به دلیل مسائل اقتصادی هنر جزو اولویتهای اول مردم نیست و بیشتر مشکل هنرمندان فروش آثارشان است. در حال حاضر هنرمندان هم باید به خلق اثر هنری خود بپردازند و هم به راههای فروش فکر کنند. درحالیکه هنرمند باید هنرمند باقی بماند و فقط به خلق اثر توجه داشته و دغدغه فروش نداشته باشد بنابراین بهترین راهحل این است که در شهرها مکانهای دائمی و مشخص باشد که هنرمند بتواند کارهایش را به نمایش و فروش بگذارد.
رضا عرفانی متعلق به نسلی از هنرمندان تئاتر مشهد است که به گفته خودش در رخوت اواخر دهه70 و اوایل دهه80 در تئاتر پرافتخار خراسان شکل گرفت و در طول نزدیک به 20سال گذشته همواره در جریان تئاتر بوده و فعالیتش را ادامه داده است. او میگوید: مشهد برای زندگی یک هنرمند تئاتر شهر خوبی است. تئاتر مشهد از نظر تنوع، تکنیک و استعدادهای جوان در وضعیت خیلی خوبی قرار دارد، اما حلقه مفقوده آن، رفاقت است و شاید گره مشکلات تئاتری ما در این شهر با کمی نزدیکشدن هنرمندان به یکدیگر حل شود.
یک روز یک نفر گریهکنان به مغازه آمد و گفت پدرم مرده و از او هیچ عکسی به یادگار نداریم، بیاید از او عکس بگیرید تا چهرهاش برایمان بماند. یکی از عکاسان به نام حسین میرود تا از متوفی در غسالخانه عکس بگیرد، او که تاکنون مرده ندیده بود، کمی عقب میرود تا عکس بگیرد، اما ناگهان میترسد و فرار میکند. دوباره به مغازه آمد و گفت او که ترسید و فرار کرد یک نفر بیاید و عکس بگیرد، من رفتم و از صورت پدرشان عکس گرفتم.
مهدی رضاییصدر ایدهپرداز است و خلاقیت بینظیرش همراه با چیرهدستی باعث شده است که آثار جذابی خلق کند؛ چه در نقاشی و مجسمهسازی و چه در نمایشگاه چیدمان. در تمام آثار او دغدغه هویت موج میزند، ولی نه الزاما موضوعی چون شناسنامه. صحبت از هویت انسانی و حرکت رو به تعالی است.
از روزی میگوید که دخترش بر اثر کمبود اکسیژن حتی قدرت شیر خوردن هم نداشته، اما او با تقویت عضلات دخترش همه پزشکان را متعجب کرد. همانهایی که گفته بودند امکان زنده ماندن دختر50درصد بیشتر نیست، اما او توانسته بود معجزه کند و دخترش را سرپا نگهدارد.
سال 1345 وقتی که 9سال بیشتر نداشت درس و مدرسه را رها کرد و آموختن حرفهای گلدوزی را در پیش گرفت. آن زمان برادران و خواهرانش در کار گلدوزی بودند و او هم جذب اینکار شد. هر چند این روزها بیشتر آنها شغلشان را عوض کردهاند، اما او همچنان مانند گذشته عاشقانه کارش را ادامه میدهد و اکنون سالهاست که طرحها و نقشهایش نهتنها در ایران بلکه در سایر کشورهای جهان حرف برای گفتن دارد.
هاجر طاهریمقدم هنرمند قالی باف محله سیس آباد متولد سال1355 است. او از همان هفتهشتسالگی کنار مادرش پای دار بوده و این هنر را از مادرش به ارث برده است. خانم طاهری مقدم آن قدر در کارش مهارت دارد که بدون دست کشیدن روی قالی، تعداد گرههای قالی را تشخیص میدهد. طرحهای قالی را از بر، رج به رج میبافد و با هنرش کمک خرج خانواده است.
او در یک اتاق کوچک در منزلش کیفهایی تولید میکند که از شهرهای مختلف کشور سر در میآورند. بسیاری از افراد جویای کار در منزل نشستند و منتظر یک فرصت برای کسب درآمد هستند، اما برخی با بهره بردن از حداقل امکانات و هنر خود درآمد کسب میکنند.
بهناز مختاری با بهره گرفتن از هنری که دارد برای خودش توانسته است کارآفرینی کند و در این مسیر موفق باشد، او معتقد است جوانان در این مسیر نباید ناامید باشند: اگر جوانان ما که به دنبال موفقیت در زندگی خود هستند روی یک کار یا شغل تمرکز کنند و پشتکار داشته باشند، حتما میتوانند نتیجه بگیرند حتی اگر در ابتدای مسیر شکستهایی را متحمل شوند، البته این مشروط بر این است که به «نشدن» فکر نکنند. ذهن خود را درگیر شکست خوردن نکنند.
سیاهپوشی حرم مطهر با کتیبههای مختلف حدود 5سال است که شکل و شیوه جدیدی به خود گرفته است و این اقدام را نیز گروهی تهرانی انجام میدهد. گروهی که متشکل از هنرمندان مختلفی از جمله خیاط، خطاط، دستدوز و چاپگر است که هر کدام جزو سرآمدان حرفه خود هستند.
از سیزدهسالگی شاگرد یکی از بهترین پرچمدوزهای مشهدی شد، اما هرگز فکر نمیکرد دست سرنوشت چه برایش رقم خواهد زد. فکر میکرد قرار است پرچمدوز سادهای باشد، اما اتفاقات جالبی در مسیر زندگی او قرار گرفت. اتفاقی مانند خودنمایی هنر گلدوزیاش بر گلدستههای حرم حضرت رضا(ع).
چند سال پیش که به مشهد مهاجرت میکنند شروع میکند به کار روی در و دیوارها... اما نه در و دیوار شهر! او تفاوت کار خودش با کار گرافیتی رایترهای دیگر را در همین میداند. اینکه دلش نمیخواهد طرحی که خلق میکند عمر کوتاهی داشته باشد و زود پاک شود. دلش میخواهد کاری که انجام میدهد غیرقانونی هم نباشد و مشکلی برایش به وجود نیاید. او حالا بالغ بر بیست گرافیتی دارد که همگی خارج از محدوده شهری هستند. روی تانکرها، دیوارهای مخروبه و...
مجتبی صادقی متولد سال٧٥ از آن دسته جوانهای پرانرژی فعال است که با همین سن و سال کم کلی تجربه مختلف توی کارنامهاش دارد. از تئاتر و بازیگری و راهاندازی گروه بگیرید تا ضبط برنامه برای شبکه2 صداوسیما و تجربه خبرنگاری بسیج رسانه. او روی بیشتر استیجهای شهر اجرای برنامه داشته و مستند ضبط کرده است و... . اما در کنار همه این تجربههای شخصی برای کار گروهی ارزش بیشتری قائل است و وقتی از اهداف شخصیاش میپرسم میگوید همه اهدافش در راستای پیشرفت گروهشان است.
همیشه و همه جا دفتر نقاشی و مداد رنگی برایش مهیا بود، انگار پدربزرگها و مادربزرگهایش هم از نقش بستن یادگاریهای او بر در و دیوار خانهشان خوششان نمیآمد.برای همین دفتر نقاشی و مدادرنگی در اختیارش قرار میدادند. اکنون که 16سال از عمر آرمین خندهمی میگذرد هنوز هم دفتر نقاشیهایش را نگه داشتهاند.
فاطمه نیازی یکی از دانشآموختگان رشته صنایع دستی(گرایش فرش) هنرستان فنی و حرفهای راهنور واقع در بولوار شاهنامه است. او که درحال حاضر 18سال دارد و چندین بار در رشتههای «بافت فرش» و «بافت زیلو» عناوین برتر استان و کشور را از آن خود کرده است، میگوید: آرزو دارم با راهاندازی کارگاه قالیبافی حامی زنان آسیبپذیر جامعه باشم که شرایط اقتصادی سختی را تحمل میکنند
بسیاری از بچههای دهه هشتاد و نود او را میشناسند و صدایش را از شبکههای مختلف صدا و سیما شنیدهاند. مداح است و مداحی برای ائمه معصوم(ع) را از کودکی آغاز کرده است. در 11سالگی نماهنگ «زیارت» با صدای او به مناسبت میلاد امامرضا(ع) از شبکه خراسانرضوی پخش شد. کار اخیرش نیز سال گذشته همزمان با شهادت سردار قاسم سلیمانی با نام «سردار آسمانی» و «سردار دلها» از شبکه خراسانرضوی به نمایش درآمد.
علاقهاش به هنر مدرن او را در سن 15، 16 سالگی به تهران میکشاند. درست زمانی که موزه هنرهای معاصر گنجینه آثار هنری را به نمایش گذشته بود. در این باره میگوید: هنگامی که آثار را نگریستم از دیدن رنگها حیرت کردم. اینکه چگونه یک رنگ قرمز میتواند به انسان هیجان بدهد و در عین حال آرامش را نیز نصیب او کند. آنگاه بود که متوجه شدم دنیای من این دنیا نیست و من باید در فضای دیگری باشم بنابراین مدتی در تهران زندگی کردم و سپس به مشهد بازگشتم.
راهنماییهای پدر و علاقه خودش به طراحی باعث شد برای ادامه تحصیل رشته گرافیک را انتخاب کند. خلاقیت و خوب دیدن را ویژگی اصلی گرافیستهای موفق میداند و میگوید: گرافیک رشتهای جذاب است. علاقه، پشتکار، تمرین و خلاقیت به هنرجویان برای موفقیت کمک میکند. علاقهمندان به این رشته با داشتن ایدههای خلاقانه پیشرفت زیادی میکنند. گرافیک مثل یک اقیانوس بیانتهاست.
23سال است که به طور تخصصی ساز میزنم، ساز میسازم و تدریس میکنم. در این سالها ابداعات زیادی برای سهتار داشتهام. البته دیگر هنرمندان هم ابداعاتی داشتهاند اما من در درجه اول به این موضوع توجه میکنم که ابداعی کاربردی در راستای سهولت استفاده از ساز داشته باشم و نه صرفا برای زیبایی. زمانی که در کارگاه فرامرز کار میکردم به فکر افتادم تغییراتی در قسمت پنجه ساز داشته باشم تا راحتتر در دست بنشیند.
منیره امیریوسفی سال56 قدم به دنیا میگذارد و از همان کودکی به هنر علاقهمند میشود. ریشه این عشق و علاقه را میتوان در خانواده هنرمندش جستوجو کرد. خانوادهای که از یک طراح، یک نوازنده گیتار و جواهرساز، یک خیاط و یک هنرمند تئاتر تشکیل میشود.