کردیم و یک شب داوطلب شدیم که اجرا کنیم. آنقدر خوب اجرا کردیم که وقتی مادرم چند روز بعد در کانال اجتماع مردمی مسجد، پیام گروه سرود فرزندان فاطمی را دید، من و خواهرم را برای تمرین به آنجا برد.
آیدا هم درباره مسیر طولانی خانه تا محل تمرین میگوید: خانه ما سمت بولوار طبرسی است که تا خیابان دکتر بهشتی راه نسبتا زیادی است، اما علاقهمان باعث شده این راه را برای تمرین بیاییم.
او ادامه میدهد: خواندن متنهایی با محتوای ملی و وطنپرستی حس غروری در من و برادرم ایجاد میکرد و با شرکت در کلاسهای خانم محروقی و حفظ سرودهای مذهبی، علاقهمان به حضور در گروه بیشتر شد.
مادر طاها و آیدا هم میگوید حضور بچهها در گروه، فقط به یادگیری سرود محدود نشده و در رفتار و فعالیتهایشان هم تغییر ایجاد کرده است؛ «از وقتی بچهها عضو گروه شدهاند، اعتمادبه نفس خوبی پیدا کردهاند. حالا پسرم در جلسات قرآن، در جمع بزرگسالان قرآن تلاوت میکند؛ درصورتیکه تا قبل از این خجالت میکشید.»

اعضای خانواده در گروه سرود
زهره حسینی یکی دیگر از مادرانی است که آشناییاش با گروه «فرزندان فاطمی» با عضویت دخترش در گروه شروع شد. چندسال بعد، پسرش را هم به گروه آورد، اما حضورش به این منحصر نماند و بهمرور خودش هم به یکی از همراهان و همکاران محروقی تبدیل شد.
او میگوید: آشنایی من با این گروه به چهارسال پیش برمیگردد. یکی از اجراهایشان را دیده بودم و آنقدر دوستش داشتم که دخترم را برای عضویت آوردم. همین رفتوآمدها باعث شد ارتباط خوبی بین من و خانم محروقی شکل بگیرد.
بیشتر بچهها دوست دارند،تکخوانی سرود را اجرا کنند، ولی وقتی خانم محروقی انتخاب میکند، هیچکس اعتراضی نمیکند
حسینی حالا هر زمان که محروقی بهدلیل سفر، بیماری یا گرفتاری نتواند گروه را همراهی کند، بخشی از کارها را برعهده میگیرد تا تمرینها و اجراها بدون مشکل پیش برود. او بعد از دخترش، پسرش، ابوالفضل را به گروه آورد؛ پسری دوازدهساله که حالا یکی از اعضای فعال گروه پسران فاطمی است.
مسئولیتپذیری در کنار اجرا
ابوالفضل علیزاده مدتی است در بعضی از اجراها، مسئولیت راهبری گروه پسران را برعهده میگیرد. او درباره این مسئولیت توضیح میدهد: در بعضی از اجراها، مثل اجرای حرم امامرضا (ع)، امکان حضور مربیان خانم وجود ندارد. برای همین من مراقبم بچهها منظم در جای خودشان بایستند و اجرای گروه درست پیش برود.
او دلیل اصلی ماندنش در گروه را صمیمیت و رفاقتی میداند که بین بچهها وجود دارد؛ «بیشتر بچهها دوست دارند قسمت تکخوانی سرود را اجرا کنند، ولی وقتی خانم محروقی انتخاب میکند که صدای کدام یک از ما برای کدام سرود مناسب است، هیچکس اعتراضی نمیکند. آنقدر با هم رفیق هستیم که دلخوری بینمان پیش نیاید.»
ابوالفضل در جشنوارهها هم حضور داشته است؛ «آنقدر تمرین کرده بودیم که استرس نداشتیم. حتی بیشتر از اینکه اضطراب داشته باشیم، خوشحال بودیم که در یک مسابقه توانمندیمان را نشان میدهیم. وقتی هم مقام میآوردیم، همه خوشحال میشدیم و انگیزه میگرفتیم تا کارمان را ادامه بدهیم و در اجراهای بعدی هم موفق باشیم.»
کاغذهای شعر دست بعضی از بچههاست؛ چند نفری دور هم جمع شدهاند و گروهی تمرین میکنند و چند نفر دیگر، کمی دورتر، شعرشان را بهتنهایی مرور میکنند. لابهلای تمرینشان، صدای خندهشان هم بلند میشود و دوباره نگاهشان را به کاغذ میاندازند تا مطمئن شوند درست حفظ کردهاند. تمام حواسشان به محروقی است تا بگوید همه به صف بایستند و تمرین گروهی را شروع کنند.
چهرههای بچهها خندان و بشاش است. چندنفرشان با هم قول و قرار گذاشتهاند که بعداز تمامشدن ساعت تمرین سرود، برای بازی فوتبال به سالن بروند. اینجا در مسجد امام هادی (ع) جمعی دوستانه شکل گرفته که علاوهبر تمرین سرود، فرصتی برای رفاقت و کنار هم بودن بچهها فراهم کرده است.
* این گزارش سهشنبه ۵ آبانماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۸۰ شهرآرامحله منطقه ۷ و ۸ چاپ شده است.