محله کوی امیرالمومنین - صفحه 3

محله

کوی امیرالمومنین

محله کوی‌امیرالمومنین 

کوی‌زرگران و کوی‌امیر در کنار هم، محله کوی امیرالمومنین را تشکیل می‌دهند. کوی‌زرگران در ابتدای بولوار توس، مجاور پل روس‌ها قرار دارد.داستان ساخت این پل به شهریور۱۳۲۰و ورود روس‌ها به مشهد و فرار فرماندهان نظامی از مشهد برمی‌گردد. وقتی روس‌ها شهر را دردست گرفتند، پاسگاه‌هایی تأسیس کردند که یکی از این پاسگاه‌ها به پل روس‌ها معروف شد.بازار گل فتح‌آباد در این محله یکی ازمراکز خرید گل است.

محله کوی امیرالمومنین
محمدمهدی زارع متولد سال 1389و ساکن محله امیرالمؤمنین(ع) است. او ورزش را خیلی زود و از شش‌سالگی با ژیمناستیک شروع می‌کند. اما بعد از چند ماه به‌دلیل صدمه‌ای که در تمرینات کششی ژیمناستیک به پاهایش وارد می‌شود برای مدتی ورزش را کنار می‌گذارد. او در جریان دیدار با استاد عزیزالله موجریان دوباره به ورزش حرفه‌ای باز می‌گردد.
سارینا موجریان از پنج‌سالگی ورزش را با ژیمناستیک و تکنیک‌های پایه در باشگاه ورزشی طهماسبی شروع می‌کند. در شش‌سالگی وارد هنرهای رزمی شده و رشته ووشو را تحت مربیگری پدرش (استاد عزیزالله موجریان) ادامه می‌دهد. خودش می‌گوید: با تشویق پدرم برای انعطاف و آمادگی جسمانی بیشتر کارم را با ژیمناستیک شروع و بعد از یک‌سال ورزش ووشو را شروع کردم. برادرم نیز به‌عنوان حریف ورزشی در خانه با من تمرین می‌کرد. ما با هم‌ رزم دونفره انجام می‌دادیم. در کنار خانواده معلم‌های مدرسه هم برای حضور در میدان‌های ورزشی تشویقم کردند.
یگانه قهرمان می‌گوید: برای اینکه همیشه آمادگی جسمانی لازم را داشته باشم روزی 2تا 3ساعت را به تمرینات ورزشی می‌گذرانم. درجریان یکی از همین تمرینات به زمین خوردم و استخوان پایم ترک برداشت. چند هفته بیشتر تا مسابقات کشوری ووشو جام خلیج فارس نمانده بود. مدت‌ها بود که برای حضور در این مسابقات لحظه‌شماری می‌کردم و حالا این اتفاق افتاده بود. با وجود مخالفت‌های مربیان به‌ویژه استادم عزیزالله موجریان تمریناتم را ادامه دادم و با همان وضعیت درمسابقات شرکت کردم و رتبه سوم مسابقات بخش نوجوانان را به دست آوردم.
محمدحسین که ورزش حرفه‌ای را از کودکی و با رشته ووشو شروع کرده، می‌گوید: از هشت‌سالگی به ورزش‌ علاقه داشتم و تا به امروز در رقابت‌های متعدد ورزش‌های رزمی حاضر و 46مدال مختلف در عرصه ورزش‌های استانی، کشوری و بین‌المللی کسب کرده‌ام. 4سال قبل در مسابقات کشوری ووشو با رسیدن به مرحله نیمه‌نهایی از حریفم شکست خوردم و نتوانستم به دور نهایی بروم. مدال برنز گرفتم. خیلی ناراحت بودم و بلندبلند گریه می‌کردم. استاد از دیدن حال و روزم دلداری‌ام داد و همراهم گریه کرد. منظره عجیبی بود همه سالن با تعجب به ما نگاه می‌کردند. همانجا به خودم قول دادم که مدال طلای این مسابقه را بگیرم و سال بعد موفق شدم.
یکی از مکان‌هایی که از حدود دو هفته مانده به «شب یلدا» مملو از جمعیت می‌شود، بازار گل فتح‌آباد در کوی امیرالمونین است. وقتی وارد بازار می‌شوم، دسته دسته آدم را می‌بینم که در حال خرید هستند و با بسته‌های خرید خود به مغازه‌های دیگر سرک می‌کشند که مبادا چیزی را از قلم انداخته باشند. صاحبان فروشگاه‌ها و مغازه‌داران هم چیزی کم نگذاشته‌اند و آنچنان مغازه‌ها و جلوی در آن‌ها را آراسته و تزئین کرده‌اند، که زرق و برق آن‌ هر بیننده‌ای را جذب می‌کند و حتی اگر کسی هم قصد خرید آنچنانی نداشته باشد، شیفته این رنگ و لعاب می‌شود و حداقل دقایقی را مات و مبهوت به تماشا کردن می‌ایستد.
کوچه خیبر28 که به دلیل قرارگرفتن ایستگاه آتش‌نشانی شماره12 در ورودی آن با نام کوچه آتش‌نشانی نیز شناخته می‌شود سابقه 40ساله سکونت دارد. اولین ساکنان آن خانواده شهدا وجانبازان ارتش و سپاه هستند. هنوز هم اکثریت این کوچه را خانواده شهدا و جانبازان تشکیل می‌دهند. یک سمت خیابان مسکونی است و در سمت دیگر پارک و فضای سبز قرار گرفته است.
رمضانعلی صفایی می‌گوید: شب چله طولانی‌ترین شب سال است و مردم در این شب سنت صله‌رحم را به جا می‌آورند. اعتقاد مردم قدیم این بود که در این شب جنگ بین نیروهای اهریمنی(شر و تاریکی) و اهورایی (خیر و روشنایی) به اوج خود می‌رسد. چون آتش، سنبل غلبه روشنی بر تاریکی بود در هرخانه آتشی روشن می‌شد و کسی حق خاموش‌کردن این آتش را نداشت چون خاموش‌کردن آن را بدشگون و مایه بدبختی می‌دانستند.در میهمانی شب چله یکی از افراد باسواد و خوش‌صدای حاضر در میهمانی بنا بر رسم، شروع به خواندن شاهنامه می‌کرد.
یک روز مدیر من را به دفتر مدرسه برد و در جریان یک گفت‌وگو به من فهماند که قرار است در برنامه معرفی شاگردان برتر مدرسه، همان پسر معلم را به‌عنوان شاگرد اول کلاس معرفی کنند. مدیر گفت من می‌دانم تو شاگرد اول کلاس هستی، ولی قول بده ناراحت نشوی و این موضوع را قبول کنی. پایان سال و زمان معرفی شاگردان برتر مدرسه، با وجود اینکه من بالاترین معدل را داشتم، به‌عنوان شاگرد دوم معرفی شدم.
کوچه فدک15یکی از کوچه‌های محله کوی امیرالمؤمنین است. به دلیل ساخت و تأسیس هنرستان کارودانش پسرانه انصاری در دهه70 این کوچه به کوچه هنرستان معروف شده است. 50سال قبل در بیشتر زمین‌های این کوچه جو و گندم کشت می شد. با تأسیس هنرستان فنی کار ودانش انصاری روند سکونت و پیشرفت در این خیابان افزایش چشمگیری پیدا کرد. قدیمی‌ترین مجتمع مسکونی محله فدک که به کارکنان یک شرکت ریسندگی معروف تعلق دارد در این کوچه است.
یک صافکارخوب با توجه به این فاکتورها باید نحوه چکش‌زدنش را طوری تنظیم کند که باعث خرده‌شدن و فرسایش فلز آسیب‌دیده نشود. اگر ضربات محکم‌تر از حد معمول باشد فلز بریده می‌شود. اگر میزان ضربات ضعیف‌تر باشد، پستی و بلندی‌های روی فلز به‌خوبی صاف نشده و کج و معوجی‌های آن دیده می‌شود. این را روح‌الله صباغ می‌گوید.
پدرم با تحصیلات امروزی خیلی موافق نبود، اما من خاطرات شیرینی از تحصیل کنار پدرم به یاد دارم، زیرا نزد او به شیوه مکتب‌خانه‌ای درس خواندم و نوشتن را هم از پدرم یاد گرفتم. شیوه مکتب‌خانه به این شکل نیست که از همان نخست حروف الفبا را آموزش دهند. ابتدا قرآن را فرا می‌گرفتیم و سپس هجی، روان‌خوانی و تجوید آموزش داده می‌شد و در نهایت فارسی‌خوانی شروع می‌شد. من کتاب‌های زیادی از جمله عاق والدین، شاهنامه، هفت پیکر نظامی‌گنجوی و ... را با پدرم خواندم، یعنی او این کتاب‌ها را درس می‌داد. او می‌خواند و ما تکرار می‌کردیم. آن‌قدر می‌خواند که ما در خواندن آن‌ها روان می‌شدیم. بعد از خواندن، نوشتن را به من یاد داد که آن هم به شیوه سرمشق بود.
خیابان ولی‌عصر(عج)25به دلیل قرارگرفتن 3مدرسه، تنها مجموعه سوادآموزی ویژه بزرگسالان و تنها مرکز آزمایشگاهی در بولوار توس، خیابانی منحصر به فرد است. پیش از کرونا رفت و آمد دانش‌آموزان در این خیابان به آن رونق داده بود اما اکنون با وجودی که فصل بازگشایی مدارس است سوت و کور به نظر می‌رسد.
مصطفی محمدنژاد دومین کسی است که در محله کوی امیرالمؤمنین(ع) مغازه قهوه‌فروشی راه انداخته است. او اطلاعات جامع و کاملی درباره انواع قهوه دارد. می‌گوید: درخت قهوه در مناطق گرمسیری و مرطوب زمین می‌روید. با توجه به میزان ارتفاع و رطوبت فضا و دوری و نزدیکی به دریا 2نوع دانه قهوه به نام‌های روبوستا وعربیکا به دست می‌آید. دانه‌های روبوستا تلخ و کافئین بیشتری دارند و دانه‌های عربیکا معمولا به ترشی می‌زند و کافئین کمتری دارند.
5 یا 6ساله بودم که به همراه چند نفر از دخترهای هم‌سن وسالم در کوچه مشغول بازی بودیم. خطی کشیده بودیم و با سنگ بازی می‌کردیم. زمانی که نوبت من رسید لی‌لی کنان از داخل صفحه شطرنجی خط‌کشی شده عبور کردم. حالا باید سنگی را برمی‌داشتم و از پشت سر به داخل این خطوط شطرنجی می‌انداختم. اما زمانی که خم شدم تا سنگ را بردارم، دیدم دستی ندارم، هرکاری که کردم نتوانستم سنگ صاف سفید را با تنها انگشت دستم بردارم. احساسی از شرم و ناتوانی تمام وجودم را فراگرفت. با حالت گریه داخل خانه رفتم و در گوشه‌ای از اتاق خانه کز کرده و گریه می‌کردم.
۷۰ سال است که درد سنگینی را در صندوقچه قلب خود نهان کرده‌ام. درد‌هایی که سختی‌های زیادی در زندگی به من وارد آوردند، اما نه تنها مرا ضعیف نکردند بلکه قدرت و اراده ام برای ادامه زندگی بیشتر شد.وقتی 9 ساله بودم، مادرم برای جمع کردن برگ درختان اقاقیا به دشت رفت تا بتواند علوفه و غذای گوسفندان را تهیه کند. مالک دشت که از اربابان آن زمان بود، او را دید و به سمت مادرم حمله‌ور شد و با وارد کردن ضرباتی، او را روی زمین کشاند. من برای دفاع از مادرم با تکه سنگی سعی کردم آن مالک بدسرشت را دور کنم و به این ترتیب مادرم از دست او فرار کرد اما بعد از ۳ ماه در ۲۶ سالگی از دنیا رفت.
سروش عظیمی رئیس هیئت مدیره جوان مؤسسه قرآنی اظهرالجمیل الاعلی می‌گوید: بیش از ۳۰ قاری و حافظ ممتاز تربیت کرده‌ایم. هم اکنون تعداد قرآن آموزان حاضر و مشغول در مؤسسه در بخش برادران و خواهران، در بخش مجازی و حضوری، بیش از ۲۰۰۰ نفر است که با توجه به شناخته شدن فعالیت‌های مؤسسه در شهر و رغبت خانواده‌ها به تربیت قرآنی و پرورش استعدادهای فرزندانشان، تعداد علاقه‌مندان روز به روز در حال افزایش است.