شایان رحمتی سهسال پیش، اولین مجسمهاش را درست کرد و به قدری در این راه استعداد داشت که حالا این هنر را به همسنوسالهایش آموزش میدهد و میخواهد در آیندهای نزدیک، از این هنر به درآمدزایی هم برسد.
رضا مافی نقاشی نبود که به خوش نویسی علاقهمند شده باشد؛ خوش نویسی بود که پس از سالها تمرین، راهش را به نقاشی باز کرد. او خوشنویسی تیتراژ فیلم را به عهده داشت و سر صحنه فیلمبرداری «هزاردستان» هنگام اسب سواری دچار مرگ مغزی شد.
فاطمه نوایی میگوید: طرحی برای آموزش بانوان محله ارائه دادم و با موافقت شورای شهر مشهد و کمک سازمان بازآفرینی، محلی که متروک شده بود، بازسازی و مرمت شد و حالا این مجموعه خانه امید بانوان توس برای یادگیری و راهاندازی شغل است.
زهره فریمانی سالهاست به دورریزهای معمولی یک خانه و آشپزخانه نه به چشم زباله که با نگاهی خریدارانه توجه میکند. با این اعتقاد که آنچه همه زباله و پسماند مینامند، هنوز ظرفیت بزرگی برای ادامه زندگی دارد. او معتقد است پسماند پایان راه نیست!
مهدی رضوی از شمار عکاسانی است که در دهه ۸۰ در مشهد تلاش داشتند نگاهی نو در عکاسی داشته باشند و گرایشی جدی به فرم گرایی داشتند. او جوایز بین المللی متنوعی از کشورهای مختلف گرفته است.
محمدجعفر پاکروان حدود دو دهه است که، به گفته خودش، ایستادن مقابل بوم و خلق کردن برایش جدیترین کار و کنش است و از این طریق روایت خودش را ارائه میکند. نگاه به مجموعه آثار او به ما میگوید که نقاشی تجربه گراست.
این گزارش، روایتی است از کندوکاو در مطبوعات قدیمی برای بازخوانی تاریخچه نخستین نمایشگاههای مشهد و ماجرای ساخت عمارت باشکوهی که در دل باغ ملی، به «خانه صنعت خراسان» بدل و نخستین محل دائمی نمایش کالاهای خراسانی شد.
شاهنامه تنها اثر کهن ادبیات فارسی نیست که رسول مرادی به نستعلیق خوش نویسی کرده است؛ حافظ، گلستان سعدی، رباعیات خیام و ... هم به خط او منتشر شدهاند.
صباغیان طوسی برای هنرمندان بعد از خود اسوه بود. او از نسل استاد و شاگردی بود. از نسلی که برای آموختن الفبای نقاشی، در خانه استادان زیادی را زد. آخرین پرده زندگی اش هم در کارگاه نقاشی جمع وجورش میان رنگها و بوم ها رقم خورد.
استادهادی ذوالریاستین نعمتاللهی، ۴۰ سالی میشود که دارد قلم میزند، نتیجهاش شده است تربیت بیشترین تعداد فارغ التحصیل خوشنویسی در رده ممتاز در سطح کشور.
سه سال پیش ابتکاری به ذهن هاجر سلیمی نمین رسید. بانویی که هنرش را در مسیر عشق و ارادتش به امامحسین(ع) بکار گرفته و حتی روضههایی که پیش از این در خانهاش برگزار میکرد، حالا در استودیو هنریاش میگیرد.
قبرستان میدان نمایشگاه حولوحوش ۱۰۰قبر یا شاید بیشتر داشت.شاید قدمت این قبرستان به چهل سال پیش میرسید. همان زمانی که قلعه قاسمآباد روستایي نقلی بود که تا پای تکدرخت بزرگ توت این میدان میرسید.
زهرا داروغه میگوید: طراحی موجب شده آدم قویتری شدهام. من قبلا صبور نبودم ولی الان برای اینکه یک طرح، خوب از کار در بیاید، باید حواسم را جمع کنم و به جزئیات توجه کنم تا به نتیجهای که میخواهم برسم.
شجاعالدین ابراهیمی، شاعر کهنقلم و روزنامهنگار پیشکسوت مشهدی در محله احمدآباد است. مردی با ۱۲۰ هزار بیت شعر و ۳۱ کتاب، که اینبار نه بر کاغذ، که در کافههای فرهنگیاش سنگر گرفته تا ادبیات را به میان مردم بازگرداند و مشهد را پایتخت شعر ایران کند.
شیما شهلایی، هنرمند نقاش و پتینهکار، امروز یکی از معدودافرادی است که هنر «باتیک آفریقایی» را در ایران آموزش میدهد؛ هنری که آموختنش از دل مهاجرت، تلاش شخصی و سالها آزمونوخطا ممکن شد.
محمدجواد نمینی ایدهای برای تأمین انرژی طراحی کرده که میتواند مصرف گاز را تا هفتاددرصد کاهش دهد. این مسیر که با شکست، تنبیه و ناامیدی آغاز شد به رتبه نخست آسیا و کسب عنوان «طرح طلایی توسعه پایدار انرژی در نمایشگاه بین المللی ازبکستان منجر شد.
علاقه حسین سعیدی به نقاشی با تکنیک رنگ روغن زبانزد است. او میخواست کسانی که مانند خودش تشنه یادگیری هستند، در مسیر درست هدایت شوند و حالا دوازدهسالی میشود که مغازه کوچکش را در مجتمع زیستخاور برپا کرده است.
زهره موسوی با دیدن کارهای ونگوگ دلباخته نقاشی شد، با دوستداشتن زمین و خاک انگشتانش را لابهلای گِلها بازی داد و از دنیای نقاشی و سفال به خلق آرتموزائیک رویآورد. این میان کمی هم مجسمهسازی کرد.
حاشیه بوستان زیتون در خیابان مفتح، محل نمایش توانمندی های تولیدکنندگان شده؛ از دست سازههایی با صدف که خاطرات دریا را به یاد میآورد تا خراطیهایی که هنوز، عطر چوب درختان جنگلی را به یادگار دارند.
یکتا میگوید: تولد پنجسالگیام بود که داییام برایم یک بسته کبریت قدیمی هدیه آورد. چند روز فقط عکس جعبهها را نگاه میکردم و لذت میبردم. پدر و مادرم که ذوقم را دیدند، تشویقم کردند تا اگر دوست دارم کبریتهای بیشتری جمع کنم.