مخترع - صفحه 7

نقاش‌ها معمولا امضای خودشان را پای کار می‌زنند، مرمت‌کارها قسمتی را که مرمت کرده‌اند با رنگ و اشکال مختلف از بنای اصلی متمایز می‌کنند. خلاصه هر هنرمندی ردی از خودش را در اثرش به جا می‌گذارد، اما او می‌گوید: «هنر ما در دیده‌نشدن است، در فراموش شدن. جوری که انگار از ابتدا نه قالی آسیب دیده است و نه رفوگری آن را رفو کرده است.» او که می‌گویم منظورم «مجتبی راشدی» است. رفوگر خیابان چمن متولد1352 است و از 10 سالگی وارد این شغل شده است و الان با تجربه، قدیمی و کارکشته این کار محسوب می‌شود. هنرمندی که هم نقاشی می‌کشد و هم معرق‌کاری می‌کند اما رفوگری را هنر و پیشه اصلی خود می‌داند. پیشه پدری که با جان و دل آن را ادامه داده است. او که علاوه‌بر تسلطش در رفوگری، 2دستگاه هم در همین زمینه ساخته است، گپ و گفتی داشتیم تا از چم و خم این هنر مغفول مانده و کمتر شناخته شده سر در بیاوریم.
حالا مدت‌هاست که دانش‌آموز خوب دیگر آن دانش‌آموزی نیست که از صبح تا شب سرش توی درس و کتاب باشد، خط اتوی لباس فرم مدرسه‌اش از چند فرسخی معلوم باشد. حالا همه این‌ها جای خودش را داده به خلاقیت، ایده‌پردازی و خیلی وقت‌ها هم چارچوب شکنی و بلندپروازی! بچه‌های مدرسه المهدی مصداق بارز این صفت‌ها هستند. بچه‌های گروهِ (آی‌سی‌اس‌ای) ۴ نفر از همین دانش‌آموزان خلاق هستند که درست سال 1397هدفشان را تعیین کردند و فهمیدند که از دنیا چه می‌خواهند. زهرا ابراهیمی، سمانه قاسمی، سمیه حلاج و ستاره چزگی دستگاهی را اختراع کرده‌اند برای تولید آب سالم!
قوطی گوش پاک‌کن، 4تا خودکار، پاک‌کن و یک آرمیچر همین! آقای خرچنگ جدیدترین دست‌سازه امیرعلی است که با همین چند قلم آن را ساخته است. روباتی کوچک و ساده که روی کاغذ می‌چرخد و با پاهایش که 4تا خودکار هستند نقاشی می‌کشد. امیرعلی منتظریان وقتی از آقای خرچنگ حرف می‌زند چشم‌هایش از خوشحالی برق می‌زند و با اشتیاقی وصف‌ناشدنی از نحوه ساخت آن می‌گوید. او هنوز ١٢سالش کامل نشده است اما با همان زبان نوجوانی‌اش می‌گوید مسیر علاقه‌اش را پیدا کرده است.
عارفه قنبری‌راد در رشته تجربی و ساینا کاشانی در رشته گرافیک، دانش‌آموزان کلاس یازدهم هستند که آشنایی‌شان از سال نهم در جشنواره نوجوان خوارزمی رقم خورده است اما درست زمانی که آن‌ها به دنبال ایده مناسب و کاربردی برای تحقیقاتشان بودند پای عارفه برای پنجمین بار می‌شکند. گچ‌گرفتن پای عارفه و مشکلاتی که برایش به وجود می‌آید این جرقه را در ذهن این 2دوست می‌زند که چرا نباید یک گچ سبک و راحت وجود داشته باشد تا طول درمان بیماران این‌چنینی با مشکلات کمتری سپری شود. ایده مشترک آن‌ها رتبه برتر کشور را به خود اختصاص داده است.
محسن مهدوی درباره ساعت کار کارگاه می‌گوید: مغز مخترعان نصف شب‌ها روشن می‌شود، به همین دلیل نمی‌توانم ساعت خاصی را برای کارگاه مشخص کنم. هر وقت لازم باشد به اینجا می‌آیند و از تجهیزات کارگاه استفاده می‌کنند. خودم هم در حد توان آن‌ها را راهنمایی می‌کنم و اندوخته علمی 35ساله‌ام را در اختیارشان قرار می‌دهم. گاهی اختراعی که قرار است یک‌سال زمان ببرد با راهنمایی و مشورت و قرار دادن ابزار در اختیار فرد در مدت یک ماه به نتیجه می‌رسد.
محمد طیرانی و دوستانش نوروز سال 1400 را به‌سختی کار کردند تا سرانجام موفق شدند در تاریخ 7فروردین دستگاه امحای ویال‌های خالی واکسن را تولید و به بیمارستان شهید طالقانی آبادان ارسال کنند. او توضیح می‌دهد: این دستگاه ابعاد کوچکی دارد و برای جانمایی در اتاق‌های واکسیناسیون کرونا مناسب است، ما یک آپشن ویژه برای این دستگاه درنظر گرفتیم و آن پدالی بودن دستگاه امحای ویال‌های خالی واکسن کروناست. دست در این فرآیند نقشی ندارد، ویال واکسن بعد از تزریق به داخل دستگاه انداخته شده و با فشردن پدال، عملیات پودر شدن ویال‌های خالی در 20ثانیه انجام می‌شود.
گل سرسبد افتخارات علمی هومن بخشی، کسب مدال طلای المپیاد جهانی نانو در سال2018 میلادی است. جایی که او با نخبگان این رشته در دنیا که از کشورهایی مثل آلمان، انگلستان، ایتالیا، کره جنوبی، مالزی، مکزیک و فیلیپین شرکت کرده بودند، رقابت می‌کند و با ساخت «دستگاه تصفیه پساب صنایع چرم» جایگاه نخست این جشنواره بزرگ علمی را برای خودش و تیم ملی نانوی ایران به ارمغان می‌آورد.
کوچه قائمی35 در محله بلال که نام شهید مجید یعقوبی‌ریاحی را بر خود دارد، بین اهالی به راسته فعالان فرهنگی معروف است. علاوه بر مجموعه‌های فرهنگی، خیلی از ساکنان نیز در این حوزه پویا هستند؛ ازجمله خانواده شهید احمد فلاحتی و حاج‌آقای محبی که هیچ‌وقت نگذاشته‌اند برنامه‌های مناسبتی لنگ بماند و اجرا نشود. یک قسمت از فضای کوچه برای اجرای این برنامه‌ها در نظر گرفته شده است که در مناسبت‌های خاص مثل عزاداری امام حسین(ع) و اعیاد صندلی چیده و مراسم برگزار می‌شود.
همیشه نگاهم رو به آسمان بود. مادرم اسمم را گذاشته بود سر به هوا! هر پرنده‌ای که عبور می‌کرد نگاهش می‌کردم و با خودم می‌گفتم کاش برای یک روز هم که شده بال‌هایش را به من قرض بدهد. بعد‌ها که بزرگ‌تر شدم و برای اولین بار با پدر و مادرم سوار هواپیما شدم همه چیز برایم جدی‌تر شد. از کنار شیشه هواپیما تکان نمی‌خوردم. محو آسمان و ابرهای پنبه‌ای زیرپایم شده بودم. همان لحظات باعث شد که فکر ساخت پهپاد بیفتد به جانم. اما اطلاعاتی ازساخت پهپاد و هواپیما نداشتم. تمام چیزی که داشتم یک کتاب کوچک جیبی بود که از نمایشگاه کتاب مدرسه خریده بودم در آن مقدمات آیرودینامیک به زبان ساده توضیح داده شده بود. هنوز هم آن کتاب را دارم. خلاصه به وسیله همان کتاب و چند تا تیر و تخته و موتور و ملخ اولین پهپاد زندگی‌ام را ساختم.
دختر مبتکر و خلاق محله امیریه برای ساخت دستگاه «خانه‌دار کوچک» تقریبا هیچ هزینه‌ای را متحمل نشده است، چراکه این دستگاه از لوازم بازیافتی تهیه شده و بسیار مقرون به صرفه است، او در این باره توضیح می‌دهد: یک مسواک کهنه، لوله جاروبرقی، آرمیچر کوچک از اسباب‌بازی‌هایی که دیگر قابل استفاده نیست، باتری و یک مقدار سیم، همه آن چیزی است که در ساخت «خانه‌دار کوچک» استفاده شده است.
نتیجه دلواپسی‌های محمدرضا صفری ساخت دستگاهی است که با نصب آن روی ماشین، تا 35 درصد در مصرف بنزین صرفه‌جویی شده است و آلودگی‌های ناشی از خودروها به طرز چشمگیری کاهش پیدا می‌کند. این اختراع او ثبت ملی و بین‌المللی شده و آزمایش‌های مربوط را با موفقیت پشت سر گذاشته است.
محمدرضا داوری، مخترع و فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد رشته شیمی پلیمر است او مؤلف چند مقاله خارجی و یک کتاب است جوان دهه هفتادی محله وحید طرح‌ها و ایده‌های زیادی را تا به حال به خودش به ثبت رسانده است. حضور هفت‌ساله در لیگ فوتبال و 4سال فوتسال حرفه‌ای را هم به این‌ها اضافه کنید. محمدرضا از دوران دبیرستان تدریس می‌کند و 6سال کنار پدرش زنبورداری کرده و به فوت‌وفن آن کاملا مسلط است.