رواق دارالذکر این روزها حالوهوایی متفاوت از گذشته پیدا کرده است. رواقی که سالها یکی از گذرگاههای آرام حرم رضوی بوده، اکنون به یکی از بخشهای پررفتوآمد این آستان مقدس بدل شده است؛ محلی برای قرار و دیدار عاشقان آقای شهید با ایشان و خانوادهشان.
رواق دارالذکر، واقع در جنوبشرقی روضه منوره، از فضاهای بهنسبت جدید حرم مطهر امامرضا (ع) است. این رواق در گذشته، بخشی از موقوفات مسجد گوهرشاد بود و بعدها بهعنوان مدرسه علمیه بهرهبرداری شد.
فاطمه آخوندی توفیق این را داشته که سالهای ۱۳۹۵ و ۱۴۰۲ در حسینیه تهران با رهبرش دیدار کند. دیدارهایی که با آنچه از قاب تلویزیون از رهبر شهید میدید، قابل مقایسه نبود.
چند روزی بیشتر به مراسم تشییع رهبر شهید در مشهد نمانده بود که فاطمه شیخ، ساکن محله سرشور، تصمیم گرفت برای این مراسم پرچم بدوزد. : همسایهها وقتی فهمیدند تصمیم به چنین کاری گرفته، برای کمک آمدند.
هفدهم تیرماه، وقتی یک روز به مراسم تشییع پیکر رهبر شهید باقی مانده بود، این خادمان ولایت از زرند خودشان را به مشهد رسانده بودند تا فرصت خدمت به زائران بدرقه کننده پیکر رهبرشهیدمان را پیدا کنند.
ناهید عطایی وقتی احساس کرد اگر برای آخرین دیدار با رهبرشهید به تهران نرود، حسرتبه دل خواهد ماند، راهی سفر شد. میگوید: چشمم به ماشین حامل پیکرها افتاد. چفیهام را بالا انداختم تا برایم متبرک کنند.
روزهای برگزاری مراسم تشییع پیکر رهبر شهیدمان، مسجد جوادالائمه (ع) میزبان بیشاز شصتبانویی بود که کنار ششتنور گازی و سه تنور گِلی بیوقفه نان میپختند و نان عزاداران را آماده میکردند.
قاسم رفیعا میگوید: آن چیزی که شعر «بچه محله امام رضا (ع)» را زیبا کرد نه قوت و زیبایی شعر که بده بستانهای آن بین بود. حالی که آقا به شعر داد شعر را جان بخشید.این روزها حتی دلم نمیخواهد این شعر را بخوانم.
رهبرشهید فرزند مشهد بودند و همیشه خاطرات شیرینی از زادگاهشان تعریف میکردند چنانکه خودشان هم سال ۶۷ گفتند: «هیچ وقت براى من شیرینتر و مغتنمتر از آن اوقاتى نبوده که در مشهد بودم.»
هنرمندان برجستهای از کشورهای ایران، لبنان و یمن در خیابان ملاصدرا مشهد گرد هم آمدند تا با اجرای نقاشی دیواری «قوموالله» بر روی ۲۳مترمربع از دیوار مدرسه مصلی نژاد، پیام ایستادگی و وفاداری را به تصویر بکشند.
حضور سرزده و بدون تکلف رهبرشهید به خانه شهدا یکی از جذابیتهای این دیدارهاست که وجه مشترک روایتهایی است که در خاطرات این خانوادهها ثبت شده و در کلام همه آنها به این حقیقت اشاره شده است که «گفتیم حتما از بنیادشهید میآیند!»
آیتالله خامنهای درباره رمان جمعی میگوید: این کار برای اولینبار است که انجام میشود و در صورت موفقیت، کار باارزش و مهمی خواهد بود. افراد زیادی در واقعه گوهرشاد، ایفای نقش داشتند که کمتر در داستانهای نقلشده از آن دوران، به آنها اشاره میشود.
مشهد برای آیتالله العظمیخامنهای، شهری است که در زندگی ایشان فقط یک خاطره جغرافیایی نبود. بازگشت پیکر ایشان به مشهد، بازگشت یک زندگی به نقطه آغاز خودش است.
ساکنان منطقه ۱۲ مشهد آستینها را بالا زدهاند تا به بهترین شکل از مهمانان مشهد پذیرایی کنند؛ از پخت نان گرفته تا تهیه غذا را گروههای مختلف عهدهدار شدهاند تا این سفر را برای مهمانان تسهیل کنند.
به محض اعلام برنامه تشییع رهبر شهید، اعضای جوان و خلاق هیئت حضرت مهدی (عج) بهدنبال یک کار متفاوت رفتند، کاری که برای زائرانی که در این هفته به مشهد میآیند، کاربردی باشد.
دختران نوجوان محله بالاخیابان دست به کار شدهاند تا در مراسم تشییع و تدفین رهبر شهید نقشی داشته باشند. آنها برای یک میزبانی تاریخی از جمعیت میلیونی به این نتیجه رسیدند که رساندن آب گوارا به زائران مهمترین کار است.
درمیان تمامی رخدادهای سال۱۳۵۷، شب تاسوعا (مصادف با ۱۸آذر) نقطهای عطف در تاریخ مبارزات مردم مشهد بهشمار میرود؛ زمانی که نام «امامخمینی» در سنت دیرینه «خطبهخوانی» در حرم رضوی که با نام شاه وقت گره خورده بود، جایگزین شد.
در حافظه جمعی ساکنان منطقه۹ و ۱۰ مشهد، دیدار با رهبرشهید تنها یک ملاقات رسمی نبود، بلکه نقطهای نورانی است که هنوز در زندگی بسیاری از خانوادهها جاری است. این خاطرهها نشان از مردی دارد که در اوج قدرت، ساده و بیتکلف میزیست.
عالیه صابونیان هنرمند معرق کار مشهدی است که از ۲۰ سال گذشته دراین هنر فعالیت دارد. ماندگارترین اثر او نقش «یا مقلبالقلوب» است که آن را در سال۷۶ به مقام معظمرهبری هدیه دادهاست.
خانه قدیمی کوچه فریدون در انتهای گذر مشهور «سرشور» در مشهد، خانهای است که روزگاری رهبرشهیدمان در آن میزیسته است. در خانه از مبل خبری نیست، حتی نمیتوان در آن فرشی را یافت.