منطقه ۳  - صفحه 70

منطقه ۳ 

روستاهای دیروز، محله‌های امروز

منطقه ۳ به‌لحاظ تاریخی سابقه روستایی دارد. یعنی بسیاری از محله‌های امروز آن، در گذشته‌ای نه چندان دور روستا‌ بوده و حالا جزئی از شهر شده است. براین‌اساس، بخش زیادی از اراضی این محدوده را زمین‌های کشاورزی تشکیل می‌داده که به‌مرور زمان و با توسعه شهر، به کاربری‌های شهری تغییر یافته‌ است. محدوده منفصل قرقی که اسفند ۹۱ به محدوده شهری پیوست، یکی از جدیدترین الحاقات به این منطقه است. استقرار فضا‌های مهمی مانند ایستگاه راه‌آهن و سیلوی گندم از حدود سال ۱۳۴۰ را می‌توان نقطه عطف این منطقه برای تبدیل پهنه‌های روستایی به بافت شهری و افزایش جمعیت آن دانست. پس از انقلاب به‌دلیل شکل‌گیری شریان‌های مهم منطقه مانند محور گاز، رسالت، طبرسی و مجلسی، تحولات منطقه سرعت گرفت. آرامگاه و باغ‌موزه نادری و آرامگاه خواجه‌ربیع ازجمله مکان‌های هویتی و تاریخی منطقه ۳ است که جمع زیادی از گردشگران و زائران را راهی این منطقه می‌کند. در مساحت ۳۳۰۷ هکتاری شهرداری منطقه ۳ حدود ۴۱۷ هزار نفر زندگی می‌کنند.

 

یکی از بخش‌های مهم این اراضی تاریخی که می‌توان ردونشانی از آن را در اسناد قدیمی یافت، مزرعه قدیمی «باغو» است؛ مزرعه‌ای که امروز در محدوده «مهرمادر» و در شرق باغ‌مزار خواجه‌ربیع قرار دارد.
مادر وقتی فهمید تنها پسر و دو دخترش مشکل شنوایی دارند، اگرچه دنیا روی سرش آوار شد، فرش زیر پا و خودروشان را فروخت تا بچه‌هایش به‌جز معلولیت، هیچ محدودیت دیگری را حس نکنند.
یکی از موقوفه‌های منطقه سه که کمتر کسی از اهالی از آن خبر دارد، متعلق به زنده‌یاد حسین فروردین است. این موقوفه، دبستان هفتادساله‌ای است که چند نسل از فرزندان مشهدی در پشت نیمکت‌های آن نشسته‌اند.
یکی‌دو‌هفته پیش از آمدن شب یلدا، گوسفند را می‌کشتند و گوشتش را به‌عنوان آذوقه زمستان قورمه می‌کردند. من و خواهر و برادرهایم، دائم روزشماری می‌کردیم که شب چله زودتر بیاید.
۲۲ مرد، ۲۲ رزمنده، ۲۲ دلاور بسیجی از محدوده جمعیتی قرقی به عنوان نخستین بسیجی‌های خراسان بزرگ به رزم دشمن شتافتند که از این افراد نیمی شهید شدند و نیمی دیگر ماندند.
ابراهیم بهرامیان‌نسب، آزاده محله فاطمیه از خاطرات ۱۰ ساله اسارت همچون: شلاق خوردن از زندانبان‌های بعثی تا جدل با منافقان و مطالعه رمان‌های مطرح جهان می‌گوید.
احمد احمدی‌ناصری یا همان «باباناصری» پدر دوچرخه‌سواری استان بود که در محله راه‌آهن زندگی می‌کرد، او آرزو داشت وقتی درحال دوچرخه سواری است از دنیا برود و به آرزویش رسید.