نذریپزان همسایههای حرم در ماه صفر
هنوز هم آشنای کوچههای خراسانی، وقتی مادرم گوشه چادرش را به عشق تو به کمر میبست و گوشه دنج حیاط زیر سایه تاک پیر را میگرفت و مجمعه لبپر از برنجش را به نیت نذریپزان تو پاک میکرد. بعد با وضو سمت گلدستههای تو چرخ میخورد و با ذکر «السلام علیک یاشمسشموس»، «السلام علیک یا نفسالنفوس»، «یا ضامن آهو» گریه میکرد. هنوز هم آشنای کوچههای خراسانی وقتی هر دل به نام تو «یا هو» گرفته و هر لب به ذکر تو در آتش هزار حرف نگفته، میسوزد.
صفر و رسم سفرههای عزا
باز هم دمدمههای صفر و کوچههای خسته منطقه ثامن است که غرق عطر گلاب و گرم بوی دارچین، قدمبهقدم هوای رهگذران را عبور میدهد به سمت حرم. کوچههایی که هر سال سرشار از چشمهای غریبی است که دانهدانه انگور را گریه میکنند و سراغ ضامن آهویی را میگیرند که قلبشان را هرسال به حرمت او، پرده سیاه میکوبند. قدم گرفتهام در همین کوچهها که بپرسم «رسم سفرههای عزایتان چیست که هر ماه صفر از طلایی شلهزرد و دیگچه مشهدی پر است؟»
میپرسم چرا و همینطور که گوشه چادرش را گرفته، سمت صدایم میچرخد و میگوید: نمیدانم فقط شنیدهام از قدیم رسم بوده و پختنش را وقتی تازه ۹سالم را تمام کرده بودم، از مادرم یاد گرفتم. او میگفت «بعد از من باید بساط این روضه را تو بچرخانی» همین شد که از سال بعدش، پای ثابت همه دیگهای نذری صفر و محرم بودم و به رسم دیگچهپزان مردم مشهد از پنج روز قبل از شروع مراسم، روزه میگرفتم، همراه مادرم با وضو دست به آرد میبردم و بسما... گویان بساط نذری را بهراه میانداختیم.
این حرفهای مرضیه قانع هممحلهای ۵۴ساله ثامنی است که عطر نذریپزانش صبح شهادت حضرت رضا (ع) تا چند کوچه آنطرفتر را خوشبو میکند. از رسم و رسوم و اینکه اصلا دیگچه از کجا وارد مشهد و نذری روز شهادت امام شده، هیچ نمیداند، فقط جایی بین حرفها نقل مادرش را زنده میکند که یادش بوده از قدیم غذای شیرین میپختند تا قوت عزادارانی باشد که کاروانبهکاروان پای پیاده به مشهد میرسیدند.
دیگچه یک دسر وارداتی است
بین همین گفتنهاست که ربابه توسلی همسایه یک کوچه پایینتر مرضیهخانم، حرف را به شنیدههایش میبرد و میگوید: نمیدانم چقدر گفتههایم سندیت دارد فقط میدانم پخت دیگچه بین سه کشور همسایه عراق و افغانستان و ایران خیلی متداول است و اصالتا یک غذای افغانی است که با ورود مهاجران به مشهد رواج پیدا کرده است.
دیگچه بین سه کشور عراق و افغانستان و ایران خیلی متداول است و اصالتا یک غذای افغانی است
نذری حضرت زهرا (س)
گیج نقش پردههای عزا روی خشت خشت قدیمی این کوچههایم که گذرمان سمت لیلا خشتی میگردد و دنباله حرف را با او میگیریم. او اینطور تعریف میکند: شنیدهام که این غذا را البته نه به شکل امروزی آن، تنها با شیر و برنج، حضرت زهرا (س) هر سال برای سلامت فرزندانش نذری میداده و گمانم از آن زمان باب شده و تا همین سالها رسیده است.
اینها فقط شنیدهاند و کسی واقعا نمیداند که از کجا و چطور دیگچه جزو نذریهای مشهد و قوت خاص شهادت حضرت رضا (ع) شده، تنها بیبیطاهره حسینی در خیابان وحدت است که سمت قصه را به شهادت حضرت محمد (ص) میبرد و میگوید: تا آنجایی که من میدانم، دیگچه را قدیم فقط برای شهادت پیامبر میپختند و به مرور زمان پایش به سفره نذریپزان حضرت رضا (ع) هم باز شد.
مردمی که قلبشان تُنُک نبود
«ننه، اصلا میدانی قصه چیست؟ قدیم که مثل حالا نبود. به قول معروف مردم دستشان تُنُک، اما رسم مهماننوازیشان بهراه بود. چهلوهشتم که میشد، کاروانپشتکاروان از سمت تپهسلام و ولایات اطراف روبه حرم میچرخیدند و مردم برای پذیراییشان دیگ شیربرنج و دیگچه بار میگذاشتند.
قوت قالب مردم برنج بود و همین را شیرین میکردند تا به دهن عزاداران خوش بیاید؛ مزاج مردم قدیم این بود. یعنی کام شیرین را بیشتر میپسندیدند حتی به عزاداریها.» این حرفهای فاطمه سلطانی مادربزرگ محله طبرسی است که هنوز هم با گذشت ۷۲سال زنگ سنج و شیپور کاروان عزاداران در خاطرهاش هست و طعم نذری همسایهها در تپهسلام زیر دندانش. نفسی تازه میکند و میگوید: حالا هم مردم به سنت سادگی آقای شهرشان، سادگی را پیشه کردهاند و نذریهایی هم که برای تبرک و حاجت میپزند ساده است و صدالبته پذیرفتنی.
طلای سفره نذری
سمت و سوی این حرفها را از دیگچه سمت شلهزرد که یکی دیگر از نذریهای خاص روز شهادت حضرت رضا (ع) ست میبریم و خدیجه محمدی هممحلهای کوچه حنظله که خودش از آشپزهای قدیمی دیگهای نذری ماه صفر است و سالهاست با فوت و فن پخت نذری آشنا، میگوید: رسم پختش که مال مشهد نیست، حتی نمیدانم مال کدام عصر و زمان است، اما تقریبا همه ایران با پختن شلهزرد آن هم در ایام محرم و صفر آشنا هستند و کنار دیگچه، شیرینپلو و عدسپلو، این یکی را هم با تزیین پسته و بادام سر سفره نذری میبرند و آنچه از روزی خود دارند نذر قاضی حاجات میکند تا به حرمت این روز نصیب کرم شوند که همین برای دل مومن کافی است.
خدیجهخانم نفسی صاف میکند و سطر آخر بنای توضیح پخت دیگچه و شلهزرد را میگذارد و امیدوار است که هممحلهایهای خوشسلیقهاش این ایام عزاداری بتوانند با کمک این دستور پخت، به طعم نذری موردرضایتشان برسند و کنار همه اشکها و راز و نیازها، به حرمت ضامن آهوها بینصیب از حاجت نمانند.
*این گزارش پنجشنبه، ۲۱ دی ۹۱ در شماره ۳۸ شهرآرامحله منطقه ثامن چاپ شده است.
