غیر از بچهها، بزرگترها هم بهدلیل وجود یک مسجد نیمهساز و مرکز تجاری کوچک در انتهای کوچه، در بیشتر اوقات گذرشان به اینجا میافتد. این معبر هم مانند بسیاری دیگر از کوچههای محله حجاب مجتمعهای مسکونی بزرگ دارد.
تقریبا از همان ابتدای کوچه علامت های هشدار به چشم می خورد، وجود سه مدرسه دولتی و دو مرکز آموزشی و یک مدرسه خصوصی باعث شده است تا علائم هشداردهنده، خط کشی ها و همچنین سرعت گیر در این کوچه زیاد باشد. سمت چپ با دیوارهای رنگ آمیزی شده مدارس شکل و شمایل فرهنگی دارد اما سمت راست خانه های ویلایی با متراژ کم و یک طبقه با بافت قدیمی دیده می شود که خانه های سازمانی مربوط به نیروی انتظامی است البته سال هاست که این خانه ها خالی از سکنه است.
محدثه مثل همیشه با ترس و لرز به سمت مدرسه می رود، اما این بار ماجرا فرق دارد. صدای سگ ها سبب می شود تا او بیشتر از قبل بترسد. همین که به خودش می آید و می خواهد بدود، پایش را می گیرند و او را می کشند، از آنجایی که حمله سگ ها در محله ابوذر برای همه پیش بینی شدنی است مردی که از آنجا می گذرد با دیدن این اتفاق با چوب درختی که روی زمین افتاده است، به سمتشان می دود و محدثه را از دست آن ها نجات می دهد.
سپس کمکش می کند تا به داخل مدرسه برود. بتول صادقی فر، مدیر دبیرستان حضرت معصومه(س) در محله ابوذر ، همان طور که این ماجرا را برایمان تعریف می کند می گوید: تصورش را بکنید که دانش آموز دوره ابتدایی باشد آن وقت چه اتفاقی می افتد
هر معبری داستان خودش را دارد اما سرگذشت بعضی کوچهها، شنیدنیتر است. کوچه شهید شیرودی2 یکی از همان گذرگاههای خاص است که 70، 80سال پیش تا چشم کار میکرد باغ توت و انگور بود و دیوارهای گلی و تک و توک خانههای ویلایی. اهالی آن هم بیشتر کشاورز و باغدار بودند و میوه بیشتر میوهفروشیهای شهر از همینجا تأمین میشد.اما حالا این کوچه آسفالت و جدولکشی شده است و شلوغی و ترافیکی آن که خودروهای گذری باعث و بانیاش هستند دست کمی از ترافیک معابر اصلی ندارد. وجود چهار مدرسه قدیمی و بنای جعفریه که روزگاری محل آمد و شد طلاب جوان بود آن را به کوچهای با سبک و سیاق آموزشی تبدیل کرده است.
کوچه بوکانی5 یکی از معبرهای فرعی خیابان پنجتن45 است. در میانه کوچه خانههای سازمانی شهرداری به چشم میآید که جریان استقرار ساکنان آن به ساخت طرح کمربند سبز مشهد (صدمتری شهیدبابانظر) در دهه 70 برمیگردد. مدیریتشهری آن زمان مجبور شد در عوض منازل مسکونی که در طرح قرار گرفتند، به مالکان جای اسکان بدهد و خانوادهها به این محدوده منتقل شدهاند. بافت فرسوده و قدیمی این کوچه و کوچههای همجوار ایجاب میکرد بهدلیل کمکردن خطرات احتمالی، خانه داوطلبان هلالاحمر(سال 1389) پا بگیرد.
کوچه شهید کلاهدوز 24/2 (شهید حمیدرضا مانی)، یکی ازکوچههای محله شهید کلاهدوز است. قدمت آن به 50سال پیش برمیگردد. آنزمان این کوچه تا چشم کار میکرده زمین خاکی بوده است. به مرور منازل ویلایی بزرگی در آن احداث شده و کوچه از 30سال پیش رونق گرفته است. یک سر این کوچه به خیابان شهید صادقی۳ و انتهای آن به خیابان شهید کلاهدوز۲۴ میرسد.
خیابان نکاح با تمام تغییر و تحولات ساختاری، هنوز اصالت و هویت خود را حفظ کرده است.
میان رفتوآمد پرهیاهوی خودروها و گذر شتابان رهگذران، جایی در دل نوین شهر الهیه دیده میشود که به «کوچه مدرسهها» شهرت دارد. کوچه رحمانیه ۱۷ برخی از مهمترین مراکز آموزشی منطقه ۱۲ را در میان گرفتهاست.
نگاه تاریخی به این کوچه چند نام را برجسته میکند که حاجابراهیم حمامدار و رجببهادر خیر نمونهای از آنهاست.
بیشاز یک قرن پیش رجببهادر در پایینخیابان زندگی میکرد و شهرتش نه بهدلیل ثروت، بلکه بیشتر برای خیربودن و نفوذش در دربار قاجاریان بود.
او برای امنیت بیشتر محله چند قراول(سرباز) استخدام کرده بود. بعد از فوتش روی زمینهای وقفیاش مردم مسجد ساختند و به یاد او نام این مسجد را قراولخانه گذاشتند. نام بعدی مسجد نیز امام سجاد(ع) است.
از میدان لاله تا انتهای بولوار لادن که به کوههای جنوبی ختم میشود، چند پایگاه اجتماعی مهم از اهالی محله گلدیس وجود دارد. اولین ساکنان این محدوده که در اوایل دهه60 زمینهای خود را از سازمان زمین شهری وقت تحویل گرفتند، کارکنان سازمان آب و فاضلاب مشهد بودند که بسیاری از آنها اکنون بازنشسته شده و خانههای خود را به آپارتمانهای چند طبقه تبدیل کردهاند.
محله مهدیآباد از سال ۱۳۸۶ وارد محدوده شهری شده است. این محله از پیوند دو روستای قدیمی این محدوده شکل گرفته و خیابان عباسآباد از محورهای اصلی محله، نام یکی از این دو روستاست.
قاسم هادیان حقیقی 77ساله و بزرگشده این محله است. محلهای که صد سالگیاش را پشت سر گذاشته است. پدر او شاطر حسین هم روزی روزگاری از ریشسفیدان اسم و رسمدار این خیابان بوده و در پنجراه پایین خیابان آردفروشی داشته است. هادیان قرار است با خاطرهگوییهایش ما را ببرد به سالهای دور، به روزهایی که خبری از همهمه و شلوغی پنجراه پایین خیابان و صدای بوق خودروها نبود.
کوچه شهیدصدوق۶ یکی از معابر فرعی خیابان بورس صنایع چوبی است، اداره پست یکی از ظرفیت های ویژه این کوچه است.
قلعه نکاح سالهاست تخریب شده و جایش را به بناهای رنگارنگ داده است. از مغازه گرفته تا ساختمانهای بلند مسکونی اما هنوز آثاری از قلعه نکا باقی است.
اینجا راسته قماشفروشیهاست. به هر سمت که سر میگردانی، انواع و اقسام پارچههای رنگی نگاهت را میدزدند. داخلی و خارجی بهخصوص چینی، افغانستانی،پاکستانی و هندی. حتی بیشتر کارگرها هم افغانستانی و پاکستانی هستند.
بازاریهای این بازار که از بازار عباسقلیخان منشأ گرفته اند، بیشتر کلیفروشاند و در معماری از آن محدوده خاصترند. تعدادی از مغازهها نقلی با سقف گنبدی هستند و ورودیهای کوچکی دارند. برخلاف خیلی از کاسبهای دور حرم، بازار قماش این کوچه در روزهای شهادت ائمهاطهار(ع) تعطیل است.
شهید فخرایی15 که قسمتی از بولوار فرهنگ، حدفاصل بولوار دانشجو تا بولوار شهید فخرایی را شامل میشود، معبری است که محل احداث ساختمانهای مختلفی است. اداره کل آموزش و پروش ناحیه۶، اداره کل نوسازی و تجهیز مدارس استان و انجمن رباتیک دانشآموزی استان بخشی از بناهای این معبر هستند. وجود این بناهای اداری و آموزشی همچنین سکونت عده زیادی از فرهنگیان که در دهه۷۰ در این مسیر ساکن شدهاند، معبری ساخته که رنگ و بوی فرهنگیان را دارد.
محمد درهشوری، مدیر داخلی خردسرای فردوسی درباره تاریخچه تشکیل این مؤسسه مردمی میگوید: سال84 دکتر محمدجعفر یاحقی که از استادان دانشگاه فردوسی است، در کتابخانه منزلش جلساتی با دوستداران ادبیات و فردوسیشناسان برگزار میکرد. پس از مدتی، خانواده مرحوم دکترحسن شهیدی، مطب دکتر را رایگان در اختیار این افراد گذاشتند تا دفتری رسمی داشته باشند. سال86 هم دکتر مینو منزلش را که مکان فعلی ماست، وقف خردسرا کرد تا بتوانیم فعالیتهایمان را توسعه دهیم.
یک سر خیابان بنبست مروارید بزرگراه امام علی(ع) است و سر دیگرش به بولوار شریعتی میرسد. اولین ساکنان این خیابان فرهنگیانی بودند که زمینهای خود را در اوایل دهه70 از شرکت تعاونی فرهنگیان تحویل گرفتند و بعد کمکم شروع به ساخت و ساز کردند و خانههای خود را به سبک ویلایی در این معبر ساختند. در دهه80 و 90 اما سرنوشت این خانهها نیز مانند بیشتر خانههای ویلایی منطقه شد.
دیدگاه لشکر یکی از خیابانهای قدیمی منطقه8 است که به معابر مهمی مانند بولوار ملکالشعرای بهار، ارشادالرضا، سردادور و ثامنالائمه متصل میشود، از پادگان تا میدان، در بین مردم به نام دیدگاه لشکر شناخته میشود. دلیل این نامگذاری نیز وجود دکل دیدهبانی در میدان بود، به گفته ساکنان قدیمی این خیابان، تانکها از همین مسیر عبور میکردند و رژه نیز از مقابل پادگان شروع شده و از دیدگاه لشکر به سمت خیابان بهار و سپس به سمت میدان شهدا و حرم میرفت.
اگر دنبال یکی از ظرفیتهای گردشگری منطقه هستید، کوچه شهیدعطا حسینی ۱۱ بهترین گزینه است، با حجرههایی پر از چوبهای جاروبافی و پدرهایی که هنوز نفسشان برای محله برکت است.