کد خبر: ۱۵۰۳۵
۲۹ تير ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۰
مادر شهید

محمد همیشه یک پایش در جبهه بود

فاطمه قمری مادر شهید محمد خسروی می‌گوید: محمد، همسر و ۴ فرزند داشت و در نیشابور زندگی می‌کرد با این وجود همیشه یک پایش در جبهه بود، هر وقت هم مرخصی می‌گرفت پیش من می‌آمد.

خود را به زحمت روی تخت می‌کشاند. قاب عکس فرزند شهیدش را در آغوش می‌کشد، بعد چشم‌هایش را روی هم می‌گذارد و یک دل سیر گریه می‌کند. بازهم دلتنگش شده است. همیشه همین‌طور است. نمازش را که می‌خواند خود را از روی سجاده بالای تخت می‌کشد، قاب عکس محمد را از روی دیوار بر می‌دارد و به آغوش می‌کشد. بعضی وقت‌ها برایش لا‌لایی می‌خواند. مثل حالا که عکس محمد هنوز توی بغلش است و سرش را روی قاب آن گذاشته و لای لای همیشگی اش را برایش می‌خواند.

 

درخانه‌اش آرام و قرار نداشت

قرار است پای صحبت‌های مادر شهید محمد خسروی در محله خیرآباد مشهد بنشینم. او که می‌گویند حرف‌های زیادی برای گفتن دارد و پشت کوهی از خاطرات پنهان مانده است. اما انگار کمی دیر رسیده‌ایم چرا که فاطمه قمری مدتی است آلزایمر گرفته و از محمد تنها قاب عکسش را می‌شناسد. از خاطراتش با محمد که می‌پرسم تنها این را به خاطر می‌آورد که او همیشه در جبهه بوده است. می‌گوید: هیچ وقت در خانه نبود همیشه توی راه جبهه بود.

اصلا توی خانه‌اش آرام و قرار نداشت. مادر شهید خسروی در حالی که همچنان اشک می‌ریزد ادامه می‌دهد: او همسر و ۴ فرزند داشت و در نیشابور زندگی می‌کرد با این وجود همیشه یک پایش در جبهه بود. در این بین هر وقت مرخصی می‌گرفت پیش من می‌آمد و من او را در آغوش می‌کشیدم.

داغش هنوز در دلمان تازه مانده است

قمری واقعا چیز بیشتری از شهید به خاطر نمی‌آورد او را با لالایی‌هایش تنها می‌گذارم و به عکسی بسنده می‌کنم. اما شماره‌تلفنی که از خواهر شهید به دست می‌آورم کمک بیشتری می‌کند تا بتوانم بفهمم شهید محمد خسروی که روی لودر‌های جهاد در جبهه کار می‌کرد در یک شب سرد زمستانی هنگام انجام کار در تاریخ ۲۳ بهمن ۱۳۶۶ به شهادت رسید. آسیه خسروی که بیش از دیگران با محمد بوده و با هم خاطرات زیادی داشتند در بیان این خاطرات از اخلاق خوش و رفتار با محبت محمد صحبت می‌کند.

او می‌گوید: نمی‌دانم این خصوصیت محمد بود یا همه شهدا این طور بودند. اما محمد مثل فرشته‌ای مهربان با ما رفتار می‌کرد. آسیه اضافه می‌کند: با وجود اینکه محمد، خودش همسر و فرزند داشت، اما هیچگاه از ما غافل نمی‌شد. خواهر شهید می‌گوید رفتنش هرچند افتخار ماست، اما داغی است که هنوز در دلمان تازه مانده است.

 

*این گزارش دی سال ۹۰ در شماره ۵ شهرآرامحله منطقه ۳ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام