مسجد - صفحه 4

شاید کمترکسی بداند که چهنو، پیش از آنکه بر معبری در محله سرشور باشد، اسم مزرعه‌ای بسیار قدیمی در سمت شرقی مشهد بوده است؛ مزرعه‌ای که نام آن را می‌توان در بسیاری از منابع قدیمی یافت.
سیدمحمدمهدی اسدی می‌گوید: مردم نگاه خاصی به بچه سید‌ها دارند. هرجایی می‌رویم، به خاطر لباس روحانیت و عمامه سیاه که من بر سر دارم، دیگران احترام ویژه‌ای به من می‌گذارند؛ در نماز جماعت تا وارد مسجد یا نمازخانه‌ای می‌شوم، لطف دارندو من را جلو می‌فرستند.
سال ۵۹ بود که مسجد حضرت فاطمه الزهرا(س) در خیابان دانش‌آموز با همت اهالی محل و با مساعدت‌های آیت‌الله میرحسینی کلنگش برزمین خورد.
حسین محمدی‌اول چهارده‌سال دارد و از چهار سال قبل، مکبر مسجد امام‌رضا (ع) در رباط‌طرق شده است.او به چند نفر از دوستان و بچه‌های محله که به مکبری علاقه‌ داشتند آموزش داده که چطور مکبر خوبی باشند.
حسین پورکویر، قاری ۴۳ ساله و شناخته‌شده‌ شهرمان، بهترین لحظه‌های زندگی‌اش را وقت‌هایی می‌داند که روحش با آیات الهی گره می‌خورد. او سه بار در محضر رهبر شهید تلاوت کرد.
از روز اول نوروز مردم پای کار آمدند و با حضور مقابل مسجدالرضا(ع) در محله احمدآباد جمعیت بیشتر شد. این مسجد در اجتماعات شبانه ایستگاه‌های متفاوتی برپا کرد تا پاسخگوی نیاز‌های مختلف مردم باشد.
اینجا خانه شمسی کاظمی، همسر شهید مهندس صفر روحی، است؛ خانه‌ای که در جنگ‌های تحمیلی، قرارگاه پشتیبانی محله کلاهدوز بوده و حالا چند سالی است به پایگاه اصلی گروه جهادی شهید روحی تبدیل شده است.
سال ۵۸ بود که با حس نیاز محله شهرک ابوذر به برگزاری نماز‌های جماعت، آستان قدس رضوی روی کار آمد و مسجدی هزار و ۷۰۰ متری در مرکز محله قد برافراشت که نامش را مسجد امام خمینی(ره) گذاشتند.
کانون تخصصی فرهنگی شهید ابوذر غفاری در بین بیش از ۴۰۰ کانون استان، مقام اول تهیه روزنامه‌دیواری را در اولین روز‌های آغاز به کارش به دست آورده بود و همین موضوع پلی شد برای پیشرفت‌های آینده.
سیدعلی حسینی نویسنده‌ای است که شاید زیاد شناخته شده‌نباشد، اما وقتی داستان‌هایش را می‌خوانید، ارتباط چشمگیری با ذهنتان برقرار کند. از داستان کوتاه «یه‌تکه‌نان» گرفته تا داستانک‌های «امتحانات».
سال‌هاست با یکدیگر هم محله‌ای‌اند و تفریحشان، تئاتر بازی کردن است. البته از همان ابتدا شاکی‌اند که چرا جایی برای تمرین ندارند؟! این جوانان فعال ساکن محله خواجه ربیع مشهد، حدود ۲ سال است در برخی جشن‌های محله‌ای، تئاتر اجرا می‌کنند.
سال‌هایی نه چندان دور، اهالی بولوار مهر مادر حس می‌کردند که در محله‌شان چیزی کم است؛ تا اینکه بیست و چند سال پیش این کمبود مرتفع شد و به دست اهالی، بنایی از نور معنویت در محله برپا شد به نام مسجدالرسول(ص).
بخشی از تاریخچه محله کشاورز با قلعه ساختمان گره خورده است. وجه تسمیه محله کشاورز، وجود زمین‌های کشاورزی آستان‌قدس رضوی در زمین‌های اطراف محله است و به همین‌دلیل خیابان مرکزی محله، کشاورز نامگذاری شده است.
غدیر ۲۰، معبری فرعی واقع در خیابان وکیل‌آباد‌۶۱ است؛ مسیری که به کوچه موقوفات مرحوم حاجی‌زرگر معروف است. بنا‌های ساخته‌شده در این کوچه، زمانی، بخشی از باغ بزرگ حاج‌رضا مجاور زرگر، خیّر نام‌آشنای محله شریف، بوده است.
هنوز رد باغ‌ها و زمین‌های کشاورزی به ویژه در محدوده مرکزی و شمال محله پورسینا به چشم می‌خورد. جوی آبی که از سمت قلعه‌ساختمان به «طرخ بازه‌شیخ» در این محله می‌ریخت، زمین‌های اطراف را سیراب می‌کرد.
حاج اسماعیل اصلمند، مردی است که یادگیری قرآن را در یک خانه قدیمی کوچه چهنو آغاز کرده است. او با صدای تلاوت مادربزرگش، شیفته آیات کتاب خدا شد و بعد‌ها با همان روش‌های دل‌نشین مادربزرگش، آموزش قرآن را زنده نگه داشت.
مسجد بنی‌هاشم(ع) یکی از معدود مکان‌هایی است که برای کودکان و نوجوانان این محدوده برنامه آموزشی و جلسات قرآن‌خوانی منظم دارد. همین برنامه هفتگی باعث شده مسجد به پاتوقی گرم اهالی تبدیل شود.
ساکنان قدمت مسجد ابوالفضلی مهرآباد را حداقل ۱۰۰ سال عنوان می‌کنند.محمد طلوع یکی از اعضای هیئت امنای مسجد می‌گوید: آنگونه که پدران ما می‌گفتند که در ابتدا خانه گنبدی در محل فعلی مسجد قرار داشت.
این روز‌ها بیشتر از غذا، درس و مشق روی میزهای رستوران حسین بیابانی جریان دارد. او می‌گوید وقتی متوجه تعطیلی مدارس شده، تصمیم گرفته فضای کارش را در‌اختیار بچه‌ها بگذارد.
وقتی پا به کوچه شهید‌یوسف‌زاده ۵/ ۶ می‌گذاری، محو تماشای سرسبزی و درختان تنومند آن می‌شوی. این محدوده در گذشته با نام شهرک آزادی بین مردم معروف بوده است، اما از دهه‌۹۰ به محله مهر مادر پیوست.