کوچه های مشهد - صفحه 75

یوسفیه 9 محوری‌ترین کوچه راسته یوسفیه است. قدیمی‌های اینجا که برای بزرگ مالکان محدوده قاسم‌آباد زراعت می‌کردند هنوز باغ های میوه و قنات قدیمی قاسم آباد را به یاد دارند. بعدها، تعاونی نهضت سوادآموزی زمین‌ها را به قطعات 200 متری تقسیم و هر قطعه را به ۲نفر واگذار کرد. با افزایش تقاضا، تقسیم زمین‌ها به واحدهای کوچک‌تر تا آنجا پیش رفت که واحدهایی با متراژ حتی 30 متر هم در این محله ساخته شد.
خیابان رازی غربی یکی از قدیمی‌ترین و پرترددترین معابر محله جنت به شمار می‌آید. این خیابان از میدان امام رضا(ع) آغاز و در میدان ده‌دی خاتمه پیدا می‌کند. شکل‌گیری این خیابان و ساخت منازل مسکونی در آن به وقوع سیل و سرریز آب از کال قره‌خان در دهه30 بازمی‌گردد.
حمام ساعت نداشت و خیلی‌ها بدون اینکه برایشان اهمیتی داشته باشد تمام ساعات روز را در حمام می‌ماندند، اما سال‌ها بعد وقتی پدرم به رحمت خدا رفته بود، بعضی آمدند و گفتند از ما راضی باشید که گاهی آب بیشتری استفاده کردیم و حواسمان نبوده که هزینه آن را پرداخت کنیم.
اگر ارباب می‌دید زمین زراعی‌اش محصول خوبی داده است، دهقانش را تشویق می‌کرد و در بیشتر مواقع یک کت و شلوار به او پاداش می‌داد یا اگر ارباب در روستا دور می‌زد و می‌دید تعداد آفتاب‌نشین‌ها زیاد است، عصبانی می‌شد، به ویژه که اگر جوان‌ها بین آفتاب‌نشین‌ها بودند حتما صدایش در می‌آمد و می‌پرسید فلانی چرا بیکاری و سرکار نرفته‌ای؟ اگر بهانه می‌آورد که حتما ارباب تنبیهش می‌کرد، اما دیده بودم که جوان بیکار می‌گفت بیمارم و نتوانسته‌ام سرکار بروم. ارباب می‌گفت چرا نگفتی کدخدا تو را دکتر ببرد. فوری دستور می‌داد جوان را به شهر ببرند و حتما به بیماری‌اش رسیدگی شود.
ورودی به نسبت بزرگ این غار پر از پروانه‌های سیاه و سفید است که از گرمای شدید تابستان به اینجا پناه آورده‌اند. نکته جالب نسیم خنکی است که در قسمت ابتدایی غار هوای مطبوعی را ایجاد کرده است. از ورودی تقریبا کوتاه و مسقف آن که عبور می‌کنیم، به فضایی بزرگ و روباز با گنجایش حدود ۲۰ نفر می‌رسیم که فضایی مناسب برای تفریح و طبیعت‌گردی به شمار می‌رود. بارندگی‌های خوب دو سال گذشته باعث روییدن چند نهال کوچک و چندین نوع گیاه کوهی هم شده که زیبایی این غار سنگی را دوچندان کرده است.
ده‌متری سلمان (شهید علیمردانی35) یکی از اصلی‌ترین و قدیمی‌ترین کوچه‌های محله کوی سلمان است. این محله نام خود را از این کوچه که در مرکز آن قرار دارد وام گرفته است. در گذشته‌های دور و سال‌های پیش از انقلاب اسلامی این کوچه در روستای حسین‌آباد کرمانی‌ها قرار داشته و به زمین‌های موقوفی میرزای ناظر ختم می‌شده است. در حال حاضر اینجا بین خیابان شهید علیمردانی و خیابان میرزا کوچک خان8 قرار دارد.
همسایه‌ای داشتیم که اعتقادی به امام و انقلاب نداشت، اما دو پسر انقلابی داشت. پسرهایش برای کمک به مجروحان انقلاب، خون می‌دادند، اما از ترس، به مادرشان حرفی نمی‌زدند. آن دو به خانه ما می‌آمدند و از من می‌خواستند برایشان غذایی درست کنم تا جلوی ضعفشان گرفته شود. آن خانم همسایه که به انقلاب اعتقادی نداشت حالا خیلی تغییر کرده و مادر دو شهید است.از همان اول از شاه و نظام شاهنشاهی‌اش دل خوشی نداشتم حتی در فعالیت‌های انقلابی به همسرم کمک می‌کردم.
پنجتن91 یکی از کوچه‌های عریض محله پنج‌تن آل‌عبا(التیمور) است. نقل است شعبه نفت در ابتدای این کوچه قرار داشته. صف‌های طولانی و بلند در زمستان‌ها خاطره‌ای است که قدیمی‌های ساکن محله دارند؛ اینکه با گالن و کوپن به دست در صف می‌ایستادند. علت دیگری که برای عریض‌بودن آن گفته می‌شود، این است که بیشتر معتمدان محله التیمور ساکن این کوچه بوده‌اند و خانه‌هایشان محل بررسی و رفع اختلافات بوده است.
سال ۱۳۰۷ و در پی چند سال کم‌آبی و بی‌آبی شهرِ مشهد، با دستور محمد، ولی خان اسدی که آن زمان نایب‌التولیه آستان قدس رضوی بود، مقرر شد تا چند رشته قنات در مسیر قوچان و چناران به مشهد که اطمینان داشتند پُرآب است، حفر کنند تا آب شهر مشهد و کشاورزان تأمین شود. در آن سال ۵ رشته قنات در این راه حفر شد و اتصال آن‌ها به هم، نهری را به وجود آورد که، چون از روستای گناباد در نزدیکی چناران آغاز می‌شد، اسمش را گذاشتند نهرگناباد. نهری که بخش اعظم آن از دلِ قاسم‌آباد عبور می‌کرد.
در سال‌های ۵۹ و ۶۰ که سنگ‌بنای «متل پامچال» گذاشته شد، وکیل‌آباد خارج شهر محسوب می‌شد و به همین خاطر نامش را گذاشتند متل؛ درست مانند «متل توریست توس» که زمانی خارج از شهر بود.اگر از اهالی قدیمی اقبال لاهوری بپرسید به طور حتم این هتل و کافی‌شاپ را به خاطر دارند. حتی برخی اهالی که دهه ۷۰ ساکن این محله بودند، این خیابان را با نام همین متل، یعنی خیابان پامچال می‌شناختند. سال‌ها بعد که شهرداری برای نام‌گذاری این خیابان اقدام کرد، آن را اقبال لاهوری نام‌گذاری کردند. متل سال‌هاست که تعطیل است و دیگر هیچ رفت‌وآمدی مانند سابق ندارد.
کوچه انفرادی4 از سال59 همراه محله مطهری آرام آرام شکل گرفت. تا سال82 مانند تمامی کوچه‌های هم‌جوار جزو محدوده روستایی بود. از همین روستا که امکانات خاصی نداشت 4رزمنده در زمان جنگ به جبهه رفتند. حاج تقی کرمانی که جانباز جنگ تحمیلی است، حاج محمد غفوری، ابراهیم کرمانی و سید محمد هاشمی از رزمندگان ساکن همین کوچه هستند. این معبر منازل ویلایی دارد و همسایه‌ها همدیگر را خوب می‌شناسند. سراغ هر کدامشان را که بگیری همسایه کناری خبر دارد حالش چطور است کجا رفته و کی برمی‌گردد.
کوچه شهید فدایی یا شهید دایی51 یکی از معابر قدیمی محله سیدی و به طول 200متر است که از حاشیه بولوار شهید دایی آغاز و در حاشیه بوستان خطی خلج و کال اقبال خاتمه پیدا می‌کند. شکل‌گیری منازل این معبر مدیون تلاش‌ها و زحمات مرحوم محمود سیدی در دهه30 بود که با آباد کردن زمین‌های بایر این محدوده، اقدام به تفکیک اراضی و فروش آنها در قطعات 250 تا 1000 متری به دیگران کرد.
شروع شکل‌گیری کوچه امیرآباد برمی‌گردد به سال 1340. همان دوره‌ای که منطقه قلعه ساختمان تقریبا خالی از سکنه بوده است. اولین خانه‌ها در انتهای این کوچه ساخته می‌شوند. بعدتر با تأسیس اداره نفت در امیرآباد این محله توسعه بیشتری پیدا می‌کند. حوزه علمیه، درمانگاه، مسجد و... فضاهایی است که بعدتر ساخته و باعث شده‌اند این معبر به یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های منطقه تبدیل شود اما وجه تشخص این محله را باید کال امیرآباد نامید. خندقی قدیمی که در حاشیه کوچه قرار دارد.
خیابان ارشاد در محله‌ای به همین نام واقع شده و از یک سمت به خیام جنوبی و از سمت دیگر به خیابان شهید صادقی منتهی شده است. این محدوده به دلیل داشتن فضای‌سبز و همچنین وجود ارگان‌های دولتی یکی از خیابان‌های شناخته‌شده شهر محسوب می‌شود. محوطه‌های 512دستگاه و 600دستگاه و 2بوستان «مهر» و «ماه» فضایی برای استفاده از وسایل ورزشی، تفریح و حتی عکس گرفتن به‌ویژه در فصل خزان برای شهروندان مهیا کرده است.
خیابان معلم26 از معابر فرعی بولوار معلم است که شهروندان زیادی در آن تردد دارند. این معبر جزو معدود معابر فرعی بین بولوارهای فرهنگ و معلم است که از 2طرف بازگشایی شده است و این 2بولوار را به یکدیگر متصل می‌کند.
از کوچه پرشوکت جوادیه که روزگاری در هیاهوی دانش‌آموزان نمونه مدرسه جوادیه غرق می‌شد، چند کاسب‌کار و مسجد معروفش باقی مانده و البته بنای جوادیه که اکنون از کاربری خود یعنی مدرسه خارج شده و به خانه زائر تبدیل شده است.
وقتی در کوچه پس کوچه‌های شهر راه می‌روید خانه‌های قدیمی با معماری‌های خاصش را می‌بینید که آجرها و کاشی‌کاری‌هایش بیانگر دوران معماری قدیمی‌اش است، اما در همین کوچه پس کوچه‌ها هستند خانه‌هایی که در پشت درهای فلزی پنهان شده‌اند و هیچ نشانی از قدیمی بودنشان ندارند. یکی از همین خانه‌ها واقع در سرشور33 با نام خانه شاملو است که ساکنان این خانه (خانواده ابوالقاسم شاملو منتظر مَقدَم) مدعی است نسل هفتم شاملوها هستند و این ملک وقف اولاد است و نسل اندر نسل در بین آن‌ها چرخیده است.
قدیم‌ها جایی که در حال حاضر کوچه سرافرازان۱۳ و کوچه‌های حوالی آن قرار دارند، کوره‌های گچ‌پزی بود. گاری‌ها بارشان را پر گچ می‌کردند و به خانه‌های در حال ساخت در کل شهر می‌بردند. حالا دیگر خبری از آن کوره‌ها نیست و سرافرازان13 محل تردد بسیاری شهروندان حتی از دیگر محله‌هاست. در انتهای این کوچه می‌توان تصویر کوه را دید و یک مجتمع بزرگ تفریحی که روی کوه جاخوش کرده است.
خیابان جهاد حد فاصل چهارراه بی‌سیم تا انتهای خیابان دانش است. این خیابان در نقشه سال 1333با نام خیابان دوچرخه ثبت شده است و تاریخچه‌ای بس قدیمی دارد. در گذشته کسانی که تمایل به یادگیری دوچرخه‌ سواری داشتند به آن‌جا می‌رفتند و آموزش می‌دیدند.
روستای بحرآباد یا آنچنان‌که بومی‌های قدیمی آن می‌گویند «بهرآباد» یا «بهارآباد»- وجه تسمیه آن به علت آب و هوای خوش و قنات‌های متعددی بوده که داشته است- یکی از همان روستاها بود که اربابش، محمد حبیب‌اللهی، توانست قبل از انقلاب سفید شاه تمام 1100 هکتار «بهرآباد» را قطعه‌بندی و از اصلاحات ارضی حفظ کند. حبیب‌اللهی از اولاد حاج میرزا حبیب‌ا... مجتهد معروف خراسانی و از رهبران دینی معروف مشهد در عصر مشروطه بود.