جوانان مسجد امام حسن مجتبی(ع)، با درک ضرورت فعالیت فرهنگی و رسانهای در جنگ نرم، به اجتماعات این شبها پا گذاشتند.
محمد زرقانی، جانباز زمان انقلاب است. او در آن زمان سخنان امام را ضبط و شبانه بین مردم توزیع مینمود و در محله نوارفروشی میکرد. میگوید: دانشجویان میآمدند و از من خواستند صدتاصدتا برایشان نوار پر کنم.
غلامحسین غلامنیا خبرنگار قدیمی مشهد درباره نوشتن پیش از انقلاب میگوید: بر اساس سبک کوبیسم مینوشتیم، یعنی آنقدر حقیقت را بالا و پایین میکردیم تا هم خواننده بفهمد و هم برایمان دردسر درست نکند.
علیاکبر اسدی که خودش متولد روستایی در تربت حیدریه است، در دوران کاریاش به گزارشگر دهکده معروف شده بود.
آیندهای را برای خودم تصور میکنم که تلفیقی از اقتصاد و رسانه است. با خواندن کتابهای تخصصی اقتصاد فهمیدم که من آدم این کار هستم و میتوانم ایدههای مؤثری در این زمینه ارائه کرده و از ظرفیت رسانه برای حل مشکلات اقتصادی استفاده کنم.
سمتوسوی فعالیتهای مسجد قائم(عج) به تربیت نسلی غیور و آزاده معطوف است و هنوز هم ادامه دارد. این مسجد در سال 1336تأسیس شده است و کانون و پایگاه بسیجش طی سالهای اخیر مقامهای مهمی در سطح کشور به دست آورده است.
در حال حاضر نزدیک به 400کودک و نوجوان جذب برنامههای این مسجد شدهاند. باشگاه ورزشی، کتابخانه، استودیوی چندرسانهای، پایگاه بسیج خواهران و برادران از امکانات این مسجد است.
روزنامهنگاری مشهد را نباید مرهون هیچ عمل یا عاملی جز شخص «ادیبالممالک فراهانی» دانست. او که پیش از آمدنش به این دیار، در تبریز روزنامهنگار بوده و جریده «ادب» را منتشر میکرده است، این روزنامه را با خود به مشهد میآورد تا ارض اقدس پس از این، صاحب یک روزنامه شهری شود. ماجرا از این قرار است که ادیب چهلساله بوده است که برای رتقوفتق امور موقوفاتی خاندانش در مشهد راهی خراسان میشود اما این سفر او را پاگیر مشهد میکند، آنچنانکه حضورش در این شهر سه سال به درازا میکشد.
شهرآرامحله از همان بدو تولد تا به امروز با وجود هممحلهایهایش نفس میکشد. ارتباطی که اگر بریده شود دیگر شهرآرامحلهای هم وجود ندارد. صفحات هفتهنامه ما همیشه پر بوده از داستان زندگی آدمها. آنها هستند که به این صفحهها جان دادهاند. ورزشکارها، هنرمندها، مغازهدارها، پیرها و جوانها. هر آدمی داستان خودش را دارد. داستانی که باید شنیده و خوانده شود. در سالگرد انتشار روزنامه شهرآرا و ضمیمه هفتگی شهرآرامحله باز هم بهسراغ آدمها رفتیم. اینبار نور را روی زندگی ساکنانی از منطقه6 انداختیم که بیشتر در تاریکی پشت صحنه بودند.
متولد سال 1354 در دشت برچی ولایت کابل است. زینب سالهای کودکی را در کوچهپسکوچههای همین دشت پشت سر گذاشته است. سپس پدرش به مشهد میآید و سالهاست که ساکن اینجا هستند. از کلاس چهارم به بعد را در مشهد درس میخواند. تحصیلات تکمیلی خود را در دانشگاه فردوسی و در رشته زبان و ادبیات انگلیسی پشت سر میگذارد. بعد از آن در رادیو دَری با عنوان گوینده، نویسنده و تهیهکننده آغاز به کار میکند. از سالهای نوجوانی و دوران راهنمایی به فعالیت در رادیو علاقهمند میشود.
مردی که شصت سال در ورزش قلم زد و خودش هم ورزشکار بود و هم مربی. او بیتردید از قدمای کار در عرصه رسانه و ورزش است. مردی که بوکسور بود و همزمان در مجله هفتگی کیهانورزشی قلم میزد. بوکس چهره شاخص حضورش در میدان ورزش بود، اما در سایر رشتهها هم دستی بر آتش داشت. بسکتبال کار کرده بود و وزنه میزد. میدوید و پای تور والیبال میایستاد. منوچهر نقافی همین هفته پیش از مرز هشتادمین بهار زندگیاش عبور کرد.
غلامرضا عنایتی با وجود این که نزدیک به 7دهه از زندگی خویش را سپری کرده، همچنان به دنبال رتق و فتق امور محله است. او که مدت زمانی کوتاه در روزنامه کار خبرنگاری را انجام داده است، میگوید: معروفترین افرادی که با آنها مصاحبه کردم، عبدالعظیم ولیان، استاندار و نایب التولیه آستان قدس رضوی در سال1353، بود. من با ولیان و تعدادی دیگر از خبرنگاران در زلزله قوچان همسفر بودم، از آنجایی که مسیر روستاهای زلزلهزده بسیار صعبالعبور بوده، خودرو استاندار از کار افتاد و او بهاجبار سوار بر خودرو ژیان من شده و بازدید از مناطق زلزلهزده را انجام داد.
یکبار یکی از اعضای شورای اسلامی شهر در دوره چهارم در مصاحبه با خبرگزاری تسنیم اعلام کرد که فلانی بدترین شهردار مشهد در طول 40سال بعد از انقلاب بوده است! ما هم این خبر را با همین تیتر کار کردیم و خبرگزاریهای دیگر هم از روی دست ما این خبر را کار کردند. واقعا با این خبر شهر به هم ریخته بود. خبر دیگری هم داشتیم مبنی بر تعدیل نیروی یک از هتلهای بزرگ مشهد که حدود 200نیروی خود را از کار بیکار کرده بود، این خبر هم جنجالآفرین شد و کار به شکایت و شکایتکشی رسید.
«مریم بهروان»، یکی از تهیه کننده های ارشد صدای خراسان، است که بیست و چند سال در عرصه رادیو با این امکانات تلاش کرده و سال 76 تهیه کننده نمونه کشور شده است. او در نویسندگی، پژوهش، گویندگی، تهیه کنندگی، نمایش و اجرا در رادیو و تلویزیون کارنامه موفقی ارائه داده است. آنچه ما را پای صحبت او می نشاند، 2 برنامه محبوب رادیو است. برنامه «دیار اندیشه و هنر» و بعد از آن «مشاهیر خراسان» که به مدت 10سال روی آنتن می رفتند و هر ظهر جمعه طرفداران خود را پای رادیو می نشاندند.
سیدجواد طباطبایی یزدی درباره نحوه چاپ خبر و ارسال آن به دفتر کیهان تهران توضیح میدهد و از سختیهای ایجاد راههای ارتباط میگوید: خبر را که تهیه میکردیم اگر خیلی فوری بود آن را تلفنی برای دفتر تهران میخواندیم و آنها مینوشتند و اگر خبر فوریتی نداشت آن را مینوشتیم و سپس در پایان هر روز قدسنهری آن را به فرودگاه میبرد و پست میکرد. در آنجا هم افرادی از روزنامه بودند که بسته را تحویل میگرفتند.
چون سرعت انتقال خبر برایمان خیلی مهم بود و از طرفی در فضای رسانهای آن زمان به شدت وحدت، همگرایی و همپوشانی داشتیم، منطقه را تقسیمبندی کردیم، هر کدام به یک قسمتهایی رفتیم و قرار گذاشتیم ساعت مشخصی دور هم جمع شویم تا خبرها را بین یکدیگر رد و بدل کنیم. سپس هر کدام، تلفنی مجموع گزارشها را به اطلاع رسانه خودمان رساندیم.
در نتیجه گزارشهای ما 3نفر موجی از کمکهای مردمی راهی منطقه زلزله زده شد طوری که وقتی بعد از 40 روز، دوباره برای سرکشی رفتیم، مردم آنجا به شدت از ما استقبال کردند.
جوانان بهتر میتوانند زبان کودکان امروز را درک کنند و با همان زبان، متنی را بنویسند و جلوی دوربین بروند. ممکن است در نوشتار ضعیف باشند که این وظیفه ما قدیمیها است که آنها را از این جهت حمایت کنیم تا ضعفهای نگارشیشان برطرف شود و در نهایت نمایشی با تاثیرهای مثبت تربیتی و فرهنگی ساخته شود. محمود نادری معتقد است: هنرمند، بهویژه هنرمند کودک وظیفه دارد فرزند زمانه خودش باشد تا بتواند کاستیها را درک کند و متناسب با آنها برای کودکان به تولید اثر بپردازد.
موشن گرافیک در واقع ارائه طرحها و تصاویر ثابت گرافیکی در یک قالب متحرک است و به این ترتیب با یک ویدئوی جذاب، پیام و مفهوم مورد نظر به مخاطب انتقال داده میشود. مدیر بخش بینالملل یک مجموعه رسانهای موشنگرافیک را یکی از جذابترین ترندهای عصر فناوری میداند و میگوید: بیشترین کاربرد این رشته در صنعت تبلیغات و برندینگ است و با یک موشنگرافیک قوی میتوان تأثیر زیادی بر افزایش فروش داشت.
قدیم مثل الان نبود که تعداد رسانهها زیاد باشد. این مطلب از یک بابت خوب بود چون همان تعدادی که چاپ میشد گزارشهایی بود که ارزش خواندن داشت. الان که تعداد روزنامههای ورزشی زیاد شده است زردنویسی هم زیاد شده، البته این نکته مثبت را هم به همراه دارد که به دلیل فراهم شدن فضای نوشتن برای تعداد زیادی از افراد، استعدادهای خوبی شکوفا میشوند.