جشنواره - صفحه 10

محمد حنیف‌پور، استاد فلسفه، روان‌شناس و پژوهشگر مسائل اجتماعی ساکن محله جاهدشهر است. او بیش از 3دهه سابقه تدرس روانشناسی مدرن در مراکز آموزش عالی کشور را دارد و تاکنون 4کتاب و 22 مقاله بین‌المللی را در زمینه فلسفه اسلامی به رشته تحریر درآورده است. او در مقاطعی عهده‌دار سمت‌هایی همچون بخشدار داورزن، معاون فرماندار تربت جام و درگز و معاون مدیرکل امور اجتماعی، انتخابات و تقسیمات کشوری استانداری خراسان بوده و تاسیس 10 شهرستان جدید، برگزاری بزرگ‌ترین جشنواره توانمندی‌های شهرستان‌های خراسان و راه‌اندازی و تأسیس ۳۰۰ تشکل غیردولتی و سمن‌ها از جمله خدمات محمد حنیف‌پور در ارگان‌های دولتی است.
علیرضا اسدی 15سال است که در محله رسالت سکونت دارد و شناخت خوبی از منطقه به دست آورده است. او درباره هنر نمایش در این منطقه می‌گوید: بیشتر ساکنان این منطقه کارمند هستند و جمعیت جوان این محدوده زیاد است و استعدادهای بالقوه‌ای در منطقه وجود دارد. اما قاسم‌آباد برای بالفعل‌کردن این استعدادها نیاز به حمایت‌های دولتی دارد. در مدت سکونتم با فرهنگ‌سراهای مختلف این منطقه فعالیت داشتم. اما امکانات آن‌ها برای اجرا و تمرین نمایش محدود است و نیاز به بازبینی در ساختار آن‌ها احساس می‌شود. در صورتی که امکانات تئاتر در این منطقه مهیا شود استعدادهای درخشانی را به تئاتر شهر معرفی می‌کند. مطمئن هستم اگر سالن تئاتری اینجا افتتاح شود هر شب چراغ آن روشن می‌ماند.
الهه قاسمی‌نژاد، متولد سال ۱۳۶۶، اهل شیروان و کارشناس رشته بیهوشی بوده و از دوره دبیرستان به همراه خواهر دوقلویش (الهام قاسمی‌نژاد) با جشنواره خوارزمی و بحث اختراعات آشنا شده است. وی از سال ۱۳۸۶ به‌طور رسمی عضو کانون مخترعان ایران است که دفتر آن در محله وکیل‌آباد واقع شده است. الهه قاسمی‌نژاد تاکنون سه اختراع ثبت‌شده دارد، مدال نقره مسابقات بین‌المللی اختراعات سال ۲۰۱۱ لهستان را از آن خود کرده و یک‌بار هم به‌عنوان جوان برتر استان خراسان رضوی برگزیده شده است.
ایلیا خندان‌دل متولد سال90 است. کمتر از دو سال داشته که نام تمام حیوانات را به زبان می‌آورده و از سه‌سالگی با علاقه به دایناسورها درباره دنیای آن‌ها اطلاعات به دست می‌آورد. هوش او به‌گونه‌ای بوده که در شش‌سالگی با شرکت در یک آزمون می‌تواند در کلاس‌های خلاقانه یک مجموعه که شرکت‌کنندگان بالای 7سال را می‌پذیرد شرکت کند. او با ایده‌های بسیارش دوست دارد در آینده در حوزه اختراعات و کارآفرینی گام بردارد.
نگار جاوید می‌گوید: از دوازده‌سالگی طراحی و نقاشی را در زمینه‌های سیاه‌قلم و رنگ روغن کار می‌کردم که فکر می‌کنم در علاقه‌مندشدنم به طراحی لباس بی‌تأثیر نبود. من به طراحی لباس علاقه دارم و بیشتر طراحی‌های من برای پوشش اجتماع و لباس بیرون است. سعی می‌کنم طرح‌هایی بکشم که هم نو باشند، هم مطابق عرف جامعه. برای اینکه بتوانم این هماهنگی را ایجاد کنم، با تمرین زیاد و دنبال‌کردن فضاهای طراحی سعی می‌کنم نگاه و ذهنم را تقویت کنم.
سال‌هاست که در عرصه روزنامه‌نگاری، پژوهش، نمایشنامه‌نویسی و کارگردانی تئاتر فعال است و آثار فاخر زیادی را از خود به یادگار گذاشته است، سیدجواد اشکذری از اولین خبرنگارانی است که بومی‌نویسی و معرفی هنرمندان مشهدی و خراسانی به ویژه در عرصه تئاتر را با قلم شیوای خودش به تحریر درآورده است. وی همچنین نمایشنامه‌های متعددی را نوشته، کارگردانی تئاتر کرده و در تعدادی از این آثار هنری نقش بازیگری و عروسک‌گردانی را ایفا کرده است. برخی از این نمایشنامه‌ها دارای چنان درجه‌ای از پختگی، معنا و مفهوم  است که هنوز بعد از گذشت سال‌ها، بارها و بارها بازسازی و به نمایش درآمده‌اند. قلم، همدم و مونس شب‌ها و روزهای جواد است و از او به صورت فردی و جمعی 24 کتاب از جمله «بربسیط بارش مهتاب»، «تئاتر +10»، «آقای صدای خاطره انگیز»، «فواره و عبور»، «آه و ماه» و... برجای مانده است.
پنجشنبه هجدهم آذر بوستان گل‌آرا در محله امیرالمؤمنین(ع) میزبان جشنواره بادبادک‌ها بود و هم‌زمان مراسمی نیز برای بزرگداشت روز پرستار در این مکان برگزار شد؛ برنامه‌ای که باعث شد بسیاری خانواده‌ها و کودکانشان لحظات شاد و مفرحی داشته باشند. این برنامه با همکاری شهرداری منطقه5، فرهنگ‌سرای بهرمان، دفتر توسعه محله شهیدآوینی و نیزه، دفتر توسعه محله ثامن و امیرالمؤمنین(ع)، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، خانه کودک، مدرسه خودگردان امام زمان(عج) و شهربازی ملل برگزار شد.
از سال94 تا 97 کانون پرورش فکری کودک و نوجوان او را به عنوان نخبه کتاب‌خوان کشور معرفی کرده است. غزل خاکسار طی این سه سال درمجموع 667کتاب خوانده است. در خانواده‌ای اهل مطالعه بزرگ شده است. مقام اول استانی در رشته پژوهش جشنواره نوجوان خوارزمی سال‌های 98 و99 و رتبه دوم استان در رشته سفالگریِ سی و نهمین مسابقات فرهنگی و هنری دانش‌آموزان فردا) در سال تحصیلی 1399-1400 از دیگر موفقیت‌های این نوجوان نخبه است.
6سال پیاپی کسب معدل20 کار سختی است اما به دست آوردن عنوان پرکارترین دانش‌آموز استان باید چیزی بیشتر از شرط معدل باشد. او با لبخند می‌گوید: در هر مسابقه‌ای که برگزار می‌شد شرکت می‌کردم. یعنی غیر از اینکه درس‌هایم را طوری می‌خواندم که نمره‌هایم همه 20 باشد هر مسابقه یا برنامه غیردرسی هم که در مدرسه برگزار می‌شد شرکت می‌کردم. هر روز در نماز جماعت حضور داشتم و فرمانده بسیج مدرسه هم بودم. در مسابقه احکام و کتاب‌خوانی هم چندین‌بار رتبه آوردم. قبل از دوره دبیرستان هم در المپیادهای مختلف رتبه‌های زیادی آورده بودم.
افرا اردکانی می‌گوید: قرارگرفتن با ملیت‌های مختلف در یک موقعیت مشترک برایم حس و حال خوب و تجربه خاصی به همراه داشت زیرا موسیقی یک زبان بین‌المللی است و می‌توان بدون بیان کلمه‌ای آن را به دیگران منتقل کرد. پس از آنکه به ایران بازگشتم، کلاس نهم بودم که در جشنواره دانش‌آموزی خوارزمی در رشته پیانو شرکت کردم و رتبه دوم ناحیه را به دست آوردم. سال دهم نیز دوباره در جشنواره دانش‌آموزی خوارزمی شرکت کرده و این بار موفق به کسب رتبه یک ناحیه و رتبه سوم استان شدم.
به نظر من یک هنرمند باید جست‌وجوگر باشد و از امتحان‌کردن چیزی ترس نداشته باشد. این روحیه جنگجوبودن بسیار زیباست. اگر فردی بخواهد وارد این حیطه شود باید تمام این موارد را در نظر بگیرد و واقع‌بین باشد. هنر چیزی نیست که شما برای آن یک‌سال زحمت بکشید و سپس به شما محصول بدهد. بلکه مانند بذری است که باید برای آن سال‌ها تلاش و رسیدگی کنی. درست مانند یک درخت بامبو است که نه‌تنها در سال اول به درخت سبز نمی‌رسی، بلکه باید 5سال برای آن انتظار بکشی و صبر کنی.
عسل رضایی و حانیه حیرانی 2نوجوان خوش‌فکری هستند که در کنار درس خواندن به فکر کاربردی شدن علومی هستند که یاد گرفته‌اند. آن‌ها وقتی متوجه شدند که ابزار علمی مانند آناتومی بدن گران‌قیمت هستند و تهیه آن‌ برای همه مقدور نیست به فکر افتادند تا با راه‌های ارزان و آسان امکان تهیه این ابزار علمی را برای همه فراهم کنند. به همین دلیل تحقیق را شروع کردند و متوجه شدند می‌توانند قالب قسمت‌های مختلف آناتومی بدن مانند قلب را با موادی مانند سیلیکون بسازند که هم ارزان‌قیمت است و هم تنوع رنگ دارد.
نیکتا فکور و عارفه افتاده دانش‌آموز کلاس هشتم مدرسه آرمینه مصلی‌نژاد هستند و در رشته طراحی و ساخت جشنواره خوارزمی در اردیبهشت امسال موفق به کسب رتبه برتر استانی شده‌اند. وقتی از این 2نوجوان درباره نوع کارکرد وسیله ساخته‌شده می‌پرسم، نیکتا توضیح می‌دهد: محصولی ساخته‌ایم که علمی‌آموزشی است و درباره سنگ‌ها اطلاعات زیادی را در اختیار ما می‌گذارد. این محصول با رزین در قالب سیلیکونی ساخته شده است. ما برای ساخت این محصول کار با اشکال حجمی را شروع کردیم و 3سال وقت گذاشتیم.
از نسل سوم مهاجران افغانستانی ساکن در ایران است. او و پدرش هر دو متولد این آب و خاک هستند. حدود 25سال سن دارد و تقریبا در بیشتر برنامه‌های مختص مهاجران در کسوت تصویربردار حضور دارد. او از زمان دیپلم به بعد تصویربرداری را به عنوان شغلش انتخاب کرده اما سودای کارگردانی در سر دارد. 5سالی می‌شود که فیلم کوتاه و مستند می‌سازد و در این مسیر توانسته افتخارات زیادی کسب کند. فیلم کوتاه «زنگ بی‌صدا» به کارگردانی و تهیه‌کنندگی محمد مهدی احمدی به‌تازگی در جشنواره مشترک وزارت نیرو و یونسکو مقام سوم را به دست آورده است.
توصیه‌ امیر ماماغانی، نوجوان موفق محله احمدآباد به هم‌سن و سالان خودش این است که هیچ وقت نباید موهبت خدا را دست‌کم گرفت و ذره‌ای از کمک خدا ناامید شد: من پیش از این خیلی ناامید بودم و فکر نمی‌کردم که بتوانم با کتابم در جشنواره خوارزمی ثبت‌نام کنم و به این موقعیتی که اکنون دارم برسم اما خدا خواست و توانستم این مسیر را بروم.
تقریبا یک‌سال می‌شود که زندگی برای هلیا 14ساله تغییرات زیادی کرده است. او سال تحصیلی گذشته را با یک فرق اساسی نسبت به سال‌های قبل‌ترش به پایان رساند: بالأخره توانست در مسابقات خوارزمی که همیشه آرزویش را داشت، شرکت کند و در سطح آموزشگاه‌های ناحیه4 آموزش و پرورش مشهد رتبه دوم گروهی را در رشته علوم آزمایشگاهی به دست بیاورد. او حالا امید زیادی دارد که امسال هم بتواند در این مسابقات شرکت کند و با کسب رتبه اول به مرحله استانی راه یابد.
گل سرسبد افتخارات علمی هومن بخشی، کسب مدال طلای المپیاد جهانی نانو در سال2018 میلادی است. جایی که او با نخبگان این رشته در دنیا که از کشورهایی مثل آلمان، انگلستان، ایتالیا، کره جنوبی، مالزی، مکزیک و فیلیپین شرکت کرده بودند، رقابت می‌کند و با ساخت «دستگاه تصفیه پساب صنایع چرم» جایگاه نخست این جشنواره بزرگ علمی را برای خودش و تیم ملی نانوی ایران به ارمغان می‌آورد.
اسلام زاده در این مستند، زندان های زیرزمینی و خوفناک طالبان را به تصویر می کشد. او با اینکه تجربه حضور در مناطق بحرانی افغانستان را داشته است، می گوید: منطقه ای که رفتیم و از آنجا فیلم گرفتیم، به نظرم منطقه ای نفرین شده بود. یکی از بدترین روزهای زندگی ام را در آنجا گذراندم چون اضطراب کشته شدن داشتم. سی وچند روز از اقامتمان گذشته بود و نیروهای طالبان در گفت و گوهای تلفنی شان درباره ما صحبت می کردند و شرایط برای من و تصویربردارم دشوار شده بود.
زمانی که در حال تصمیم‌گیری برای کار هنری‌ام بودم دوست داشتم اثری به تصویر بکشم که تاکنون از سوی دیگر هنرمندان کار نشده باشد و حس و حال معنوی خوبی به بیننده منتقل کند بنابراین سر در مسجد گوهرشاد را انتخاب کردم. البته سختی‌های خودش را هم داشت و کشیدن سر دری به آن عظمت در کاغذی 35 در50 سانتی متری کار ساده‌ای نبود اما امام رضا(ع) کمکم کرد و توانستم طرح را به درستی به تصویر بکشم.
تف کوره آجرپزی، ملال قالب زدن هر روزه آجرها، دستان پینه بسته ستایش 8ساله، موهای کبره بسته و شانه نکرده کوثر، چهره تکیده پدر... خلاصه زندگی خانواده فضل‌احمد رستمی را می‌توان در همین چند جمله کوتاه خلاصه کرد. خانواده‌ای که در میانه آشوب زندگی می‌کنند باوجوداین اما همسایه ساده‌ترین خوشی‌ها هستند. این را وقتی می‌فهمم که مهمان خانواده آن‌ها می‌شوم در حالی که یک روز سختِ کار در کوره را از سر گذرانده‌اند. ستایش لیوان آب خنکی به دست پدر می‌دهد، فضل‌احمد عرق پیشانی‌اش را با عرق‌چین چروکیده توی جیبش پاک می‌کند، یکی از دوتارهای آویزان به دیوار را برمی‌دارد و با سرانگشتان زخمی‌اش زخمه بر تارهای آن می‌زند.