خیابان ارگ محلی بود که به آن تالار اعتبارالسلطنه میگفتند. از سال ۱۲۸۸ شمسی، از این تالار به عنوان سالنی برای اجتماع اعیان و اشراف استفاده میشده و این مکان اولین سینمای سرپوشیده مشهد به شمار میآید.
در کوچه ارگ خاطرههای نو و کهنه را میخرند و به کسانی که دنبال خاطره میگردند، میفروشند. اگر در این کوچه قدمی بزنی چیزهایی میبینی که شاید فقط در فیلمها دیده باشی؛ از رادیوهای لامپی «شاپ لورنز» آلمانی تا پیهسوز و آفتابهلگنهای مسی
ساختمان بانک ملی مشهد که حدود هشتاد سال عمر دارد، ۱۶ اسفند ۱۳۸۴ روی میدان ارگ ساخته شده؛ زمینی که به شهرداری مشهد تعلق داشته است و بعدها با پول فروش آن، عمارت فعلی شهرداری را خریدهاند.
بسیاری از مشهدیهای قدیم که حالا مویی سفید کردهاند، خاطرات خوشی از خیابان ارگ دارند؛ خیابانی که در روزگار شکوه و عظمتش با خیابان لالهزار تهران و حتی شانزلیزه پاریس رقابت میکرد.
تمام بحثشان سر بساط به نسبت بزرگی از اجناس دست دوم است که همچون جهیزیه روی زمین توسط یکی از سمسارها برای برگزاری دونگی چیده شده است.
مشهد که دوچرخهسوار کم نداشت، نخستین میدان دوچرخه را در اواسط کوچه جوادیه در بولوار طبرسی به خود دید. میدانی که تاریخ دقیق شکلگیری آن در دست نیست.
حسین طالبی روایتی دقیق از جزئیات زندگی روزمره مردم در خیابان ارگ مشهد دارد. آثار او به موزههای آستان قدس رضوی، توس، خیام و مجموعههای شخصی راه یافته است.
خیابان ارگ در دوره پهلوی اول و بهویژه دوم، نشان تجدد است. اصطلاحهایی مثل حالاییها و املها مدام در این خیابان رد و بدل میشد. گاهی طبقات فرودستتر ولو برای دیدن «حالاییها» به خیابان ارگ میآمدند.
عباس شیخالاسلامفاضل، پنجمین نسل از خاندان جواهرچی است، کسی که جد بزرگش در دربار قاجار سازنده کمربندهای جواهرنشان بود و پدرش دانشمندی بود که به لقب «شیخالاسلام فاضل» مفتخر شد.
در این محله بیشتر یهودیان متمول زندگی میکردند و سینماهای متعدد در این خیابان بود. کمکم سرمایهداران اقدام به احداث بناهایی، چون پاساژ و مغازه کردند.
«مهدی رضوانی خراسانی» یک عشق رادیو و گرام واقعی است. ارتشی بازنشستهای که برای جمعکردن مجموعه قدیمیاش دهها میلیون تومان خرج کرده است.
خاندان ادیب که سابقه سکونت ۲۵۰ ساله در محله فردوسی را دارند، از حامیان همیشگی فردوسی بوده و نام خانوادگی ادیب را به عشق همین ارادت برگزیدهاند.
هتل پارس جزو اولین هتلهای شهرمان است که در سال۱۳۱۶هجری توسط یک معمار روس به سبک هتلهای غرب ساخته شد و تا امروز از میهمانان پذیرایی میکند.
یکی از دلایلی که ساختمان اداره دارایی بهسرعت ساخته شد و کمترین تزئینات را در نمای خارجی داشت، تصمیم مسئولان برای افتتاح آن همزمان با هزاره فردوسی بود.
از بیشتر مشهدیها که بپرسید، پیشینه تولید صنعت پشم و نخ مشهد را از کارخانه معروف نخریسی میدانند که در چهارراهی به همین نام واقع شده است، اما کمی پیش از تأسیس این کارخانه، موتورهای اولین کارخانه نخریسی و پارچهبافی مشهد جایی در حوالی خیابان ارگ(امامخمینی(ره) امروز) روشن شد، آن هم به کوشش تاجری ارمنی به نام ملکان هاروطونیان که اصالت تبریزی داشته است. البته او تنهاارمنی مهاجر مشهد نیست که نامش در فهرست بلندبالایی از صنعتگران ارض اقدس نوشته شده است.
«حاج خلیل ثانوی گروسی»، چند ماه دیگر، نود سالش می شود. حاجی حالا قنادیاش را سپرده به دو پسرش. خودش هم سر شب ها می آید خبری از مغازه می گیرد و حال و احوالی می کند با مشتری ها. مشتری های قدیمی می دانند حاجی چه زمانی مغازه است. گاهی می آیند می نشینند و گپی می زنند و خاطره های قدیم را نو می کنند؛یاد وقتی را زنده میکنند که حاجی در «قنادیلاله زارنو»، با برف و یخ کوه های نیشابور بستنی درست می کرد و می داد دست مشتری هایی که آمده بودند در سایه درخت های خیابان ارگ قدیم، قدم بزنند.
تولد این ساختمان دوطبقه که در زمان خود، باشکوه ترین کنسولگری بریتانیا در ایران بود، نتیجه چاپ یادداشت انتقادی جرج کرزن، سیاست مدار و جهانگرد معروف انگلیسی، در روزنامه تایمزاست. کرزن که حوالی سال 1889 میلادی(1267خورشیدی) به مشهد سفر و از وضعیت کنسولگری بریتانیا در این شهر بازدید کرده بود، در مقاله خود از اینکه دولت بریتانیا هنوز نتوانسته منزلی برازنده نماینده خود در مشهد فراهم سازد، ابراز تأسف کرده و نوشته بود: «مایه شرمندگی است که سرکنسول بریتانیا در چنین جا و محله محقری اقامت کند.»
مقاله او مؤثر بود و سال 1895 میلادی(1273خورشیدی) اولین ساختمان دوطبقه مشهد، متعلق به کنسولگری بریتانیا ساخته شد.
گذرانِ یک تعطیلات دلچسب، صرفا با جاده گردی و مسافرت های پرهزینه به شهرهای دیگر برای بازدید از مکان های تاریخی و طبیعی، رنگ و رو نمی گیرد. گاهی می توانید با تعریف تفریح های تازه و هیجان انگیز، تجربه خوبی از سپری کردن تعطیلات در شهر خودتان به دست آورید. تفریح آن قدر لذت بخش است که بیشتر درآمد گردشگری دنیا نیز از این راه به دست می آید. لذا معرفی و تجهیز مکان های تفریحی در شهرها علاوه بر اینکه می تواند ساعات دلپذیری را برای شهروندان ایجاد کند، راهکاری هم برای کسب درآمد اقتصادی برای شهر است.
حاج احمد رنگ آمیز طوسی یکی از سراج های قدیمی پایین خیابان بوده است. مغازه اش هنوز هم همان جاست، اما خودش دیگر بازنشسته شده است. حاج احمد حالا شب و روزش را با خاطراتش می گذراند؛ خاطراتی که از خلال آن می شود چندین دهه از تاریخ مشهد را به تماشا نشست. در آن زمان یک گاری یا درشکه که می آمد، اگر لوازم چرمی اش خراب بود، او درست می کرد و اگر چرخ و پَر ش خراب بود، گاری سازی بود. اگر هم اسبش نعل می خواست، نعل بندی بود. همه جور کاری که لازم بود، آنجا انجام می دادند. دیده اید که در یک گاراژ چند مکانیک هرکدام کار یک قسمت ماشین را انجام می دهند؟ آنجا حکم همین گاراژ ها را داشت.
ناهید کاشیچی متولد ۱۳۲۵ و مترجم روسیزبان معاصر است. او که فرزند مرحوم محمود کاشیچی، بنیانگذار انتشارات گوتنبرگ مشهد در دهه ۲۰ است، حالا بعد از گذشت نیمقرن از تلاش پدر برای پاگرفتن این انتشاراتی و کتابفروشی میگوید: پدربزرگم، استاد میرزااحمد، کورهپزخانه کوچکی داشت که کاشی میساخت.