شطرنج

روشا اکبری، نخستین‌بار زمانی که تنها هشت سال داشت، تصویرش به‌عنوان قهرمان و نابغه تازه شطرنج ایران در رسانه‌ها منتشر شد. مسیری که از رؤیای قهرمانی در ایران آغاز شده بود، هشت سال بعد به قهرمانی جهان ختم شد.
خانه شطرنج پارک لاله را بیشتر ساکنان منطقه ۹ دیده‌اند و اگر دیوار‌های شطرنجی آبی رنگش را ندیده‌باشند وصف آن را از اطرافیان شنیده‌اند. حدود دو سالی است که این مکان به عنوان نخستین خانه شطرنج در فضای پارکی احداث شده است.
ابوالفضل اشتری که مدیر یک مدرسه راهنمایی است ورزش را به جزئی جدایی‌ناپذیر از زندگی خود تبدیل کرده، در سه رشته تنیس روی میز، شطرنج و کشتی سابقه فعالیت دارد.
ملیحه صفایی باید برای رفتن به کلاسش در سالن مهران، مسیری طولانی را طی کند و اگرچه بخشی از این مسیر برای تردد نابینایان مناسب سازی شده است، اما در ادامه مسیر، امکان پیاده روی برای افراد معمولی هم سخت است، چه برسد برای نابینایان!
سبحان معینی‌مجد قهرمان ورزشی محله سرافرازان هیجان کودکی‌اش را در نبرد مهره‌های شطرنج آزاد می‌کند.
امیرحسین عبدالله آبادی کودکی هشت ساله است که در رشته شطرنج موفقیت‌های زیادی به دست آورده از قهرمانی کشور تا درجه استاد بین‌المللی.
حدیث ارژنگی دختری آرام و منظم است که قبل از هفت‌سالگی شیفته شطرنج شده و این ورزش را بیشتر از هرچیز دیگری دوست دارد. او اهل مطالعه است و شاهنامه می‌خواند.
ملیحه صفایی، بانوی ملی پوش مشهدی، با کسب ۴ مدال در مسابقات شطرنج، طلایی‌ترین عضو کاروان «فرزندان ایران» در بازی‌های پاراآسیایی هانگژو شد.
آرمیکا مهربان دوازده سال بیشتر ندارد، اما با همین سن کم توانسته است بیش‌از بیست مدال طلا و نقره و حکم قهرمانی در کارنامه ورزشی خود ثبت کند.
هستی شریف، نوجوان محله کوی دکترا، در مسابقات کشوری که اخیرا در تهران برگزار شد، موفق به کسب مقام دوم این مسابقات شده است.
عاطفه تقوی در مسابقات آسیایی سال ۹۷ جاکارتا در اولین تجربه ملی پوشی، سه مدال طلا را به گردن آویخت. آروز دارد روزی شطرنج وارد المپیک شود تا طلای پنج حلقه آن مسابقات را کنار مدال هایش بیاویزد.
سلما همتیان بعد از حضور درخشان در مسابقات شطرنج استان و کشور در سال‌۱۴۰۱ طعم حضور و قهرمانی در مسابقات بین‌المللی شطرنج اندونزی را چشید.
هر روز از حدود ۱۰‌صبح تا ۱۰‌شب، علاقه‌مندان به شطرنج به پارک ملت می‌آیند و بعد از مدتی بازی، برخی می‌روند و باز افراد دیگری جای آن‌ها را می‌گیرند؛ به‌طوری‌که هیچ وقت این مکان را خالی نمی‌بینید.
روایت های کوتاهی که در ادامه می خوانید، برش هایی کوچک از حس و حال خوب نوجوان هایی است که با کمک خانواده، راه خود را در زندگی پیدا کرده اند. سردرگم نیستند؛ چون فهمیده اند از زندگی چه می خواهند و باید به دنبال چه باشند. روز آن ها و همه کسانی که در حال سپری کردن این سال های سرنوشت ساز و اثرگذار هستند، مبارک!
این ورزش بر درس و زندگی النا کامران‌نیا تأثیر بسزایی داشته است. این نوجوان باانگیزه توضیح می‌دهد: شطرنج گرچه بازی آرامی است، استرس و هیجان دارد و حس رقابت‌کردن در فرد ایجاد می‌کند. هم استرس دارد و هم خوشی، هم برد است و هم باخت. با این حال از باخت‌ها درس می‌گیرم و به آن بیشتر به عنوان تجربه نگاه می‌کنم. به‌دلیل شطرنج در مدرسه و در زندگی موفق هستم.آموخته‌ام زندگی هم مانند شطرنج است، برد و باخت دارد. برای آنکه چیزی را به دست آوری باید تلاش کنی.
5 یا 6ساله بودم که به همراه چند نفر از دخترهای هم‌سن وسالم در کوچه مشغول بازی بودیم. خطی کشیده بودیم و با سنگ بازی می‌کردیم. زمانی که نوبت من رسید لی‌لی کنان از داخل صفحه شطرنجی خط‌کشی شده عبور کردم. حالا باید سنگی را برمی‌داشتم و از پشت سر به داخل این خطوط شطرنجی می‌انداختم. اما زمانی که خم شدم تا سنگ را بردارم، دیدم دستی ندارم، هرکاری که کردم نتوانستم سنگ صاف سفید را با تنها انگشت دستم بردارم. احساسی از شرم و ناتوانی تمام وجودم را فراگرفت. با حالت گریه داخل خانه رفتم و در گوشه‌ای از اتاق خانه کز کرده و گریه می‌کردم.
وقتی که من نمازم را شروع کردم خادم مسجد از داخل آبدارخانه نوشته پشت لباس من را خوانده بود. نماز را که خواندم دیدم کسی بالای منبر رفت و بلندگو را در دست گرفت و شروع به چاوشی خواندن کرد؛ هر که دارد هوس کرببلا بسم‌ا...،هر که دارد سر سودای خدا بسم‌ا... اهالی آمدند، دستم را گرفتند و مرا بالای مسجد نشاندند. سفره پهن کردند و غذایی دور هم خوردیم. التماس دعا گفتند و... آخر شب که شد هر کسی دست من را می‌کشید که به خانه خودش ببرد، گفتم نه یا در مسجد به من جا بدهید یا بیرون از اینجا اردو می‌زنم.
مسعود هدایت، جوان روشندل از پانزده سالگی فهمید زندگی حتی بدون دیدن قشنگی‌های دنیا می‌تواند زیبا باشد. از دامن افسردگی ناشی از معلولیت بیرون آمد و روی پای خودش ایستاد. درس خواند، ورزش کرد، مدال آورد و وارد بازار کار شد تا به همه ثابت کند که تسلیم هیچ محدودیتی نمی‌شود.
شهریار با ورزش کردن سعی کرده «دیابت» را مغلوب کند. او غیر از شطرنج، پای ثابت مسابقات مچ‌اندازی و پرس‌سینه هم هست و عنوان‌های زیادی نیز در این رشته‌ها به دست آورده است.
علی نقوی‌مندی، قهرمان شطرنج نابینایان کشور، با اعتماد به نفسی که دارد به زندگی‌اش روشنایی داده است